تسنیم بررسی می‌کند

معادلات متناقض در عرصه تقابل جنگ ۳۳ روزه

شناسه خبر: 1467605 سرویس: بین الملل
جنگ 33 روزه

جنگ ۳۳ روزه برای حزب الله، قدرت و تاثیرگذاری بالاتر و اعتبار و آبروی بیشتر و برای رژیم صهیونیستی و شخصیت‌های سیاسی و نظامی آن یک رسوایی بزرگ را به بار آورد که حیات سیاسی آنها را نیز دچار مخاطره کرد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، جنگ 33 روزه جولای همان طور که ترکیب معادلات منطقه را برای سال‌های آینده به هم ریخت، ترکیب سیاستمداران و مقامات نظامی رژیم صهیونیستی را نیز دچار تحول عمیق کرد. کابینه رژیم صهیونیستی در هفته جاری مراسم رسمی یادبود یازدهمین سالروز "جنگ دوم لبنان" را برگزار کرد.

رژیم صهیونیستی در آغاز این جنگ حملات فشرده هوایی را در دستور کار خود قرار داد و بعد از مدتی حمله زمینی برای مبارزه با نیروهای حزب‌الله در جنوب لبنان را کلید زد. در پایان این جنگ، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه 1701 را صادر کرد و روند جنگ به این ترتیب متوقف شد. حزب‌الله لبنان البته پس از جنگ به افزایش توان نظامی و تسلیحاتی خود ادامه داده و به قدرتی برتر نسبت به دوره قبل از جنگ تبدیل شد. این موضوع را از ارزیابی‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در مورد حزب الله می‌توان دریافت. حزب‌الله لبنان همچنین بعد از ورود به مبارزه با گروه‌های تندرو تروریستی در سوریه طی سال‌های گذشته به یکی از وزنه‌های تأثیرگذار منطقه‌ای تبدیل شده است.

حزب الله در دوره پس از جنگ 33 روزه گرچه تعدادی از رهبران و فرماندهان خود نظیر حاج عماد مغنیه، سید مصطفی بدرالدین، حاج حسان اللقیس و دیگر فرماندهان و عناصر مبارز خود را از دست داده و آنها به فیض شهادت نائل آمدند، اما تجربه گذشته نشان داد که رسیدن این افراد به آرزوی دیرینه خود، خللی در عملکرد و روند پرشتاب پیشروی و افزایش قدرت حزب الله نداشته است.

بازندگان جنگ لبنان

در طرف مقابل این معادله رژیم صهیونیستی قرار دارد. افکار عمومی این رژیم، جنگ 33 روزه را شکستی خفت‌بار دانسته و در نتیجه این جنگ از تعدادی از رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی خود و نحوه مدیریت آنها در این جنگ ناامید شدند. اعتراض گسترده صهیونیست های ساکن سرزمین های اشغالی در آن زمان به استعفای عمیر پرتص وزیر جنگ و دان حالوتس رئیس ستاد ارتش و اودی آدام فرمانده جبهه شمالی منجر شد. مدتی بعد کابینه ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز با پوشش اتهامات جنایی فرو پاشید و مدتی بعد اولمرت به زندان افتاد.

سایت المصدر رژیم صهیونیستی در گزارشی به بررسی تعدادی از و فرماندهان صهیونیست این جنگ یعنی ایهود اولمرت، عمیر پرتص و دان حالوتس پرداخته است:  

ایهود اومرت

در تاریخ 4 ژانویه بعد از این که آریل شارون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی به علت سکته مغزی به کما رفت، اختیارات نخست وزیری به اولمرت منتقل شد. وی در تاریخ 4 می به شکل رسمی به عنوان نخست وزیر رژیم صهیونیستی تعیین شد.  

وی بعد از جنگ 33 روزه و فروپاشی کابینه‌اش، در دسامبر 2015 از سوی دادگاه عالی رژیم صهیونیستی به اتهام فساد و پولشویی به 18 ماه زندان محکوم شد. او که در بخش ویژه یک زندان که برای وی احداث شده بود، تحت بازداشت بود، مدتی پیش و با کسر یک سوم از مدت محکومیت، آزاد شد. به نظر می رسد اولمرت  طی ماههای آینده وارد کارهای تجاری خواهد شد.

عمیر پرتص وزیر جنگ

پس از تشکیل سی و یکمین کابینه اسرائیل به ریاست ایهود اولمرت، پست وزارت جنگ به عمیر پرتص پیشنهاد شد. این در حالی بود که وی پیش‌تر یک سیاستمدار بود و به مسایل اجتماعی پرداخته بود. پرتص جنگ 33 روزه را در روز 12 جولای با حمایت کامل اولمرت آغاز کرد. او روش ویژه  و مشخصی را برای مبارزه با حزب الله در پیش گرفته بود.

پرتص در حال حاضر در دور دوم انتخابات برای ریاست حزب کار شرکت کرده است. وی موفق شد طی سال‌های گذشته، وجهه خود را که در طول این جنگ به شدت آسیب دیده بود ، در ابعاد سیاسی بهبود بخشد.

دان حالوتص رئیس ستاد ارتش

در تاریخ 1 جولای 2005 حالوتس به عنوان هجدهمین رئیس ستاد ارتش اسرائیل معرفی شد. او اولین رئیس ستاد بود که بیشتر دوره فعالیت‌های نظامی خود را در نیروی هوایی ارتش سپری کرده بود. او اولین خلبان جنگنده بود که به این سمت رسید. حالوتس در نشست‌های کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی به شدت از حملات هوایی بر ضد لبنان حمایت می‌کند. در طول این جنگ اختلافات زیادی بین حالوتص و اودی آدام فرمانده جبهه شمالی به وقوع پیوست و رسانه های خبری رژیم صهیونیستی نیز به این اختلافات پرداختند.

وی در تاریخ 28 جولای و اوج جنگ از ناحیه شکم درد شدیدی را احساس می کرد، لذا در بیمارستان بستری شد تا چندین آزمایش انجام بدهد، این موضوع نیز بعلاوه رسوایی‌های به وجود آمده در جنگ به ماده خبری خوبی برای رسانه‌های رژیم صهیونیستی تبدیل شد تا او را مورد انتقادات خود قرار دهند. حالوتص در حالی که به شدت وجهه مردمی خود را از دست داده بود و مورد اعتراضات گسترده شهرک‌نشینان صهیونیست قرار داشت، در تاریخ 17 ژانویه 2017 از سمت خود استعفا کرد. حالوتس در سالهای اخیر به کلی و فعالیت‌های سیاسی کنار رفت و کار در زمینه های اقتصادی و تجاری را دنبال می‌کند.

همانطوری که دیدیم راستای جنگ 33 روزه برای سردمداران رژیم صهیونیستی، حیات سیاسی بسیاری از آنان را دچار آسیب کرد. آنچه در این مطلب اشاره شد تنها 3 تن از مقامات ارشد رژیم صهیونیستی بود که در نتیجه این شکست ، حیات سیاسی خود را از دست دادند. این ها علاوه بر هزاران نفر دیگری است که در رده های میانی و پایینی سیاسی و نظامی رژیم اسرائیل فعالیت می کردند و به علت خشم عمومی شهرک نشینان از عملکرد ضعیف یا خشم گرفتن مقامات ارشد، از سمت خود برکنار شده یا استعفا کردند.

عرصه های مختلف نبرد در جنگ 33 روزه

الف: مارون الرأس

مارون الرأس یکی از روستاهای جنوبی لبنان است که در بخش بنت جبیل و استان النبطیه قرار دارد، مارون الرأس کمتر از دو کیلومتر با مرزهای لبنان و رژیم صهیونیستی فاصله دارد و اهمیت نظامی آن از آنجاست که در بلندی های مرتفعی قرار دارد که به بخش های مهمی از جنوب لبنان و شمال سرزمین های اشغالی مشرف است، این روستا در 125 کیلومتری جنوب بیروت قرار دارد. این روستا کمتر از 1000 هکتار مساحت دارد.

مارون الرأس حدود 5 هزار نفر جمعیت دارد و اکثریت قریب به اتفاق آنها یعنی حدد 99 درصدشان شیعه هستند، در این روستا 400 منزل مسکونی وجود دارد. مارون الرأس یکی از نمادهای مقاومت لبنان در جنوب این کشور است که این روزها نیز با برپایی نمایشگاه های متعدد از جمله پارک ایران به محلی برای بازدید هزاران لبنانی تبدیل شده است. مارون الرأس به لحاظ موقعیت استراتژیک خود و نزدیکی که با مرزهای رژیم صهیونیستی دارد، اولین منطقه ای بود که در جنگ 33 روزه مورد طمع صهیونیست ها قرار گرفت، اما حمله های متعدد به این روستای کوچک با مقاومت جانانه حزب‌الله مواجه شد و کابوس های وحشتناکی را برای نظامیان صهیونیست رقم زد.

در هشتمین روز تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، هنگامی که نیروهای اسرائیلی از شهرک صهیونیست نشین «افیفیم» واقع در الجلیل، برای انجام مأموریتی "ساده" برای پایان دادن به موشک باران این شهرک و نیز شهرک‌های زنجیره‌ای اطراف آن عازم مارون الرأس شدند تا آن را اشغال کنند. آنان به سوی «جل الدیر» در مارون الراس حرکت کردند؛ منطقه‌ای که فاصله بسیار کمی با پایگاه نظامی اسرائیل و مرکز فرماندهی شمال فلسطین اشغالی دارد و به دلیل شرایط طبیعی، معبری صعب العبور و نوعی پناهگاه طبیعی محسوب می‌شود.

پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حرکت خود را شروع کرد تا اینکه به کمین نیروهای مقاومت نزدیک شد، در این هنگام از مقر فرماندهی حزب الله دستور رسید که: فقط یکی از نیروها در کمین وارد عمل شود. وی در حالیکه اسرائیلی‌ها را در فاصله دو تا پنج متری خود می دید، آنها را به گلوله بست. او از فاصله نزدیک اولین سرباز اسرائیلی را با اسلحه‌اش ـ مسلسل کلاشینکف ـ هدف قرار داد و به خاک انداخت، اسرائیلی‌ها که به شدت غافلگیر شده بودند، بدون اینکه بدانند از کجا مورد هجوم قرار گرفته‌اند شروع به شلیک به اطراف خود کردند. چند دقیقه بعد همین فرد سه نفر دیگر از صهیونیست ها را که در حال کشیدن جسد نظامی اول به سمت عقب بودند، هدف قرار داد و به پناهگاه خود برگشت.

بعد از شکست رژیم صهیونیستی در مارون الراس و عقب نشینی آنها، صهیونیست ها به این فکر افتادند که از منطقه ای دیگر به این روستای استراتژیک وارد شوند، به همین علت تانک های خود را از نوار مرزی مقابل برکة الحافور وارد کردند و در مسیری قرار گرفتند که مارون الرأس را به روستای یارون مرتبط می کرد، البته در این مسیر نیز تعدادی از نیروهای مقاومت در کمین اسرائیلی ها نشسته بودند، نیروهایی که مربی و فرمانده آنها یک جوان 25 ساله بود.

به محض اینکه گروه نظامی از دور نمایان شد، فرمانده عناصر مقاومت اولین تانک مرکاوا را هدف قرار داد، تانک آتش گرفت و افراد درون آن که قاعدتا 4 نفر هستند، به هلاکت رسیدند، لحظاتی بعد دومین مرکاوا نیز خود را در شعله های آتش دید و کادر داخل آن نیز جان خود را از دست دادند، تا این لحظه تعداد تلفات دشمن در مارون الرأس به 12 نفر رسیده بود و تنها یک تن از نیروهای مقاومت در این عملیات به شهادت رسید.

روحیه اسرائیلی‌ها به شدت در اثر این تلفات افت پیدا کرد، اما به هر حال یک گردان از آنها موفق شدند خود را به خانه های مارون الرأس برساند و در آن مستقر شود، ماجرا از این قرار بود که بعد از درگیری های جل الدیر در مرزها و ورودی اصلی مارون الرأس، اسرائیل با کمک یگان چتربازان سعی کرد تا از پشت مارون الرأس به این منطقه وارد شود، به این ترتیب بود که درگیری های خانه به خانه میان آنها و عناصر مقاومت در مارون الرأس ایجاد شد. خانه هایی که به قتلگاه نظامیان صهیونیست تبدیل شد. از پشت خانه ای که در مرکز مارون الرأس قرار داشت و نیروهای اسرائیلی در آن مستقر شده بودند، نیروهای مقامت به آنها حمله کردند و دو اسرائیلی را کشتند، آنها همچنین دو نارنجک نیز به سوی منزل پرتاب کردند.

وارد کردن خسارت های فراوان و کشته و زخمی شدن 80 صهیونیست در مقاومت چهار روزه در مارون الرأس و همچنین انهدام 15 تانک "اسطوره ای" مرکاوا و همچنین سه بالگرد آپاچی درست است که در نهایت به سقوط چند روزه این شهر منجر شد، اما مارون الرأس را به کابوسی برای نظامیان اسرائیلی تبدیل کرد که با یادآوری آن مرارت های شکست بزرگ خود در جنگ 33 روزه را به یاد می آورند. با وجود تمام این سختی ها چند روز بعد، در پی مقاومت همه‌جانبه نیروهای حزب‌الله در مقابل ارتش رژیم صهیونیستی که تلفات سنگینی را به این رژیم تحمیل کرد، نظامیان صهیونیست از 3 منطقه مرزی لبنان (مارون الراس، عیترون و بنت الجبیل) عقب نشینی کردند تا شکست صهیونیست ها در مارون الرأس قطعی شود.

ب: بنت جبیل

از هفته دوم جنگ 33 روزه، عملیات زمینی رژیم صهیونیستی با اعزام 30 هزار نیروی نظامی به مرز لبنان و فلسطین آغاز شد ولی چند روز طول کشید تا مهم‌ترین یگان رزمی اسرائیل یعنی تیپ ویژه "گولانی" دیواره میانی مرز لبنان را بشکافد و وارد لبنان شود، همه کارشناسان و تحلیلگران جنگی اذعان دارند که سخت‌ترین نبردها میان کماندوهای اسرائیلی و چریک‌های مقاومت اسلامی، در روستای "بنت جبیل" اتفاق افتاد.

طبق اعتراف رژیم صهیونیستی، 35 تن از نیروهای اسرائیلی در معرکه بنت جبیل به هلاکت رسیده و 20 تانک منهدم شد. یکی از فرماندهان ارتش رژیم اسرائیل می‌گوید: ما عملیات زمینی را از روستای مارون الرأس در نقطه مرزی آغاز کردیم و پس از اشغال این روستا، به سمت بنت جبیل حرکت کردیم اما بعدها فهمیدیم که مارون الرأس برای ما تنها یک تله بود و عناصر حزب‌الله در قتلگاه بنت جبیل انتظار ما را می‌کشیدند و طولی نکشید که در مثلث "عیناتا - بنت جبیل - مارون الرأس" گرفتار شدیم.

بنت جبیل در طول جنگ، طی سه مرحله مورد حملات و بمباران وحشیانه ارتش اسرائیل قرار گرفت، مرحله اول از 13 جولای تا 24 همین ماه طول کشید. طی این مرحله، بدون آن که حمله زمینی صورت گیرد، شهر مرتباً بمباران می‌شد، حمله زمینی در 24 جولای با پیشروی یک گردان پیاده ارتش اسرائیل آغاز شد که مورد حمایت یگان زرهی و تانک بود. در همان ابتدای درگیری‌ها، دو سرباز اسرائیلی کشته و چند تن دیگر مجروح شدند و اهالی بنت‌جلیل شاهد بودند که نیروهای اسرائیلی در حالی که می‌گریستند، جنازه‌ها و مجروحان را به عقب می‌کشیدند.

مرحله دوم عملیات از بیست وچهارم تا بیست ونهم جولای (نهم مرداد) ادامه یافت، دشمن در این مدت تلاش کرد که از طریق تپه مارون و شهرک عیناتا و تپه مسعود، بنت جبیل را اشغال کند، اما طولی نکشید که در کمین نیروهای مقاومت افتادند و نبرد تن به تن آغاز شد. در این معرکه ، هشت تن از کماندوهای اسرائیلی کشته و 31 نفر مجروح شده و در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شدند. رژیم اسرائیل بار دیگر از تپه مسعود نیز به بنت جبیل حمله کرد، اما این حمله نیز ناکام ماند و سربازان اسرائیلی، در خانه‌های اطراف تپه مسعود سنگر گرفتند ولی با پاتک روز بعد حزب‌الله ناچار به عقب‌نشینی شدند. سرانجام در 29 جولای، اسرائیل مجبور به ترک بنت‌جبیل شد. یکی از سربازانی که از این معرکه جان سالم به در برد، گفته است: احساس می‌کردیم درختان زیتون به ما شلیک می‌کنند و در هر گوشه، کمینی هولناک نهاده شده بود.

مرحله سوم، از بیست ونهم تا هشتم ماه آگوست (هجدهم مرداد) طول کشید. در این مرحله بود که بنت جبیل به شکل انتقام‌جویانه‌ای هدف بمباران رژیم صهیونیستی قرار گرفت و ویران شد. آخرین مرحله هجوم اسرائیل به بنت‌جبیل زمانی بود که با بمباران سنگین منطقه، نیروهای اسرائیلی تصور کردند که هیچ موجود زنده‌ای در بنت‌جبیل باقی نمانده است؛ لذا از منطقه "صف الهوا" شروع به پیشروی کردند.

روز نهم آگوست (نوزدهم مرداد) ارتش اسرائیل با بهره گیری از تعداد خیلی زیادی نیرو که به گفته شاهدان، تا 200 نفر می‌رسید، تلاش کرد یک بار دیگر از مدخل شمالی عیناتا به سمت بنت جبیل پیشروی کند اما به محض اینکه نیروها به منطقه‌ای که نظامیان (اسرائیلی) آن را قتلگاه نامیدند، وارد شدند جایی که هیچ پناهگاهی برای آنها در مقابل گلوله‌های رزمندگان مقاومت نبود، از همه طرف هدف آتش قرار گرفتند.

ارتش رژیم صهیونیستی تلاش زیادی کرد تا حداقل بتواند پرچم خود را بر فراز محل سخنرانی تاریخی سید حسن نصرالله در سال 2000 میلادی برافراشته کند، اما موفق به این کار هم نشد. نسبت رزمندگان حزب‌الله در بنت جبیل در برابر نیروهای اسرائیلی ، 5 تا 10 درصد بود. تعداد شهدا 18 تن از اهالی بنت جبیل و 14 تن از رزمندگان حزب‌الله بود که دو تن از آنها ، از فرماندهان مقاومت بودند. این در حالی است که بر اساس اعترافات اسرائیلی‌ها، در نبردهای بنت جبیل حدود 35 نظامی صهیونیستی به هلاکت رسیدند و حدود 20 دستگاه تانک آنها نیز منهدم شد.

بنت جبیل یاد و خاطره عنکبوتی را زنده می‌کند که همه به سست‌بودن خانه‌اش پی‌بردند، یاد و خاطره سخنرانی که در سال 2000 میلادی و پس از خروج نیروهای اشغالگر از لبنان از سوی سید حسن نصرالله، پیشوای مقاومت لبنان انجام شد و مبارزان مقاومت در جنگ 33 روزه به‌ خوبی موفق شدند تا این سخنان را به اثبات برسانند؛ موفقیتی که تا امروز پابرجاست و دشمن را همچنان در وحشت از واکنش مقاومت اسلامی به هر گونه تعرض احتمالی به خاک لبنان نگه داشته است.

ج: عیتا الشعب

عیتا الشعب نام روستایی کوچک در جنوب لبنان است که با وجود مساحت کم خود حماسه هایی بزرگ را خلق کرد تا نام خود را در تاریخ مبارزات مقاومت لبنان علیه دشمن صهیونیستی جاویدان کند. درگیری ها در عیتا الشعب از همان 12 ژولای یعنی آغاز جنگ لبنان آغاز شد. این درگیری در ساعت 12 و سی دقیقه ظهر با ورود یک تانک مرکاوا آغاز شد، تانکی که به محض عبور از مرز بر اثر انفجار یک مین منهدم شد و چهار نظامی که خدمه اش بودند همگی کشته شدند. پس از این واقعه، مقاومت اسلامی منقطه ای که نظامیان پیاده صهیونیست از آن وارد اراضی لبنان شده بودند را خمپاره باران کردند. درگیری‌ها دست کم تا یک هفته ادامه یافت، دشمن تلاش زیادی کرد تا مرکاوای نابوده شده و اجساد سوخته سربازان خود را از معرکه خارج کند، اما موفق نشد و آنها حداقل یک هفته در محل درگیری باقی ماندند. این اولین مرحله از درگیری هایی بود که در منطقه عیتا الشعب روی داد.

بامداد چهارشنبه دوم آگوست، با پیشروی اسرائیلی‌ها از جانب کوه "ابوطویل" به سمت غرب عیتا الشعب دومین مرحله از این درگیریها آغاز شد، مدتی بعد گروهی از پیاده نظام دشمن شبانه در مدرسه کودکان استثنایی در شمال غرب شهرک عیتا الشعب متمرکز شدند. مقاومت برای هر منطقه‌ای برنامه‌ دفاعی خاصی تدارک دیده بود و تحرکات دشمن را دقیقا زیرنظر داشت، این بار نیز گروه پیاده نظام صهیونیستی هدف قرار گرفت. دشمن مسیر پیشروی و درگیری خود را به محله غربی شهرک تغییر داد. رزمندگان مقاومت در منقطه "حدب" با نیروهای پیشرو دشمن درگیر شدند، درگیری از شش و سی دقیقه  صبح آغاز و تا دو و نیم بعد از ظهر طول کشید. نظامیان دشمن از درگیری فرار می کردند و معمولا سعی می کردند خود را در منازل مخفی کنند.

صبح روز بعد، صهیونیست‌ها تلاش کردند به سمت محله قدیمی شهرک نفوذ کنند، مطابق عادت همیشگی، بمباران مقدماتی آغاز و سپس عملیات با پیشروی گروه‌هایی از پیاده نظام به سوی منازل مسکونی دنبال شد و با وجود اینکه از عقبه با توپخانه حمایت می‌شدند تنها توانستند بر یک منزل مسکونی مسلط شوند.

در ساعات اولیه صبح، صدای پای سربازان صهیونیست روی آسفالت جاده شنیده می‌شد. رزمنده ای در کمینشان نشسته بود و از فاصله‌ای نزدیک آنها را به رگبار بست. سر و صدای سربازان به هوا برخاست و عقب‌نشینی کردند و به یکی از خانه‌ها (منزل ابوقاسم دقدوق در محله غربی) عقب نشینی کرده و دربش را قفل نمودند. درگیری تا ظهر ادامه یافت. صهیونیست ها در خانه محاصره شده بودند. بعدها مشخص شد که فرمانده‌ گردان چتربازان هم در میان سربازان محاصره شده بوده و دشمن در حقیقت برای نجات او منطقه را به گلوله‌های دودزا بست. سپس بولدوزری از منطقه «خلة وردة- برکة الدرجات» به سوی ورودی محله غربی حرکت کرد و به دنبال آن هم نفربری زرهی برای انتقال سربازان به راه افتاد. با این حمله، سربازان دشمن در پوشش آتشبار سنگین توپخانه و حضور هواپیمای شناسایی که معمولا تحت امر فرمانده گردان بودند، عقب‌نشینی کردند.

نیروهای پیشرو دشمن که همه تلاش خود را برای تصرف عیتاالشعب به کار می گرفتند، برای ورود به «عیتا» چند معبر را در داخل شهرک یا روستاهای مجاور آزمایش کردند ولی همه تلاش آنها با شکست مواجه شد، تیم هایی از ارتش صهیونیستی با رسیدن به ورزشگاه «الدواویر» که رزمندگان مقاومت قبلا یک تانک و یک بلدوزر را نابود کرده بودند بر منطقه «الخرزة» مسلط شدند و در خانه‌هایی که در پناه موانع طبیعی بود سنگر گرفته و از این محل هر جنبنده‌ای را در شهرک هدف قرار می‌دادند. سربازان دشمن با پیشروی از دره "سواده"، به سوی "ابو لبن" (در منطقه المعمور) بالا آمدند. تیم هایی از دشمن هم با هدف تسلط بر همه گذرگاه‌ها در بلندی "الحدب" مستقر شدند.
چهارم آگوست، دشمن در گروه‌های متعدد تلاش کرد در منطقه‌ای به نام "الرجم" بین "عیتا" و "دبل" نفوذ و پیشروی کند. سربازهای پیشرو وارد قصر بزرگی شدند، ولی رزمندگان آنها را زیر نظر داشتند و با شلیک مستقیم موشک از جلو و عقب آنان را هدف قرار دادند. بیش از100 سربازی که روی زمین دراز کشیدند و در جاده عمومی کاملا زیر دید قرار داشتند، به سوی گاراژی رفته و در آن پناه گرفتند.

در اینجا بود که آن اتفاق جالب رخ داد. پایگاه‌های اسرائیلی به تصور آن که سربازان پس از لو رفتن، عقب‌نشینی کرده‌اند، با خمپاره‌های 155 میلیمتری منطقه را گلوله باران کرد. برای پایگاه‌های اسرائیلی بسیار طبیعی بود که توپخانه برای پشتیبانی از سربازانی که عقب‌نشینی می‌کنند منطقه را گلوله‌باران کند. به این ترتیب سربازان دشمن با وجود آن که از هر سو با آتش رزمندگان مقاومت رو به رو بودند، از وارد شدن به خانه ها پرهیز می‌کردند زیرا ممکن بود با آتش توپخانه خودی روی سرشان خراب شود.

چند روز بعد (هشتم آگوست) در همان ساعات اولیه صبح، دسته‌ای از نظامیان دشمن در روستای "ابوطویل" مخفی شده بود.تعدادشان آنقدر زیاد بودند که گویی روی هم تلمبار شده بودند. از رده های بالای حزب دستور شلیک مستقیم آمد. موشک دقیقا به میان سربازان اصابت کرد.  آمار کشته ها و زخمی هایشان به 17 نفر رسیده بود. گروه امداد مجروحان را به طبقه پایین یکی از منازل منتقل ‌کرد که مکانش برای رزمندگان لو رفته بود. یکی از رزمندگان "درمانگاه صحرایی" آنان را نیز هدف قرار داد که موجب زخمی شدن پزشکشان گردید.پس از اتمام درگیری در گوشه کنار همان مکان بقایای اجسادی که پراکنده بود، دیده شد. نتیجه این هجوم برق آسا، عقب‌نشینی دشمن از بلندی "ابوطویل" بود.

در 12 آگوست و واپسین روزهای جنگ دشمن تصمیم گرفت با پیشاهنگی بلدوزرهای غول آسای خود، دست به حمله‌ای گسترده زد. حمله از منطقه "الجبانه" آغاز شد،  4 بلدوزر به همراه تیم های بزرگی از پیاده نظام به سوی محله‌های مسکونی حرکت و اقدام به ویران کردن منازل و خانه‌ها کردند، این حمله تلفاتی برای حزب الله نداشت و دو بلدوزر صهیونیستی نیز منهدم شد، البته منازل مسکونی زیادی در این حملات تخریب شد.

در 13 آگوست دشمن به خیال اینکه بیشتر جوانان شهرک را کشته است با بلدوزرهایش اقدام به پیشروی نمود. در این روز رزمندگان موفق شدند یک دستگاه بلدوزر زرهی D11 را نابود نمایند.چنانکه مشخص شده بود تمام تلاش دشمن به این هدف معطوف شده بود که هر طور شده جای پایی هرچند کوچک را در شهر به دست آورد و با نصب پرچم اسراییل در آن وانمود کند که بر «عیتاالشعب» مسلط شده است. البته این پرچمی بود که هرگز برافراشته نشد تا غیرت جوانان مقاومت در جنگ 33 روزه ارتش تا بن دندان مسلح دشمن صهیونیستی را به زانو درآورده و حماسه ای دیگر را در یاد و خاطره لبنانی ها جاودان سازد.

د: وادی الحجیر

وادی الحجیر یک منطقه سرسبز و صعب العبور است که بین مناطق مرجعیون و بنت جبیل و النبطیه قرار دارد، این منطقه تا رود لیتانی واقع در بخش پایین شهر النبطیه کشیده شده و تا منطقه عیترون نیز امتداد دارد، وادی الحجیر بخش های زیادی دارد که شامل روستاهای الطیبه، عتشیت القصیر، دیر سریان، القنطره است، این وادی از شمال با فاصله دو کیلومتر به رود لیتانی منتهی می شود و از بخش غربی نیز به دو روستای فرون و الغندوریه متصل است، العدیسه و رب تلاتین نیز در بخش جنوبی این منطقه و در مرزهای سرزمین های اشغالی قرار دارند. این منطقه اهمیت استراتژیک زیادی در هر درگیری با اسرائیل دارد، چرا که به رود لیتانی خیلی نزدیک است، ارتفاعات این منطقه نیز یکی از مهم ترین اهداف اسرائیل در طول جنگ 33 روزه به شمار می رفت.              

درگیری وادی الحجیر در شانزدهمین روز تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان کلید خورد، در این زمان اسرائیلی ها شبانه از طریق العدیسه وارد منطقه شدند، رژیم صهیویستی طبق عادت همیشگی اش قبل از نفوذ به منطقه به شدت منطقه را زیر آتش موشکهای خود گرفت، در آن روز روستای الطیبه هدف اصلی نظامیان صهیونیست بود، آنها پیش از حمله چندین هواپیمای شناسایی نیز به منطقه اعزام کرده بوند، اما موفق به شناسایی کمینهای نیروهای مقاومت نشدند.

صهیونیست ها ابتدا از محور کفرکلا وارد شدند تا از آنجا به تپه العویضه برسند، غافل از اینکه نیروهای حزب الله در این بلندی انتظار آنها را می کشند، البته نظامیان صهیونیست به گمان خود منطقه را پاکسازی کرده بودند، اما محل کمین نیروهای حزب الله را پیدا نکرده بودند، در اولین درگیری میان دو طرف دو تانک مرکاوای اسرائیلی منهدم شد و درگیری های مستقیم آغاز شد. در این منطقه تنها چند نیروی حزب الله قرار داشتند که به جنگ 4 تانک مرکاوا و 9 نفربر نظامی و دو خودروی هامر زرهی می‌رفتند، تمام خودروها مجهز و ایمن شده بودند تا برای ورود به خاک لبنان جان نظامیان اسرائیلی را حفظ کنند. بخش دیگری از نیروها در منطقه بین کفرکلا و العدیسه معطل شده بودند، نیروهای حزب الله با هدف قرار دادن آنها 4 مرکاوای دیگر را نیز که برای اولین بار در این جنگ مورد استفاده قرار گرفته بود، منهدم کردند. البته در همین زمان رژیم صهیونیستی یک تیم جاسوسی نیز به منطقه الطیبه اعزام کرده بود که آنها نیز در درگیری با حزب الله زمین گیر شده و چندین کشته و زخمی دادند.

اسرائیلی‌ها بعد از ظهر روز هفدهم آمار تلفات درگیری های وادی الحجیر در مرحله اول را اعلام کردند، 12 کشته و زخمی آماری بود که از سوی ارتش اسرائیل مورد تایید قرار گرفت، البته این آمار تنها مقدمه ای برای تلفات صهیونیست ها در این منطقه بود. این در حالی است که در همین درگیری ها تنها یکی از نیروهای مقاومت زخمی شد.

36 ساعت از آغاز مرحله اول و زمین گیر شدن اسرائیلی‌ها، ارتش صهیونیستی بار دیگر پیشرفت خود در محورهای العدیسه و هونین را آغاز کرد، مشخص بود که اسرائیلی ها می خواهند به هر قیمتی شده خود را به رود لیتانی برسانند. دومین گروه نظامی نیز خود را به گروه اول رساند و هر دو گروه سعی کردند خود را از طریق الطیبه به وادی الحجیر و از آنجا به رود لیتانی برسانند.

در منطقه رب تلاتین عناصر مقاومت، اسرائیلی‌ها را که تعدادشان بسیار زیاد بود، به سمت یکی از کمین های خود کشاندند، اسرائیلی‌ها در منطقه ای قرار گرفتند که از هر طرف هدف تیروهای عناصر مقاومت بودند، در این زمان درگیریهای مستقیم آغاز شد. یکی از مرگبارترین صحنه های وادی الحجیر برای صهیونیست ها زمانی بود که نیروهای مقاومت یک خانه را که نیروهای زیادی در آن مستقر شده بودند، را هدف حمله موشکی قرار دادند، در این حمله 8 نفر کشته شدند و 4 نفر دیگر نیز زخمی شدند.

در منطقه مشروع الطیبه نیز عناصر مقاومت کمین‌های زیادی برای صهیونیست ها آماده کرده بودند، در این منطقه صهیونیست ها در منطقه ای به وسعت دو کیلومتر قرار گرفتند، آنها از سوی عناصر مقاومت از تمامی جهات محاصره شدند، به این ترتیب گلوله های عناصر مقاومت از هر طرف به سوی صهیونیست ها شلیک می شد. راکت های مقاومت نیز در این مرحله آغاز به کار کرد و موفق شد 12 خودروی زرهی را منهدم کند، در این درگیری ها مقاومت همچنین 3 تانک مرکاوی دیگر را نیز شکار کرد تا تعداد تانک های منهدم شده در یک روز در وادی الحجیر به عدد 16 برسد. با انهدام تانک ها، صهیونیست ها شروع به فرار کردند، اما گلوله های مقاومت بنا بر شهادت خود اسرائیلی‌ها، "جهنمی" برای آنان ایجاد کرد.

نیروهای حزب‌الله اعلام کردند که سی نظامی صهیونیست در درگیری های منطقه الطیبه کشته شدند و 150 نفر دیگر نیز زخمی شدند، از سوی دیگر در القنطره و اطراف آن نیز 10 صهیونیست به هلاکت رسیده و 40 تن دیگر نیز زخمی شدند.

درگیریهای میان نیروهای مقاومت اسلامی لبنان و نظامیان متجاوز رژیم صهیونیستی در منطقه وادی الحجیر تا روز سی ام از تجاوز صهیونیست ها نیز ادامه پیدا کرد، یعنی روزی که سازمان ملل متحد قطعنامه 1701 را در مورد توقف اقدامات خصمانه میان دو طرف صادر کرد. با این وجود ایهود اولمرت سه روز از جرج بوش رئیس جمهور آمریکا مهلت خواست تا شاید بتواند در این مدت با تشدید نیروهای خود در منطقه، تا رود لیتانی پیشروی کند، این دومین مرحله از پیشروی ها در وادی الحجیر بود. اسرائیل در این مرحله سعی کرد ابتدا با اعزام عناصری، کمین های مقاومت را در مسیرهای منتهی به وادی الحجیر شناسایی کند، اما در این مأموریت ناکام ماند و تعداد دیگری از نیروها و تانکها و ادوات جنگی خود را نیز از دست داد. در این مرحله حزب الله با کاشتن مین های بزرگ موفق شد شش تانک دیگر و دو بلدوزر را منهدم کند، اسرائیلی ها به از دست دادن یک گردان زرهی کامل خود در این درگیری ها اعتراف کردند.

حزب الله لبنان اعلام کرد که رژیم صهیونیستی بالغ بر 15 هزار نیروی نظامی و 90 تانک را در این عملیات ها مشارکت داد که در تمامی بخش های منتهی به وادی الحجیر مستقر شده بودند، آنها به هر نحوی می خواستند برای شانتاژ تبلیغاتی خود رود لیتانی را به دست بگیرند، به همین علت بعد از تمامی این شکست ها در عملیات هلی برن بزرگی سعی کردند تا نیروهای خود را در الغندوریه پیاده کند، اما این نیروها نیز در کمین حزب الله گرفتار شده و بعد از درگیریهای شدید با حزب الله که به کشته شدن 15 نظامی صهیونیست منجر شد، مجبور به فرار شدند.

در نهایت صهیونیست ها به کشته شدن 33 نظامی خود در وادی الحجیر اذعان کردند تا این منطقه را یکی از بزرگترین کشتارگاه های خود لقب دهند. بیش از 50 تانک اسرائیلی و چندین دستگاه بلدوزر نیز در این منطقه منهدم شد.

انتهای پیام/

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تسنیم در تلگرام شوید.
    مهمترین عناوین اخبار
    مهمترین عناوین اخبار بین الملل
    خبر فوری
    سام سرویس