استاندارد ایزو ۹۰۰۲ هستم
من پس از ۳۲ سال کار هنری خودم به نوعی استاندارد ایزو۹۰۰۲ دراین زمینه هستم!
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، «محمد حسین لطیفی» نویسنده و فیلمساز مشهور سینما و تلویزیون است که در سالهای پس از انقلاب آثار موفقی تولید کرده است؛ در ایام مبارک دهه فجر با موضوع سینما و سریالهای مربوط به حادثه انقلاب اسلامی، با وی گفت و گویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
اوضاع سریالهای با موضوع انقلاب اسلامی را چطور ارزیابی میکنید؟
به لحاظ کمی قطعاً قابل قبول بوده است و سالانه به طور متوسط دو سریال را تولید کردهایم و مواردی هم مثل سریال «معمای شاه» به صورت الف ویژه داشتهایم. آن چیز که اتفاق نیفتاده است، روح حادثه است و سه بار تکرار میکنم که متاسفانه مدیران فرهنگی ما اندازه هنرمندان، تن را به آب نمیزنند و در پستهای مدیریتی خود بیشتر دنبال عناوین و تعداد هستند و این رویه به وضعیت فعلی منجر میشود.
علت چیست؟
باید اشاره کنم، اراده برای تولید این آثار درهنرمندان وجود دارد، اما به هرحال پرداخت به این مسائل مستلزم بازگو کردن برخی مواردی است که ممکن است پس از گذشت سالها از پیروزی انقلاب هنوز محقق نشده باشند و این رویه گاهی مورد پسند مدیران نیست و ترجیح میدهند به آنها پرداخته نشود و اگر این مسائل بازگو نشوند، ماجرا مثل قصه شیر بی یال و کوپالی میشود که جذابیتهای لازم را ندارد.
به هرحال شخصی مثل من که آن روزها 17ساله بوده و تا امروز که به 53 سالگی رسیده است، دارای آمال و آرمانهایی بوده که لازم میداند به آنها بپردازد و بررسی کند که آیا محقق شده است یا خیر؟ باید بپذیریم ما ایرانیان در بسیاری از حوزهها کم کاری داشتهایم.
در سینما که شرایط مدیریتی متفاوت است چرا آثار موفق در این زمینه کم بوده ؟
یک مورد بسیار نادر و عجیبی که شاید کسی تا سالها جسارت پرداختن به آن را نداشت موضوع فعالیتهای سازمان منافقین بود که بالاخره سال گذشته آقای «بهروز شعیبی» عزیز سراغ آن رفت و جا دارد به ایشان بگویم که دمت گرم که «سیانور» را ساختی و همین جا اعلام میکنم شخصاً ایشان را بسیار دوست دارم و او را فیلمسازی کاربلد و موفق می دانم. یا در مثالی دیگر «محمدحسین مهدویان» که امسال «ماجرای نیمروز» را ساخته است هم به همین شکل است؛ بالاخره مجموعهای او را کشف کرده و چند کار را با او ساخته و پس از کسب اعتماد، پشت او ایستاده است و حمایت میکند.
شرایط فعالیت شما در تلویزیون چگونه بوده است؟
من از مدیران گلایه دارم؛ در زمان تولید یک پروژه برای تلویزیون که اتفاقاً به اصرار آقای «ضرغامی» قبول کرده بودم، مدیر مربوط از من خواست که باهم با قطار به مشهد برویم و در طول سفر درباره قصه و جزییات آن صحبت کنیم.
من لبخندی زدم و گفتم قصه زیر دست من است و مسائل تحت کنترل بنده است و نیازی به سفر برای بحث درباره آن نیست.
او در مقابل گفت که این گونه نمیشود و ما باید به شما بگوییم که چه میخواهیم ساخته شود و من هم نهایتاً گفتم، قصه مورد نیاز و استاندارد را من آماده کردهام و اگر با آن موافق نیستید میتوانید با شخص دیگری همکاری کنید و بالاخره من پس از 32 سال کار هنری خودم به نوعی استاندارد ایزو9002 دراین زمینه هستم!
به هرحال مدیران هم با معذوریتهایی روبرو هستند و حق اظهار نظر دارند.
در پروژه «نردبام آسمان» پس از گذشت یک ماه و نیم از تصویربرداری، مدیران گفتند که فیلمنامه ایراد دارد و کلاً ناقض تاریخ است و اصلاً این سریال در اولویت سازمان نیست و کار را تعطیل و سراغ پروژه دیگری بروید؛ من قبول نکردم.
به آقای «ضرغامی» مراجعه کردم و پس از جلسهای مفصل، ایشان حرف خوبی به من گفت و اظهار داشت که برای یک مسوول دشوار است که حکم 16مدیر زیردست خود را وتو کند و این کار سختی است، ولی چون حرفهای شما منطقی است این کار را انجام میدهم.
آقای ضرغامی سپس در یک قطعه کاغذ کوچک چند نکته نوشت و دستور داد که در سریال از خرافات دوری شود و موجب اختلاف مذهبی نشود و ما هم عمل کردیم و این یعنی سیاست گذاری کلان که قابل قبول است.زمانی که بنده را به عنوان یک فیلمساز دغدغه مند میشناسند باید به لحاظ هنری هم به من اعتماد داشته باشد و خود در کنار گود بنشینند.
پس شما دلیل عدم موفقیت سریالهای موضوعی را بی اعتمادی مدیران به هنرمندان می دانید؟
هم عدم اعتماد به هنرمندان و هم این که گاهی انگشت به روی مسایلی گذاشته میشود که اصولاً پرداخت به آنها به ضرر نظام است ولی آنها اصرار به انجام آن دارند.
در موضوع انقلاب اسلامی دهها رمان موفق نوشته شده که هیچ یک از آنها تبدیل به سریال نشده است و ظاهراً متاسفانه در تلویزیون اتاق فکر خوبی دراین موضوع وجود ندارد؛ برای مثال دریکی از پروژهها من به عنوان کارگردان بودم که بعداً فهمیدم شخصی که مشاور پروژه است فرد مناسبی نیست و به همین خاطر به مدیران گفتم که مشاور یک پروژه لاقل از کارگردان آن مجموعه باید بزرگتر باشد و نهایتاً این کار به سرانجام نرسید و ساخته نشد.
برخی علت اوضاع سینما و سریالهای با موضوع انقلاب را کم توجهی هنرمندان میدانند.
به خدا قسم شما بین هنرمندان و مشکلات آنها در این زمینه نیستید که بدانید چه مسایلی وجود دارد؛ همین الان پروژه دفاع مقدسی در اهواز داریم که من شخصاً ملاحظه کردم که امکانات موجود حتی در حد جنگ پارتیزانی هم نیست.
دراین بین جا دارد از دوستان موسسه «اوج» به دلیل نیت خیر و اقدامات خوبشان تشکر کنم و شخصاً هر کاری در توان داشته باشم برای پروژههای آنها انجام خواهم داد.
برخی از مدیران فقط حرف میزنند و به مشکلات اهمیت نمیدهند؛ درهمین مجلس شورای اسلامی یا بین دولتمردان و مسوولان اعلام کنند که کسی نمیتواند مسوولیت بگیرد مگر این که هیچ یک از فرزندانش در خارج از کشور زندگی نکند و در غیر این صورت سمتی نخواهد داشت؛ مطمئن باشید با این اقدام بسیاری از مشکلات کشور حل خواهد شد چون فرزندان اکثر مدیران ما در خارج ازکشور زندگی میکنند
منبع: صبح نو
انتهای پیام/