پنهان کردن آشوبآفرینیها !
طرح بحث «آشتی ملی» که این روزها در فضای عمومی و رسانهای کشور، بخش قابلتوجهی از تحلیلها و اخبار را به خود اختصاص داده و از سوی یک جریان خاص به آن دامن زده میشود، از چند زاویه قابلبررسی است.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، طرح بحث «آشتی ملی» که این روزها در فضای عمومی و رسانهای کشور، بخش قابلتوجهی از تحلیلها و اخبار را به خود اختصاص داده و از سوی یک جریان خاص به آن دامن زده میشود، از چند زاویه قابلبررسی است؛ بهویژه اینکه رسانههای بیگانه و معاند نیز از این طرح پشتیبانی کرده و آن را به نفع نظام و کشور میدانند! طرح این موضوع در این مقطع زمانی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن واقعیتهای سهگانه ذیل تحلیل و تفسیر کرد:
1. گزاره آشتی ملی در نگاه اول به این معناست که مردم و یا اکثریت جامعه بر سر موضوعی با یکدیگر اختلاف دارند و آشتی ملی، «وحدت ملی» را به ارمغان میآورد. از این منظر، ابتدا باید «اختلاف ملی» را جستجو کرد و بررسی نمود که آیا واقعاً بین آحاد مردم اختلاف وجود دارد یا خیر ؟ اگر همانگونه که معتقدین به این گزاره بر آن اصرار دارند، بپذیریم که اختلافاتی در کشور و در میان مردم وجود دارد، در این صورت باید شاهد شکاف و تفرقه میان آنها در مواقف حساس نظام همچون یومالله 22 بهمن و 9 دیماه باشیم، همانطور که دشمنان این آبوخاک هم حضور کمرنگ در میعادگاههای انقلاب را بهمنزله اختلاف مردم با دیدگاههای کلان و فاصله گرفتن آنان از آرمانهای نظام تلقی میکنند، مسئلهای که هیچگاه اتفاق نیفتاده است و مردم در این بزنگاهها، حضور میلیونی داشتهاند.
سؤال اینجاست که آیا به فرض پذیرش اختلاف ملی، حضور مؤمنانه، آگاهانه و همراه با بصیرت مردم در 22 بهمن سال جاری و سالهای گذشته کاهش یافت یا هرسال بر میزان مشارکت در این همایش عظیم افزوده میشود؟ شرکت میلیونها ایرانی فهیم و انقلابی در سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، پاسخی روشن به این سؤال است چراکه مردم هیچگاه با نظام یا با یکدیگر اختلاف نداشتند که در این مراسم باشکوه شرکت نکنند، همچنان که شرکت بیسابقه آحاد ملت در 22 بهمن امسال که پاسخی به تهدیدات آمریکا بود، این مفهوم را به ذهن متبادر نمیکند که تعارضات فکری یا سیاسی را در پاسخ به مبلغین ایده آشتی ملی کنار گذاشته و برای آشتی با یکدیگر به میدان آمدهاند.
بنابراین، حضور میلیونها نفر از مردم انقلابی در سالروز پیروزی انقلاب، نمایانگر «وحدت ملی» است و همه مردم با هر سلیقه و تفکری به ندای رهبری معظم انقلاب لبیک گفتهاند. افزون بر این، نماد وحدت و همدلی مردم، تنها به این مورد محدود نمیشود و مشارکت حداکثری آنان در بزنگاههای خاص همچون انتخابات، از دیگر معیارهای وحدت ملی به شمار میآید.
البته این بدان مفهوم نیست که تمام اقشار جامعه از یک دیدگاه و تفکر واحد سیاسی پیروی میکنند بلکه به این معناست که مردم باوجود سلایق سیاسی مختلف، در اصول اساسی همچون «امنیت ملی» و «منافع کشور»، رویه واحدی را دنبال میکنند و از این زاویه هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند. درنتیجه همانگونه که آیتالله آملی لاریجانی، رئیس محترم قوه قضائیه روز گذشته در جلسه مسئولان این قوه عنوان داشتند «آشتی ملی در جایی موضوعیت دارد که اختلافات اساسی وجود داشته باشد.
میان مردم فهیم و بصیر ما چه اختلاف و تفرقهای هست که نیازمند آشتی ملی باشند ؟ هیچکس منکر وجود اختلاف سلایق نیست؛ اما همه میبینیم وقتی بحث منافع و امنیت ملی مطرح است، همه مردم اختلافسلیقه را کنار میگذارند و در کنار یکدیگر هستند... من قطعاً مخالف آشتی، صلح و دوستی نیستم اما بحث بر سر این است که آشتی ملی در حال حاضر موضوعیت ندارد، مردم باهم قهر نیستند که نیاز به آشتی ملی باشد.»
2. اگر منظور طراحان ایده آشتی ملی این است که با سران عنود فتنه 88 مصالحه شود و اختلافات گذشته را به بهانه سنت حسنه آشتی کنار بگذاریم که در این صورت باید گفت پذیرش این گزاره نادرست، به معنای پاک کردن صورتمسئلهای بوده که بهعنوان «خط قرمز» نظام مطرح است. قائلین به فراموشی سپردن جریان فتنه آمریکایی – صهیونیستی 88 و نظریهپردازان مصالحه با سردمداران آن، در حالی ژست خیرخواهی برای نظام گرفته و به فکر اتحاد ملی در برابر تهدیدات خارجی افتادهاند که در آن روزهای پرالتهاب، عملاً با گروههای ضدانقلاب از سلطنتطلبها و بهاییان گرفته تا منافقین و گروهک ریگی علیه جمهوریت و اسلامیت نظام ائتلاف کرده و هیچگاه حاضر نشدند مواضع خود را از آنها تفکیک کنند. حتی زمانی که نتانیاهو، فتنهگران را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» نامید، بازهم هیچ صدایی از این جماعت که ادعای انقلابی بودن و مخالفت آنها با رژیم غاصب صهیونیستی گوش فلک را کرده بود، شنیده نشد و ترجیح دادند که ثمره مجاهدت هزاران شهید و جانباز دفاع مقدس را برای تأمین اهداف نامشروع و غیرقانونی سیاسی خود به مسلخ ببرند.
ایدئولوگهای نظریه «آشتی ملی» باید توضیح دهند که تناقضات موجود در آن ازجمله «آشوبآفرینی - آشتی طلبی»، «عدم مرزبندی با دشمن- ادعای اتحاد در برابر دشمن» و «توهم انقلابی بودن- امیدوار کردن بدخواهان نظام» را چگونه میخواهند حل کنند و بازگشت به چارچوب سیاسی و هرم قدرت کشور بدون عذرخواهی سران فتنه و جبران هزینههای مادی و معنوی سنگین، با کدام عقل سلیم همخوانی دارد ؟ حداقل انتظاری که از مسببان فتنه سال 88 وجود دارد و بارها از زبان رهبر بصیر انقلاب بیان گردیده، پذیرش اشتباهات گذشته و توبه در پیشگاه خداوند و ملت است ولی این انتظار حداقلی پس از گذشت هفت سال هنوز برآورده نشده و جالب اینکه برخی از آنها جای شاکی و متهم را عوض کرده و از نظام اسلامی که با حداکثر رأفت اسلامی با آنها مدارا نموده، طلبکار شدهاند !
3. اگر حلقه فتنهگران واقعاً جایگاهی در میان مردم داشتند، طرح آشتی ملی اساساً معنایی نداشت و آن را مطرح نمیکردند و چنانچه از محبوبیت عمومی برخوردار بودند - با شناختی که از آنها بهدستآمده- به اتکا آن بار دیگر علیه نظام توطئه کرده و غائله بر پا میکردند؛ درحالیکه مردم بصیر و فهیم کشورمان در 9 دیماه 88 و سالهای پسازآن، موضع انقلابی خود را با فریاد به گوش ناشنوای سران فتنه رساندند و صف خود را از خائنان و فرصتطلبان جدا کردند.
بنابر آنچه بیان گردید، مطرح کردن بحث آشتی ملی با توجه به مخالفت صریح و علنی سران فتنه با نظام اسلامی، یک موضوع بسیار جدی و خطرناک است و اینکه برخی اصرار دارند فتنهگران بدون قبول اشتباهات فاحش و جبران گذشته به فعالیت سیاسی ادامه دهند، به همان اندازه مضحک و درعینحال دردآور است که یک قاتل حرفهای با وساطت همکارانش که مقدمات جنایت او را فراهم میکردند آزاد شود! درنتیجه همانگونه که بزرگان نظام عنوان فرمودهاند اولین گام، پذیرش قلبی خطاهای گذشته و جبران مافات است و بدون این پیششرط، هر پیشنهادی برای طرح به اصطلاح آشتی ملی پذیرفته نخواهد بود.
انتهای پیام/