ادعای واهی برای کمرنگ کردن «اقرار بزرگ»

شناسه خبر: 1442181 سرویس: رسانه ها
دکتر محمد مصدق

انتشار اسناد وزارت خارجه آمریکا در هفته گذشته که دربرگیرنده گزارش های محرمانه دستگاه دیپلماسی و امنیتی این کشور درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۱ در ایران بود، بحث‌های فراوانی را در میان سیاستمداران و پژوهشگران عرصه تاریخ و سیاست، برانگیخت.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم به نقل از خراسان، انتشار اسناد وزارت خارجه آمریکا در هفته گذشته که دربرگیرنده گزارش های محرمانه دستگاه دیپلماسی و امنیتی این کشور درباره کودتای 28 مرداد 1331 در ایران بود، بحث‌های فراوانی را در میان سیاستمداران و پژوهشگران عرصه تاریخ و سیاست، برانگیخت. مهم ترین دستاورد بررسی این اسناد، «اقرار بزرگ» دولت آمریکا به دست داشتن مستقیم در کودتای 28 مرداد، براندازی دولت دکتر مصدق و روی کار آوردن دوباره شاه است. با این حال، گویا برخی محافل و افراد، چندان مایل نیستند به این «اقرار بزرگ» بپردازند و می‌کوشند با طرح مسائل حاشیه‌ای و برخی زوایای بحث‌برانگیز مطرح شده در این اسناد، از ضرباهنگ رسوایی دخالت آمریکا در امور ایران، بکاهند. هر چند اسناد تازه انتشار یافته، چیز جدیدی بر آگاهی‌های پیشین ما درباره نقش دولت آمریکا در کودتای 28 مرداد نمی‌افزاید، اما از این رو حائز اهمیت است که گواهیِ رسمی و انکارناپذیری درباره موضوع دخالت آمریکا در ایران محسوب می‌شود. طی روزهای اخیر، تحلیل‌های مختلفی درباره مفاد این اسناد منتشر شده که بیشتر آنها، فاقد پشتوانه پژوهشی مناسب است. با این حال، موج برخاسته از این تحلیل‌های آنی و غیرکارشناسانه، باعث واکنش‌هایی، له و علیه آیت‌ا... کاشانی شده است؛ تا آنجا که برخی او را متهم به همکاری با آمریکایی‌ها برای ساقط کردن دولت دکتر مصدق کرده‌اند و برخی، برای دفاع از وی، از اساس منکر وقوع کودتا علیه دولت دکتر مصدق شده‌اند و اصولاً موضوع عملیات «آژاکس» و براندازی دولت وی را زیر سوال برده‌اند.با این حال، نباید از یاد برد که اولاً، اختلاف میان دکتر مصدق و آیت‌ا... کاشانی بر سر مسائلی که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد، وجود داشته است و انگلیسی‌ها، با ابزارهایی که در اختیار داشتند، بر آتش این اختلاف، می‌دمیدند. ثانیاً، صرف انتشار اسناد وزارت خارجه یک دولت خارجی، نمی‌تواند منبع بی‌شک و شبهه‌ای برای بررسی وقایع تاریخ یک کشور باشد.
1007 صفحه سند و این همه ادعا!
فارغ از تحلیل‌هایی که این روزها شاهد آن هستیم، باید توجه کرد که بررسی یک مجموعه 1007 صفحه‌ای از اسنادی که به زبان انگلیسی منتشر شده‌ و نیازمند ترجمه‌ای دقیق و کارشناسانه است، کار ساده‌ای نیست. افزون بر اینکه مدعیانی که علیه آیت‌ا... کاشانی مطالبی را مطرح کرده‌اند، متن سند مورد استناد و ترجمه دقیق آن را، انتشار نداده‌اند. با چنین وضعیتی، تلاش برای ایجاد موج خبری و به حاشیه راندن اصل «اقرار بزرگ»، چندان دور از ذهن نیست. از سوی دیگر، آنچه به عنوان سند در اختیار ماست، در واقع تحلیل‌ها و گزارش‌هایی است که دیپلمات‌های آمریکایی و جاسوسان سیا، برای دولت متبوعشان ارسال می‌کردند و تبعاً، نمی‌تواند به عنوان سندی بدون خدشه تلقی شود؛ هر چند بر مبنای اصل فقهی و حقوقیِ «اقرار العقلا علی انفسهم جائز»، می‌توان ادعاها و گزارش‌های مربوط به دست داشتن آمریکایی‌ها در این واقعه تاریخی را پذیرفت. مشکلات موجود در اسناد انتشار یافته به اندازه‌ای زیاد است که «عبدا... شهبازی»، مورخ و پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر، در کانال تلگرامی خود درباره آنها می‌نویسد:«اسناد فوق متعلق به وزارت خارجه آمریکاست نه آژانس مرکزی اطلاعات (سیا)، هر چند مکاتبات و اسنادی از سیا نیز در این مجموعه وجود دارد ... طبق شمارش من، 657 مورد سانسور در  سندها وجود دارد که گاه شامل نام افراد است و گاه شامل بندهایی از عملیات مخفی و گاه مفصل‌تر. واقعاً این همه پنهان کاری برای چیست؟‌»
سوابق مبارزاتی آیت‌ا... کاشانی و پشتیبانی وی از دکتر مصدق
برای آنکه بتوانیم درباره ادعاهای مطرح شده، قضاوتی منصفانه داشته باشیم، ابتدا باید به بررسی وقایع تاریخی روی داده در آن دوران و سپس، بررسی اسنادی که دست‌کم به لحاظ تاریخی با هنگام وقوع کودتا همزمان هستند، بپردازیم. آیت‌‌ا... سیدابوالقاسم کاشانی در مبارزه با استعمار انگلیس سابقه‌ای طولانی داشت و اصولاً، هجرت او به ایران، در پی سازماندهی انقلاب سال 1920 مردم عراق علیه انگلیسی‌ها و صدور حکم اعدام برای وی از سوی استعمار بریتانیا بود. آیت‌ا... کاشانی، پس از شهریور 1320 و به دنبال اشغال ایران توسط متفقین، با آنکه از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شده‌بود، توسط انگلیسی‌ها بازداشت و مدتی به قلعه «فلک‌الافلاک» در خرم‌آباد لرستان تبعید شد. به نوشته «یرواند آبراهامیان» در کتاب «ایران بین دو انقلاب»، «آیت‌ا... کاشانی به رهبران فدائیان اسلام گفت که موضوع نفت باید بر سایر مسائل تقدم داشته باشد و به مردم اعلام کرد که تا وقتی جبهه ملی این مبارزه مقدس و ملی را  علیه انگلیس ادامه دهد، کاملاً پشتیبان مصدق خواهد بود.»(صفحه 330) بنابراین، مسلّم است که در آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت، نِقاری میان مصدق و کاشانی وجود نداشت و دکتر مصدق، با پشتیبانی کاشانی، توانست از چالش‌های مهمی مانند ماجرای روی کار آمدن قوام بگذرد و در قیام 30 تیر 1331، «مستظهر» به پشتیبانی ملت ایران شود.
ریشه‌های یک اختلاف عمیق
اما این اتحاد، مدتی بعد به اختلاف نظرهای جدی و بنیادین تبدیل شد. در این تغییر رویکرد، دلایلی چند نقش داشت. نخستین دلیل، تغییر رویه دکتر مصدق بود. «محمدمهدی عبدخدایی» فعال سیاسی و عضو سابق جمعیت فدائیان اسلام، در مصاحبه‌ای با سایت «مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران»، به دلایل اختلاف میان مصدق و کاشانی اشاره کرده است. به ادعای او، اعطای سِمَت از سوی دکتر مصدق به افراد ناموجه، مانند «سرتیپ دفتری»، متهم کردن آیت‌ا... کاشانی به دخالت در امور دولت با نوشتن توصیه نامه برای افراد و تقاضای دکتر مصدق از مجلس برای اختیار قانون گذاری شش ماهه، مهم ترین دلایل ایجاد اختلاف میان این دو شخصیت محسوب می‌شود. با این حال، به نظر می‌رسد، دلیل اصلی اختلاف یا دست‌کم عاملی که باعث رو شدن تعارض نظرات این دو نفر شد، عدول دکتر مصدق از قانون اساسی مشروطه و تلاش برای ایجاد یک شبه دیکتاتوری مبتنی بر قانون بود. رویکرد مصدق برای به دست گرفتن تمام امور و نادیده گرفتن حقی که قانون برای نمایندگان مجلس تعیین کرده‌بود، خشم آنها را برانگیخت. «محمدعلی موحد» در کتاب «خواب آشفته نفت» می‌نویسد:«[دکتر مصدق] بهتر آن دید که خود را از شرّ مجلسی که مُسَخَّر مخالفان شده بود، برهاند.»(ج2؛ ص753) به نوشته «موحد»، دو عامل مهم در اتخاذ این تصمیم توسط دکتر مصدق نقش داشت؛ نخست، چاپ 312 میلیون تومان اسکناس، بدون پشتوانه و اجازه مجلس که ممکن بود با قرار گرفتن «حسین مکی»(متحد پیشین و مخالف امروز مصدق) در رأس «هیئت نظارت بر اندوخته اسکناس» فاش شود و سطح محبوبیت متزلزل مصدق را در میان مردم به شدت کاهش دهد و دوم اینکه «دولت به قطع و یقین، موقعیت خود را در میان نمایندگان مجلس از دست داده بود. مصدق به خوبی می‌دانست که در میان 80 نفر از نمایندگان مجلس، هواداران واقعی او، یعنی اعضای فراکسیون نهضت ملی، در اقلیت بودند.» (ج2؛ص 753)
جدال مصدق با مجلس شورای ملی که تعداد قابل ملاحظه‌ای از نمایندگان مخالف مصدق در آن، مورد حمایت آیت‌ا... کاشانی قرار داشتند، در تیرماه سال 1332، چنان بالا گرفت که کار به فحاشی و تهدید کشید. با این حال، نخست وزیر مُصِر بود که رفراندومی برای انحلال مجلس برگزار کند. به این ترتیب، اختلافات میان کاشانی و مصدق به اوج رسید؛ اختلافاتی که از چشم وابستگان سفارت آمریکا نیز دور نماند و به عنوان یک عامل مؤثر برای سرنگون کردن دولت دکتر مصدق در کودتایی که از مدتی قبل در حال طراحی و برنامه‌ریزی بود، در نظر گرفته شد.
اسناد آمریکایی چه می‌گویند؟
در بند 3 گزارش شماره 242، به تاریخ 17 جولای 1953 که در اسناد تازه انتشار یافته وزارت خارجه آمریکا موجود است، می‌خوانیم:«یک گروه مخالف شامل 15 نماینده، هسته اولیه و محکمی را تشکیل داده‌اند. مخالفان موافقت کرده‌اند در شبی که مقرر شده است، در مجلس بست بنشینند و این کار را آن‌قدر ادامه دهند تا مصدق جای خود را به شخص دیگری بدهد. آنها این نتیجه را پس از گفت‌وگو با کاشانی اتخاذ کرده‌اند.» این بند از سند 242، در واقع نخستین بندی است که در آن به شخص آیت‌ا... کاشانی اشاره شده است. در ادامه این بند از گزارش می‌خوانیم:«کاشانی پیشنهاد داده است که [همزمان با بست نشینی نمایندگان در مجلس] در خانه‌اش بست بنشیند و به سازماندهی گروه‌های مذهبی و ...... (این قسمت در سند خالی است) بپردازد و با مردم، دیدارهایی برای اعلام همبستگی با بست‌نشینان داشته‌باشد.»اسناد منتشر شده نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها به دقت شرایط در هم ریخته سیاسی آن چند ماه را رصد می‌کردند. در سند منتشر شده شماره 259، مورخ 12 آگوست 1953، درست چند روز قبل از آغاز عملیات کودتا، سفارت آمریکا در گزارشی مبسوط به وزارت خارجه این کشور و سازمان سیا، گزارش می‌دهد: «اکثریت هم‌قطاران قدیمی مصدق در جبهه ملی، شامل اشخاص برجسته‌ای مانند کاشانی، بقائی و مکی، اکنون مخالف او هستند و تنها تعداد معدودی افراد قابل اعتماد اطراف او باقی مانده‌اند.» نویسنده در ادامه تأکید می‌کند:«اکنون مصدق حمایت کاشانی را از دست داده است ... علاوه بر این، به احتمال زیاد، مصدق برخی کرسی‌های نمایندگی در تهران و نیز، [قدرت نفوذ] حزب توده در مناطق شهری را [هم] از دست خواهد داد.» در گزارش‌های روزانه‌ای که سفارت آمریکا در این روزها منتشر کرده است، اثری از ادعای همکاری آیت‌ا... کاشانی با آنها، برای براندازی حکومت دکتر مصدق نیست. مأموران سفارت آمریکا در این روزها، بر رها کردن مصدق از سوی طرفدارانش متمرکز شده بودند. به نوشته «محمد علی موحد»، «از یادداشت‌های حسیبی برمی‌آید که در داخل اردوی هواداران دولت نیز، تفرقه و تشتت حکمفرما بود.» ظاهراً طرحی که سرویس‌های جاسوسی غرب برای براندازی دولت دکتر مصدق تهیه و اجرا کرده بودند، کاملاً جواب داده بود. وی به دلیل رویکردهای سیاسی‌اش، مورد اعتراض و حتی انزجار افرادی قرار گرفته بود که چندی قبل، برای رسیدن او به قدرت، سینه سپر کرده بودند.
ادعایی که توده‌ای ها مطرح کردند
در آن روزها، روزنامه‌های وابسته به حزب توده، مانند روزنامه «شجاعت»، مقالات شدیداللحنی علیه مخالفان دکتر مصدق منتشر می‌کردند. سفارت آمریکا طی تلگرافی رمزی به وزارت خارجه این کشور در ساعت یک بعد از ظهر روز 16 آگوست 1953، گزارش داده است:«روزنامه شجاعت، روز 13 آگوست [طی مقاله‌ای] از دولت درخواست کرده است که مانع وقوع کودتا شود و نام و سمت توطئه‌گرانی را که در نیروهای مسلح حضور دارند، افشا کند. در شماره روز 14 آگوست این روزنامه آمده است که فرماندهان اصلی ارتش با شاه متحد شده‌اند و آمادگی ترتیب دادن کودتا را دارند. این روزنامه مدعی شده است که کاشانی هم در این توطئه دست دارد.» در واقع، تنها سندی که در جست‌وجوی اولیه اسناد تازه انتشار یافته مربوط به ماه‌های منتهی به کودتا درباره موضوع مطرح شده به دست آمد، گزارش مأمور سفارت آمریکا از نوشته یک روزنامه منتسب به حزب توده است که برای تخطئه مخالفان مصدق، آنها را به طرح‌ریزی کودتا متهم کرده است و این مسئله، در دعواهای سیاسی، امری عادی است؛ به طوری که حتی مأمور آمریکایی نیز از آن، صرفاً با عنوان «ادعا شده»(Climed) یاد کرده است.
نامه‌ای به تاریخ
روز 25 مردادماه 1332، پلان«A» کودتاعملی شد، اما به فرجام مورد نظر کودتاچیان منجر نشد. طرفداران دکتر مصدق که برخی از آنها در قالب تشکیلات حزب توده سازماندهی شده بودند، شروع به حملات تند و تیز علیه مذهبی هایی کردند که با خواسته‌های خارج از چارچوب قانون دکتر مصدق، سر سازگاری نداشتند و برخی اقدامات وی را بر نمی‌تابیدند. با این حال، آیت‌ا... کاشانی، طی نامه‌ای به دکتر مصدق، موضوع وقوع مجدد کودتا را به وی گوشزد کرد. متن کامل نامه آیت‌ا... کاشانی به دکتر مصدق، به این شرح بود: «حضرت‌ نخست‌ وزیر معظم‌ جناب‌ آقای‌ دکتر مصدق‌ دام‌ اقباله/ عرض می‌شود، اگر چه امکاناتی برای عرایضم نمانده، ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام، بالاتر از احساسات شخصی است و علی‌رغم غرض‌ورزی‌ها و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتان بهتر از هر کس می‌دانید که همّ و غم در نگهداری دولت جنابعالی است، که خودتان به بقای آن مایل نیستید. از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازی‌های اخیر، بر من مسلم است که می‌خواهید مانند سی‌ام تیر کذایی، یک بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف این جانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لکه‌ حیض کردید. خانه‌ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید و حالا نه مجلسی است و نه تکیه‌گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت‌نظر و قابل کنترل نگه داشته بودم، با لطایف‌الحیل خارج کردید و حالا، همان‌طور که واضح بوده، درصدد به اصطلاح کودتاست. اگر نقشه شما نیست که مانند سی‌ام تیر عقب‌نشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همان‌طور که در آخرین ملاقاتم در دزاشیب، به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد کردم که آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها کمک کرد و حالا به صورت ملی و دنیاپسندی می‌خواهد به دست جنابعالی، این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمی‌خواهید کنار بروید، این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود، که من شما را با وجود همه بدی های خصوصی‌تان نسبت به خودم، از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست، آگاه کردم که فردا، جای هیچ‌گونه عذر موجهی نباشد. اگر به راستی در این فکر اشتباه می‌کنم، با اظهار تمایل شما، سیدمصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت می‌فرستم، خدا به همه رحم بفرماید. ایام به کام باد. سیدابوالقاسم‌ کاشانی/ 27 مرداد 1332» اما دکتر مصدق به این هشدار وقعی ننهاد و با وقوع کودتای دوم، در روز 28 مرداد 1332، طومار دولت ملی دکتر مصدق، در هم پیچیده شد.اسناد و گزارش‌های موجود نشان می‌دهند که موضوع همکاری آیت‌ا... کاشانی با عوامل کودتا، بیش از آن‌که یک حقیقت تاریخی باشد، یک ترفند سیاسی برای بدنام کردن وی بوده است که از همان سال 1332 هـ.ش به کار گرفته شد. واقعیت آن است که اگر او در جریان وقوع کودتا نقش داشت باید در گزارش‌های موجود طی دوره زمانی خرداد، تیر و مرداد 1332، در اسناد تازه انتشار یافته وزارت خارجه آمریکا، نشانی به دست می‌آمد، اما چنین موردی تا کنون پیدا نشده است. با این حال، مسلّم است که ترجمه کامل متن‌ اسناد، می‌تواند افق‌های روشن‌تری را مقابل چشم پژوهشگران بگشاید و راه را برای کشف حقایق باز کند. قدر مسّلم آن است که آیت‌ا... کاشانی، حتی پس از وقوع کودتا نیز، دست از رویکرد ضداستعماری خود برنداشت و با واگذاری دوباره امتیاز نفت به انگلیسی‌ها یا پرداخت غرامت به آنها، به شدت مقابله کرد. آیت ا... کاشانی در دیدار زاهدی با وی، که به گواهی سند شماره 300 مجموعه اسناد جدید انتشار یافته، ناچار بود با آیت‌ا... از در دوستی درآید، بر مقاومت در برابر واگذاری دوباره امتیاز نفت به اجانب تأکید کرد؛ هر چند مقاومت‌های وی و مبارزات ملت ایران، در آن بُرهه، به دلایلی که به برخی از آنها اشاره کردیم، به بن بست رسیده بود. چندی بعد، دولت زاهدی با انعقاد قرارداد کنسرسیوم، ضمن پرداخت غرامت سنگین به انگلیسی‌ها، حضور آنها را در صنایع نفت ایران، در کنار آمریکایی‌ها، به رسمیت شناخت. نکته پایانی که نباید از ذکر آن غفلت کرد، حضور برخی شخصیت‌ها مانند «مظفر بقایی کرمانی» در اطراف آیت‌ا... کاشانی بود که برخی از پژوهشگران، درباره ماهیت فعالیت‌های آنها و احتمالاً وابستگی‌شان، به شدت تردید دارند.
منابع:
1-مجموعه مکتوبات، سخنرانی‌ها و پیام‌های آیت ا... کاشانی؛ محمد دهنوی؛ انتشارات چاپخش؛ ج 3 و 4
2-ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان؛ ترجمه احمد گل‌محمدی و ابراهیم فتاحی؛ نشر نی
3-خاطرات و تألمات دکتر مصدق؛ دکتر محمد مصدق، به کوشش ایرج افشار؛ انتشارات علمی
4-خواب آشفته نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران؛ محمدعلی موحد؛ نشر کارنامه؛ ج 2
5-آیت ا... کاشانی به روایت اسناد؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی؛ ج 2
6-فایل پی دی اف « FOREIGN RELATIONS OF THE UNITED STATES» درباره ایران بین سال‌های 1952 تا 1954 میلادی

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه سایر رسانه‌ها

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تسنیم در تلگرام شوید.
    مهمترین عناوین اخبار
    مهمترین عناوین اخبار رسانه ها
    میهن هاستینگ
    سام سرویس