انقلاب اسلامی، پایانی بر استثمار سیاسی ایران معاصر

انقلاب اسلامی، پایانی بر استثمار سیاسی ایران معاصر

نقطه آغازین تاریخ معاصر ایران، اغلب محل تردید و ابهام است. عده ای چون «جان فوران»، صفویه را سرآغاز دوره جدید می دانند، (فوران، ۱۳۷۷: ۱۳) و بسیاری هم مشروطه را واجد چنین عنوانی قلمداد می کنند.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، نقطه آغازین تاریخ معاصر ایران، اغلب محل تردید و ابهام است. عده ای چون «جان فوران»، صفویه را سرآغاز دوره جدید می دانند، (فوران، 1377: 13) و بسیاری هم مشروطه را واجد چنین عنوانی قلمداد می کنند. در این میان جنگ های ایران و روس را نیز به این موارد اضافه می کنند و جمله معروف «عباس میرزا» (1) خطاب به «ژوبر» سفیر فرانسه و ناپلئون را مبداء  شروع تاریخ سیاسی و فکری ایران جدید می دانند: «نمی دانم این قدرتی که شما اروپایی ها را بر ما مسلط کرده چیست وموجب ضعف ما وترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن وفتح کردن وبه کار بردن قوای عقلیه متبحرید وحال آن که ما در جهل وشغب غوطه ور وبه ندرت آتیه را در نظر می گیریم. مگر جمعیت وحاصل خیزی وثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می تابد، تاثیرات مفیدش در سر ما کمتر از سر شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی کنم، اجنبی حرف بزن! بگو من چگونه باید ایرانیان را هوشیار کنم؟ (حائری، 1367:308)»


وابستگی ایران با وجود مصلحان نامدار
بررسی دقیق، گزینه سوم را با وضعیت جامعه ما سازگارتر نشان می دهد. زیرا هنوز با گذشت نزدیک به دو قرن از این پرسش؛ غرب و مدرنیته مسئله اول جامعه به شمار می رود. قدم بعد از این سوال، قرارداد ترکمنچای و واگذاری استقلال سیاسی ما به دولت روسیه است. (2) گویی باوجود تلاش های مصلحانی چون عباس میرزا، قائم مقام فراهانی، امیر کبیر، شهید مدرس، آیت ا... کاشانی و مصدق، گلیم بخت دولت و ملت ایران در موضوع سیاست خارجی سیاه بافته  شده و استقلال سیاسی و به تبع آن دیگر حوزه ها وابسته به بیگانه می شود. ترکمنچای مهره اول دومینوی سیاسی ایران بود که به دنبال مهره های بعدی سقوط می کند و قرارداد های آخال، پاریس، 1907رویتر، دارسی و همچنین کودتا هایی چون سقوط قاجار و 28 مرداد بر این مردمان تحمیل می شود.

اگر چه امیر کبیر، میرزای شیرازی، شهید مدرس، آیت ا... کاشانی و مصدق مقاومت هایی را برای حفظ ولو موقت استقلال سیاسی کشور می نمایند اما گویا زور استعمارگران و مرعوبان داخلی بر آنان می چربد و انزوا، زندان، تبعید و قتل سرانجام بسیاری از آنهاست. از سال 1828 میلادی تا سال1979، 150 سال طول کشیده و ملت ایران دوره پر محنتی را در آرزوی استقلال سیاسی به سر برده است. بررسی الگو های حاکم بر سیاست خارجی ایران در این مقطع طولانی نشان می دهد همیشه در روی یک پاشنه چرخیده و آن توجه به بیگانه برای ارتقای وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور بوده است. بهترین مقاطع این 150 سال اجرای الگوی موازنه منفی بوده که در آن هم بالاخره توجه به قدرت سوم مد نظر بوده است. عباس میرزا در همان جنگ ایران و روسیه به فرانسه روی آورد و در حالی که امید به تجهیز سپاهیان با آموزش و ادوات فرانسویان داشت، به ناگاه دو دشمن دیرینه آشتی کردند و ایران تنها و رها شد. انعقاد عهدنامه «تیلیست» میان فرانسه و روسیه به خوبی ثابت کرد که به رغم تظاهر ناپلئون به حمایت از ایران، جهت گیری این کشور نسبت به ایران تنها در پی تحصیل منافع استعماری اش است.


درایت امیر کبیر در قرارداد با آمریکا
امیرکبیر، آمریکا را به عنوان قدرتی نوظهور نگاه و تلاش می کرد به نوعی در مقابل روس و بریتانیا به تدریج و در یک فضای مدیریت شده، پای آن را به فضای سیاست خارجی ایران باز کند. در 1851م عهدنامه دوستی بین ایران و آمریکا امضا شد که در آن اجازه کشتیرانی و بارگیری در بنادر برای دوطرف بلامانع اعلام شده بود و نشان دهنده درایت امیرکبیر در جلوگیری از تسلط انگلیس بر خلیج فارس و تنگه هرمز است که البته استبداد ناصری فرصتی را برای تجربه این رویکرد در اختیار امیر قرار نداد.


دکتر مصدق؛ نجات نفت ایران از دام استعماری انگلیس، اعتماد بیجا به آمریکا
همین نگاه را دکتر مصدق در دوران نخست وزیری که بسان دوره امیرکبیر مستعجل بود، پیگیری کرد. نجات از دام استعماری شرکت نفت انگلیس و زیاده خواهی های شوروی، آمریکا را در قالب تکیه گاه مطمئن نشان می داد. تاسیس سازمان اصل 4 ترومن و کمک های برنامه ریزی شده آمریکا و دخالت مثبت در موضوع آذربایجان، به سرعت با اجرای کودتای 28 مرداد و عملیات آواکس بنای سست اعتماد به بیگانه را به تصویر کشید. دکتر مصدق قصد داشت به کمک های اقتصادی آمریکا تکیه کند و همین موضوع موجب نوعی خوش بینی بدون مبنا به آمریکا شده بود. بنابراین، با خوش بینی به آمریکا، تصور می کرد که می تواند از بحران عبور کند اما به محض این که به درخواست های نفتی آمریکا جواب منفی   داد، پروژه حذف او اجرا شد.
تقریر رهبر معظم انقلاب اسلامی در 19بهمن1391 از این ماجرا شنیدنی است: «یک روزی مصدق به آمریکایی ها اعتماد کرد، به آن ها تکیه کرد، آن ها را دوست خود فرض کرد، ماجرای 28 مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایی ها قرار گرفت و عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایی بود. تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند.» (آیت ا... خامنه ای، 1395)


مبارزه امام با سلطه خارجی همزمان با نفی استبداد پهلوی
امام خمینی(ره) رهبر هوشمندی بود که از همه این تجارب به نحو موثری در جنبش اسلامی مردم ایران استفاده کرد.  امام به طور همزمان و در کنار مبارزه با استبداد داخلی، با بدبینی کامل به قدرت های خارجی، ستون دوم نهضت را به مبارزه با همه قدرت های استعمارگر اختصاص داد. امام در سخنرانی چهارم آبان 1343 شاه را از تکیه به قدرت های خارجی و به تاراج دادن استقلال سیاسی کشور بر حذر می دارد و تمامی قدرت های خارجی را توامان مورد شماتت قرار می دهد: «آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلید تر.» (امام خمینی، 1343)


تبعید امام در پی مخالفت با وابستگی سیاسی پهلوی
موضوع تبعید امام راحل نیز اساسا به این دلیل بود که ایشان در مقابله با طرح کاپیتولاسیون در صیانت از استقلال سیاسی کشور و پاسداری از پرستیژ و اعتبار جامعه ایرانی در برابر قدرت خارجی علیه رژیم شاه قیام کردند. کاپیتولاسیون که اعطای مصونیت قضایی به اتباع خارجی بود، داستان غمناکی در تاریخ معاصر ما دارد. برای اولین بار قرارداد ترکمنچای مصونیت قضایی را برای اتباع روسی ایجاد کرد. دو کارگر روسی رئیس مجلس ایران را در سال1911 ترور کردند و به قتل رساندند و دولت ایران ذلیلانه قاتلان را در اختیار دولت روسیه قرارداد. دولت انگلیس هم به تبع روسیه و پس از جداشدن هرات از ایران در پیمان پاریس به سال1856، مصونیت اتباع خود را به ایران تحمیل کرد. شهید مدرس که به نوعی از شخصیت های موثر در شکل گیری بینش سیاسی امام راحل بود، قهرمان مبارزه با کاپیتولاسیون روسی بود و  امام با الهام از این مشی ضد استعماری شهید مدرس، با قدرت به میدان مبارزه با مصونیت قضایی اتباع آمریکایی وارد شد.


امام در گفتار شدیداللحن خود در مخالفت با طرح احیای کاپیتولاسیون در چهارم آبان1343 با ذکر ماجرای اولتیماتوم روسیه به ایران و مقاومت شهید مدرس در برابر آن می فرمایند:«علما موظفند ملت را آگاه کنند، دولت اعتراض کند که چرا یک همچنین کاری کردید؟ چرا ما را فروختید؟ مگر ما بنده شما هستیم. شما که وکیل ما نیستید. وکیل هم بودید اگر خیانت کردید به مملکت، خود به خود از وکالت بیرون می روید. خدایا این ها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا دولت به مملکت ما خیانت کرد، به اسلام خیانت کرد. اگر یک ملا تو این مجلس بود در دهن این ها می زد. نمی گذاشت این کار بشود، من به آنان که به ظاهر مخالفت کردند این حرف را دارم ، چرا آقا خاک تو سرتان نریختید؟ چرا پا نشدید یقه آن مردک را بگیرید؟ همین! من مخالفم [و] سر جای خود بنشینید و آن همه تملق بگویید؟ مخالفت این است؟ باید هیاهو کنید.عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند. قانونی رابه مجلس بردند که در آن ما را ملحق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمند های فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان... از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. ملت ایران را از سگ های آمریکا پست تر کردند.

چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد از او مؤاخذه می کنند اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد مؤاخذه می کنند. چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگ ترین مقام را زیر بگیرد، هیچ کس حق تعرض ندارد. آقا من اعلام خطر می کنم، ای ارتش ایران من اعلام خطر می کنم، ای سیاسیون ایران من اعلام خطر می کنم... وا... گناهکار است کسی که فریاد نکند. ای سران اسلام به داد اسلام برسید. ای علمای نجف به داد اسلام برسید. ای علمای قم به داد اسلام برسید» (امام خمینی، 1343) امام خمینی با این نگاه و رویکرد ضد استعماری با محوریت حفظ استقلال سیاسی، سیاست خارجی منحصر به فردی را بنیانگذاری کردند که با تمام دنیای استکباری نه تنها فاصله دارد بلکه اهتمام خود در حمایت از همه نهضت های آزادی بخش را تاکید و ابراز می کند. مطابق اصل 152 قانون اساسی: «سیاست‏ خارجی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ بر اساس‏ نفی‏ هر گونه‏ سلطه‏ جویی‏ و سلطه‏ پذیری‏، حفظ استقلال‏ همه‏ جانبه‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور، دفاع‏ از حقوق‏ همه‏ مسلمانان‏ و عدم‏ تعهد در برابر قدرت‏ های‏ سلطه‏ گر و روابط صلح‏ آمیز متقابل‏ با دول‏ غیر محارب‏ استوار است‏.» در اصل 154 نیز تصریح دارد:«جمهوری‏ اسلامی‏ ایران در عین‏ خودداری‏ کامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملت های‏ دیگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستکبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمایت‏ می‏ کند» 


عدم تعهد و استقلال در سیاست خارجی
جمهوری اسلامی ایران براساس این اصول، شعار «نه شرقی نه غربی» را راهبرد سیاست خارجی خود اعلام کرد. سیاست نه شرقی نه غربی به معنای عدم رابطه با کانون ها و قطب های قدرت بین المللی نیست بلکه به معنای عدم وابستگی به ابرقدرت ها یا قدرت های بزرگ در نظام بین الملل است که در ادبیات سیاسی امروز جهانی به عدم تعهد از آن تعبیر می گردد. عدم تعهد به معنای قطع رابطه با کشور ها و بازیگران بین المللی نیست؛ شالوده عدم تعهد، عدم وابستگی و حفظ استقلال است.


امروز هر صاحب نظر منصفی صفت استقلال سیاسی را کاملا منطبق بر عملکرد سیاست خارجی ایران می داند؛ کشوری که روزی پادشاه آن برای تعیین نخست وزیر دلخواه مدت ها بر متقاعدسازی آمریکایی ها اصرار داشت: «در همین کشور ایران، محمّدرضا پهلویِ خائن، برای این که کدام نخست وزیر سرِ کار بیاید؛ کدام رئیس شرکت نفت سرِ کار بیاید؛ کدام وزیر دفاع و یا کدام وزیر خارجه سرِ کار بیاید، دنبال سفرای آمریکا و انگلیس در تهران می فرستاد و به آن ها می گفت: می خواهم فلان کس را بیاورم. نظر شما چیست؟ اگر آن ها می گفتند« بیاور»، می آورد و اگر می گفتند« نیاور» نمی آورد! آمریکایی ها این را می خواهند. استکبار جهانی این را می خواهد (آیت ا... خامنه ای؛ 1373)


همان کشور ضعیف و ذلیل، امروز به قدرت اول منطقه ای تبدیل شده و با اتخاذ سیاست مبارزه با استکبار و حمایت از مظلومان به کابوس وحشتناک قدرت های استعمارگر مبدل شده است. اظهارات نخست وزیر بریتانیا که اخیرا در بحرین علیه ایران سخنرانی کرده بود، گویای این ترس است: «مقابله با اقدامات تهاجمی که ایران در راستای افزایش نفوذ خود از تهران تا مدیترانه صورت می دهد، جزو اولویت های بریتانیاست» (ترزامی، 1395) انقلاب اسلامی و راهبرد های سیاست خارجی آن،  به 150 سال استثمار و وابستگی خاتمه داده و ایران را به الگویی بی بدیل از استقلال سیاسی تبدیل کرده است.
پی نوشت ها:
1- فرزند فتحعلی شاه  قاجار که در فاصله سال‌های 1797 تا 1833 میلادی ولیعهد ایران بود. وی همچنین والی آذربایجان بود. او  قبل از مرگ پدرش درگذشت.
2- فصل هفتم ترکمنچای: «چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراتور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته؛ از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.»

منبع: خراسان

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
اخبار روز رسانه ها
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
فونیکس
غارعلیصدر
پاکسان
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات