یادداشت رسالت/سید مسعود علوی

پیام های یک پیکر بی سر

شناسه خبر: 1490963 سرویس: رسانه ها
روزنامه رسالت

این روزها رسانه ملی، فضای مجازی و رسانه های مکتوب پر از سخن یک پیکر بی سر است. این روزها سخن از یک حماسه تاریخی است. سخن از «سر»بازی و «سر»داری است.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، این روزها رسانه ملی، فضای مجازی و رسانه های مکتوب پر از سخن یک پیکر بی سر است. این روزها سخن از یک حماسه تاریخی است. سخن از «سر»بازی و «سر»داری است. این روزها سخن از شهادت، ایثار، جوانمردی و شجاعت شهید غریب و مظلوم، محسن حججی است. او کسیت که با سر بریده خود با ما سخن می گوید؟ سخن او چیست؟ این روزها سخن از گل سرخ و عطر ماندگار شهادت در جامعه ماست. این جوانمرد نجف آبادی کیست که آتش در خرمن احساسات یک ملت افکنده است؟ این پهلوان عرصه جهاد اکبر و اصغر کیست که همسر جوان او وقتی تن بی سر شویش را دید، زینب وار ندای «ما رأیت الا جمیلا» سر داد؟ این شیرزن جوان نجف آبادی که کفو اوست در چه کهکشانی سیر و سلوک دارد که زینب وار، پیام های حسینی همسرش را ترویج و تبلیغ می کند؟

این قهرمان مبارزه با نفس متعلق به چه نسلی است که از زیر آوار بمباران سه هزار کانال تلویزیونی ماهواره که شب و روز در این مملکت امام زمان (عج)، لجن پراکنی می کنند، سر خود را بر کف گرفته و با اقتدا به مولایش امام حسین (ع) فریاد «هیهات مناالذله» سر می دهد؟

انقلاب اسلامی ایران در آستانه ورود به دهه چهارم حیات خود تصویری از سربازان و جانبازان اسلام و قرآن را می خواهد به نمایش بگذارد. شهید حججی نماینده نسل چهارم انقلاب است. اولین پیام او رویش های بدیع انقلابی و اسلامی در این نسل است. این نسل، تعریف جدیدی از حیات طیبه، عبادت و نماز دارد و به تعبیر شاعر انقلابی، محمد زارعی؛

زندگی یعنی عبادت، زندگی یعنی نماز

مرگ یعنی والسلام، از سجده ات بردار سر

نسلی که شهید حججی نماینده اوست در حال و هوای کربلا و عاشورا تنفس می کند و سر خود را در شمار سرهای بی تن یاران حسین (ع) 

جستجو می کند. این نسل آسمانی با ماه و خورشید و نیزه و سر، سخن ها دارد؛

آسمان! از ماه بالاتر نیز خورشید را

نیزه را پایین بیاور، نیست یار از یار سر

دل به یک دست تو دادم، سر به دست دیگرت

زیر سر بگذار دل، یا زیر پا بگذار سر

امروز پدر و مادر شهید حججی، همسر و فرزند خردسالش نماد مقاومت و وارث نسلی هستند که انقلاب را پدید آورد، در دفاع مقدس خوش درخشید. در فتنه 18 تیر 78 و فتنه منافقین جدید در سال 88 از انقلاب، جانانه دفاع کرد و امروز برای جهانی شدن اسلام در منطقه و جهان مشغول «سر»بازی و «سر»داری است.

استکبار جهانی وقتی در برابر موج بیداری اسلام قرار گرفت، رفت در اعماق تاریخ اسلام، حرامیانی را که به روی فرزند پیامبر در عاشورا تیغ کفر و الحاد و شرک کشیدند، از زیر خاک بیرون آورد و تجهیز و مسلح‌شان کرد و به جان ملت های مسلمان و انقلاب اسلامی انداخت.

پاسخ به این پلیدی و پلشتی و خونخواری و قساوت چیست؟ شهید حججی می گوید جز با اقتدا به امام حسین (ع) و یاران او نمی توان در برابر این پدیده ایستاد. شهید حججی به انقلابیون جهان اسلام و جوانان سلحشور ایران می گوید چاره ای جز سپردن رگ های حنجر به خنجر دشمن نیست. این راهبرد مبانی پیروزی خون بر شمشیر است که امام خمینی (ره) بر اساس آن انقلاب اسلامی را بنا نهاد.

حاصل مرگ گل سرخ است عطر ماندگار

پس ملالی نیست از گل می برد عطار، سر

شهید حججی نشان داد کلمه به کلمه زیارت عاشورا در رگ های او جاری است. او صادقانه و با اخلاص، فراز آخر زیارت عاشورا را در سجده زمزمه می کرد؛

«اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.»

وصیت شهید حججی به پدر و مادر و همسرش و از همه مهم تر به فرزندش، وصیت او به همه ماست. این وصیتنامه را باید چندین بار خواند تا لایه های لطیف و پاک اندیشه محسن را به ادراک نشست. او در وصیتنامه اش نوشته است؛ تصویرم را ببرید پیشکش رهبر عزیز، امام سید علی خامنه ای و فرمانده ام حاج قاسم کنید و به رهبرم بگویید که «اگر در بین مردمان زمان، خودت و کلامت غریبند، ما برای اجرای فرمان شما آمده ایم و آماده ایم تا سرمان برود و سر شما سلامت باشد.» او خطاب به مادرش در وصیتنامه گفته است؛ مادرم! سرم را به دست گیر و سرافراز باش چون 

«ام وهب». او خطاب به همسر عاشورایی خود در وصیتنامه اش نوشته است؛ همسرم! می دانم و می بینم دست حضرت زینب (س) قلب آشوبت را آرام می کند. همسرم! شفاعتی که همسر وهب از مولا اباعبدالله (ع) شرط اجازه میدان رفتن گذاشت، طلب تو. او نوشته است؛ روی زمینی نیستم که می بینید، منتظر روضه قتلگاهم. اینجا «رضاً برضاک» را می خواهم زمزمه کنم. من مولای بی سر را می بینم که همدوش زینب آمده اند... حرامیان در شعله های 

شرارت می سوزند و من سر بی پیکرم را می گذارم برای گمنامی برای خاک زمین...

این ابرمرد تاریخ ما شهید محسن حججی با این وصیتنامه حماسی چه می کند؟! همه تاریخ عاشورا و کربلا و مصائب آل الله را با سر بریده خود به تفسیر نشسته است. چهره نوراگین او را باید به خاطر بسپاریم. او فقط یک رزمنده سپاهی مدافع حرم نیست، او مفسر قرآن، روایات و سیره پیامبر اعظم (ص) است. او با رگ های بریده خود، با ملت ما و نسل جدید انقلاب، سخن می گوید. ای کاش رئیس جمهور ما به نمایندگی از ملت، از این زبان گویای اسلام با یک پیامی تجلیل می کرد.شهید حججی به شرحی که در اصل یکصد و بیست و یکم قانون اساسی که به سوگند ریاست جمهوری مشهور است مصداق عینی پاسدار مذهب رسمی و پاسدار نظام جمهوری اسلام است. او خودش را وقف اعتلای کشور و ترویج دین و اخلاق کرد. او با خون پاک خود از مرزهای شرف و استقلال کشور حراست کرد. او را باید به حق، رئیس جمهور این ملت نامید، چرا که آرای او در صندوق قلب هر ایرانی مسلمان ریخته شده است. این آراء، اقلیت و اکثریت ندارد. کافی است نگاهی به 

رسانه های کشور بیندازید و آن را ببینید.

انتهای پیام/

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تسنیم در تلگرام شوید.
    مهمترین عناوین اخبار
    مهمترین عناوین اخبار رسانه ها
    خبر فوری