«محسن ما» با شعر و دکلمه «علی محمد مودب» + صوت

قطعه «محسن ما» با شعر و دکلمه علی محمد مودب و موسیقی امیر حسین سمیعی از سوی موسسه «شهرستان ادب» منتشر شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، این قطعه با موسیقی «امیر حسین سمیعی» و آواز مجید حسین خوانی به شهید «محسن حججی» تقدیم شده است.

در ادامه می‌توانید این قطعه را بشنوید یا دانلود کنید:


متن شعر قطعه‌ی «محسن ما» به این شرح است:

دل ای دل ای دل من! عزم کن قلم بردار!
به یاد شاه ابالفضل من قدم بردار

گلو بریده نبودی، زبان بریده مباش!
حیا ز چشم شهیدان کن و دریده مباش!

چو برق تیغ به دل‌های ترس برده بزن
به نام واقعه بر لحظه‌های مرده بزن

چه گفت بر سر آن نیزه سر که سنگین است
سر بریده سخن گفتنش به آیین است

ببین صلابت شیران شام جولان را
مبارک است ببر نام این شهیدان را

بخوان! زبان لهیب و جراحت و تب باش
به راه شام چنین در رکاب زینب باش

سلام بر سخن تو، سلام بر تو شهید !
فدای سوختن تو، سلام بر تو شهید

چنین شکوه و تجمل، مبارکت بادا !
درخت بی‌سر من، گل مبارکت بادا !

به روز معرکه سر باختی و گل کردی
سلام بر تو ! در این آخرالزمان مردی

در این زمانه که برخی به هرزگی لافند
مگر ز نخ نخ خون تو بیرقی بافند

چه بیرقی که به عزت علم کند ما را
به اعتبار قذت محترم کند ما را

تو حجتی که هنوز این قبیله سرزنده است
علم به دست جوانمردهای رزمنده است

خوشا به عزم تو زین بند آهنی رستن
ز ننگ عشوه مردان منحنی رستن

مرا به نام تو در این حریم راه دهند
مرا به سایه‌ات از خویشتن پناه دهند

که ساعتی به تو بینم عتاب خویش کنم
قیامتی که سوال و جواب خویش کنم

شب شکستن شمشیر در گلوی کسی است
بخوان که گریه کنم، تیر در گلوی کسی است

یگانه مردی از این خیل بی شمار که هست
یکی دلاور یکه از این هزار که هست

غروب روز دهم شد فدایی حیدر
غروب روز دهم ساعتی ست تا محشر

غروب روز دهم، روزگار حیرت ماست
غروب روز دهم، امتحان غیرت ماست

شکسته خیل اسیران به شام رهسپرند
از آن قبیله نباشی تو را کجا ببرند؟

از آن قبیله شدن سخت سخت و آسان است
از آن قبیله که شیطان از آن هراسان است

لب از حرام ببند و دل از حلال ببر
ز هر چه غیر خدا دل در این مجال ببر

یکی از اینهمه مردان که ما نمی‌بینیم
ز خیل مرگ نوردان که ما نمی‌بینیم

به آن دو دیده که هر آن ندیده را می‌دید
همین ندیده گرفتن فقط ز ما می‌دید

چه طعنه‌ها که شنید از دهان سایه و سنگ
چه زجرها که کشید از غرور زخمه و رنگ

امان ما نگهش بود امان ندادیمش
امان ز طعنه و زخم زبان ندادیمش

به صبح واقعه پیوست از این غروب گذشت
گذشت از همه ما، گذشت و خوب گذشت

به یک نگاه که در ماندگان قافله کرد
هزارها دل ما را دوباره یکدله کرد

سلام بر تو برادر، سلام بر سر تو
سلام بر تو و بر چهره منور تو

سلام بر تو که با هر سلام می‌آیی
سلام بر تو که با آن امام می‌آیی

غرور شیفتگان را تمام خواهد کرد
همین سلام جهان را سلام خواهد کرد

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط