بازخوانی یک اقدام انقلابی‌ــ‌۱/ چرا آیت‌الله شریعتمداری توسط مدرسین حوزه سلب مرجعیت شد؟

اول اردیبهشت‌ماه جامعه مدرسین حوزه علمیه رأی به سلب مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری داد. تسنیم در گزارش‌‌هایی به بازخوانی اقداماتی که منجر به سلب مرجعیت وی شد، می‌پردازد.

بازخوانی یک اقدام انقلابی-1/ چرا آیت الله شریعتمداری توسط مدرسین حوزه سلب مرجعیت شد؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، اردیبهشت‌ماه  سال 61 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اقدامی انقلابی که بعدها در منشور روحانیت امام خمینی(ره) مورد تأیید ایشان هم قرار گرفت، به‌اتفاق حکم بر سلب مرجعیت از یکی از مراجع بزرگ آن زمان آیت الله سید کاظم شریعتمداری دادند.

علت این اقدام اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، همکاری شریعتمداری با صادق قطب‌زاده معدوم در طراحی یک کودتا با شرکت برخی عناصر خارجی و پیش‌تر،  همکاری با عوامل کودتای نوژه بود.

تسنیم در گزارش‌ها و مصاحبه‌هایی به بازخوانی علت سقوط و تقابل آیت‌الله شریعتمداری با انقلاب اسلامی می‌پردازد که اولین گزارش‌ آن امروز منتشر می‌شود.

** آیت‌الله شریعتمداری؛ از استقبال محمدرضاشاه تا اخراج از تبریز

مرحوم سید کاظم شریعتمداری معروف به «شریعتمدار» در سال 1284 هجری شمسی در تبریز متولد شد. پدر وی سید کاظم میرفیضی از قندفروشان تبریز بود. وی در دوره جوانی تلاش‌هایی برای ورود به مجلس شورای ملی انجام داد اما بی‌نتیجه ماند.

وی در سال 1303 شمسی برای ادامه تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه قم رفت و در درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه قم شرکت کرد و یک دوره خارج فقه و اصول را نزد آن مرحوم آموخت.

با شروع سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و آزاد شدن آذربایجان از نیروهای شوروی، وی قصد سفر به تبریز را داشت. در این مسافرت اکثریت علمای شهر و طلاب استقبال و ملاقات با شاه را حرام اعلام کردند اما شریعتمداری در این سفر شاه را همراهی کرد و در مراسم 6 خرداد 1326 در مدرسه طالبیه تبریز برای خیرمقدم چنین گفت "اعلیحضرتا! طلاب علوم دینی فقط انتظار و تقاضا دارند که تناسب خدمتشان مورد توجه ملوکانه واقع شوند... بی‌نهایت متأسف و شرمنده هستیم و قهراً به آقایان هم دیر خبر رسیده که نتوانسته‌اند افتخار شرفیابی حاصل کنند".

تصویر کمتردیده‌شده از آیت‌الله شریعتمداری در حال همراهی محمدرضا پهلوی در سفر وی به تبریز در 1326

در این مراسم شریعتمداری 10 هزار تومان از شاه دریافت می‌کند اما سخنرانی وی با برخورد تند سایر علمای شهر مواجه شد و آیت‌الله میرزا فتاح شهیدی مجتهد وقت تبریز حکم به اخراج وی از تبریز داد. او مدتی در تهران ساکن شد و سپس به قم آمد و شروع به تدریس برای طلاب آذربایجانی کرد. 

بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی در سال 40شمسی، شریعتمداری مانند سایر شاگردان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری اعلام مرجعیت کرد. در آن زمان سران جبهه ملی در نشستی وی را شایسته مرجعیت دانستند و از آن زمان رابطه وی با اعضای جبهه ملی شروع شد.

** دارالتبلیغ اسلامی، همکاری با ساواک و خلق مسلمان

محمدحسن شجاعی‌فرد از مبارزان پیش از انقلاب در مصاحبه با تسنیم  درباره ارتباط مهندس بازرگان و جبهه ملی با شریعتمداری می‌گوید "آقای اسرافیلیان تعریف می‌کرد سال 42 همراه‌ شهید آیت و 2،3 نفر دیگر قم بودیم. بازرگان و اعضای نهضت آزادی هم آنجا بودند، در مسیر همراه بودیم، ما به‌سمت منزل امام خمینی می‌رفتیم بعد دیدیم آنها به‌سمت دیگری می‌روند، گفتیم که «منزل امام  از این سمت است» آنها گفتند «می‌دانیم ولی مرجع تقلید ما شخص دیگری است». گفتیم «چه کسی؟»، گفتند «آقای شریعتمداری»!".

 آیت‌الله شریعتمداری هرچند از سال 42 تا 57 در مقاطعی با نهضت امام همراهی داشت اما همزمان نیز روابط پشت‌پرده‌ای با دربار و ساواک برقرار کرده بود.

یکی از همکاری‌های وی با رژیم سلطنت مربوط به تأسیس دارالتبلیغ اسلامی قم بود که در سال 44 با هدف نشر و تبلیغ اسلام تأسیس شد اما در واقع هدف از آن تقابل با سایر نهادهای مذهبی بود که توسط روحانیون انقلابی اداره می‌شد. آیت‌الله وحیدی گلپایگانی شاگرد امام راحل در گفت‌وگو با تسنیم درباره پشت‌پرده تشکیل دارالتبلیغ می‌گوید: "به‌یاد دارم یک روز از آیت‌الله گلپایگانی، قصه آقای شریعتمداری و دارالتبلیغی را که ساخته بود پرسیدیم چون یک سری حرف‌هایی در این باره شنیده بودم. این سؤال را خصوصی از آیت‌الله گلپایگانی پرسیدیم، ایشان فرمودند که "قبل از اینکه بروند سراغ‌ آقای شریعتمداری سه یا چهار نفر آمدند سراغ من و معلوم بود که این‌ها از طرف شاه مأمور شده‌اند که مسئولیت دارالتبلیغ را به من بدهند. من که فهمیدم جریاناتی پشت این است قبول نکردم و بعد از من رفتند سراغ آقای شریعتمداری که فوراً قبول کرده بود".

یدالله سحابی دبیرکل پیشین نهضت آزادی کنار آیت‌الله شریعتمداری در قم

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شریعتمدار که خود را یک روحانی متمایل به نهضت نشان داده بود، تلاش می‌کرد تا به‌نحوی بخشی از انقلاب یا حتی همه آن را به‌نفع خود مصادره کند، با این حال تقابل وی با انقلاب اسلامی و ضدیت با امام خمینی موجب شد تا مرجعی که تا دیروز از سیاست کناره می‌گرفت و محافظه‌کارانه رفتار می‌کرد یک‌باره ورودی جدی به سیاست داشته باشد. یکی از این مسائل تأسیس حزب خلق مسلمان تبریز بود. به‌دنبال اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی در 19 بهمن سال 57، روز 24 اسفندماه حزب جمهوری خلق مسلمان به‌رهبری شریعتمداری در تبریز اعلام موجودیت کرد.

علاوه بر اینها وی شروع به صدور احکامی برای برخی روحانیون کرده و آنها را به‌عنوان امام جمعه شهرهای آذربایجان منصوب کرد! هواداران خلق مسلمان که اکثراً اقداماتشان رنگ‌وبوی جدایی‌طلبانه داشت، در اولین اقدام صدا و سیمای آذربایجان را تصرف کردند. همچنین در پی گسترش ناآرامی‌ها، کنترل مراکز حساس شهر مانند پایگاه دوم شکاری نیروی هوایی به دست اعضای حزب خلق مسلمان افتاد و برای نشان دادن قدرت خود شش فروند جنگنده فانتوم را در ارتفاع پایین بر فراز تبریز به‌پرواز درآوردند.

آنها با راه‌اندازی راهپیمایی، جایگاه نماز جمعه تبریز را به‌آتش کشیده تصاویر امام راحل را نیز پاره کردند.

مرحوم حجت‌الاسلام فلسفی درباره نگرانی امام از شکل‌گیری حزب خلق مسلمان و اقدامات آنها چنین می‌گوید "یک روز صبح امام به‌وسیله یکی از دوستان پیغام داد که به فلانی بگویید اینجا بیاید. خدمت ایشان رسیدیم. امام تنها بود. شروع سخن ایشان، گفتگو درباره حزب خلق مسلمان بود. امام فرمودند: «ما می‌دانیم که اجانب به‌خصوص آمریکا با این انقلاب خیلی دشمن هستند و با وسائل گوناگون به آن ضربه می‌زنند. حالا اول کار است که آمده‌اند و حزب درست کرده‌اند. این حزب خلق مسلمان علی التحقیق ریشه خارجی دارد. این کلمه «خلق» را داخل عنوان حزب گذارده‌اند ــ مثل اینکه کلمه دموکراسی را می‌خواستند داخل نام جمهوری اسلامی ایران کرده و بگویند: جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران! ــ خلق مسلمان هم یعنی همین، خلق در فارسی همین توده است. اینها می‌خواهند از همین حالا میان مسلمانان زمینه جنگ درست کنند و بگویند حزب جمهوری اسلامی و حزب خلق مسلمان. این قضیه ضربه زدن به انقلاب و پایمال کردن خونهای مسلمانان است. می‌خواهند این انقلاب را بکوبند و این موفقیت را از بین ببرند و یک چیز دیگر جایش بگذارند که منافع خودشان را تأمین کند»". (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات حجت‌الاسلام فلسفی، ص399)

یکی از دیدارهای آیت‌الله شریعتمداری با امام خمینی در قم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

با پایان غائله حزب خلق مسلمان، شریعتمداری از ضدیت با نظام تازه‌تأسیس اسلامی و امام خمینی دست نکشید. در سال 1359 کودتایی در ایران طراحی شد که بیشتر شبیه جنگ بود. در این کودتا قرار بود محوریت با برخی افسران نیروی هوایی ارتش باشد و با بمب‌افکن جماران و برخی مراکز حساس را با خاک یکسان کنند. نقشی که عوامل کودتا برای آیت‌الله شریعتمداری در نظر گرفته بودند این بود که بعد از انجام کودتا آن را تأیید کند.

برخی افسران کودتا که پیشینه مذهبی داشتند برای تأیید اقدام خود به قم نزد شریعتمدار رفتند و وی در پاسخ به مراجعان  مرتباً تکرار می‌کرد که "ظلم هرگز پایدار نمی‌ماند!" فرمانده کودتا بنی‌عامری در جلسه‌ای عنوان داشته بود: "با علما و روحانیونی که طرفدار آیت‌‌الله شریعتمداری می‌باشند دست به دست هم دادیم تا یک اسلام نوین در سطح مملکت پیاده کنیم".

کودتای نوژه به‌یاری خدا شکست خورد اما بخشی از اعترافات کودتاچیان که مرتبط با شریعتمداری بود از صدا و سیما پخش نشد و نقش وی مخفی ماند. اقدام بعدی وی که دیگر مخفی نماند شرکت در کودتایی بود که صادق قطب‌زاده آ‌ن را هدایت می‌کرد.

 یکی از مسائل مرتبط با کودتای قطب‌زاده شرکت داشتن آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری در کودتا بود که منجر به سلب مرجعیت از وی شد. قطب‌زاده در بازجویی‌های خود درباره نقش سید کاظم شریعتمداری می‌گوید "در بین مراجع فقط با واسطه با شخص آیت‌الله شریعتمداری، مسئله در میان گذاشته شده بود، البته توجه می‌کنید من مدت یک سال و خرده‌ای است که اصلاً مسافرتی به هیچ جا نکردم، من‌جمله به قم؛ بنابراین شخصاً تماس نداشتم، ولی [با] دو واسطه‌ای که صحبت شده بود با ایشان، من از طریق آن دو واسطه مطلع شده بودم که این مطالب، مسئله‌ اصل براندازی به‌نظر ایشان رسیده بود. در دو سه ماه قبل، یک بار آقای حجت‌الاسلام مهدوی رفتند آنجا و صحبت کرده بودند با ایشان، با آیت‌الله شریعتمداری و در مجموع، برخورد آیت‌الله شریعتمداری بسیار برخورد محتاطانه‌ای بود، با کل مسئله.

...بعد وقتی که حجت‌الاسلام مهدوی تشریف برده بودند به خارج، من از حجت‌الاسلام آقای عبدالرضا حجازی خواستم مطلب را با حضرت آیت‌الله شریعتمداری در میان بگذارد و کلیات طرح را یعنی اصل کلّیت طرح را با آقای حجازی در میان گذاشتم. آقای [عبدالرضا] حجازی هم با آیت‌الله شریعتمداری آن طوری که به من گفتند مسئله را در میان گذاشته است و نقل قول از آقای حجازی است که ایشان گفتند که «من قبل از انجام برنامه، کاری نمی‌توانم بکنم و بعد از انجام برنامه، بنده خود ایشان را تأیید می‌کنم و اقدام می‌کنم». این ماجرا گذشت. مجدداً بحث دیگری با آقای حجازی شد و آقای حجازی مجدداً رفتند و دفعه‌ دوم که برگشتند گفتند که بحث‌‌ همان است ولی آیت‌الله شریعتمداری یک مقدار زیادی ترسیدند. این ماجرا که مربوط به یک ماه و نیم قبل است، گذشت تا مجدداً آقای مهدوی آمدند. من مجدداً به آقای مهدوی گفتم و ایشان هم در مراجعت به من گفتند که «نظر ایشان‌‌ همان است و اگر براندازی انجام شد، ایشان تأیید خواهند کرد»...".

هرچند در کودتای قطب‌زاده نقش آیت‌الله شریعتمداری اثبات شد، اما امام راحل به‌واسطه مرجعیت و جایگاه علمی وی اجازه بازجویی و محاکمه از وی را ندادند و صرفاً ارتباطات وی در بیتش محدود شد تا بار دیگر با عوامل مخرب و ضدانقلاب ارتباطی نگیرد. یکی از اشخاص تأثیرگذار بر ذهن شریعتمداری فرزندش حسن شریعتمداری بود که بعد از غائله حزب خلق مسلمان، با فرار از ایران در سال 1362 حزب چپ میانه «جمهوری‌خواهان ملی ایران» را بنا کرد و در سال 83 هم از مؤسسین گروهک اپوزیسیون اتحادیه جمهوری‌خواهان است.

تصاویر اعضای شاخص جامعه مدرسین که رأی به سلب مرجعیت مرحوم شریعتمداری دادند. تصویر آیات مؤمن، محمدی گیلانی، محفوظی، مشکینی، صانعی، آذری قمی و جوادی آملی دیده می‌شود

شریعتمداری تا پایان عمرش در قم در انزوا می‌زیست. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بعد از افشای دست داشتن وی در کودتا و افشای اسناد ساواک مبنی بر همکاری او با رژیم سلطنت، در تاریخ 1 اردیبهشت سال 61 رأی بر سلب مرجعیت وی دادند. سایر روحانیون شهرستان‌ها نیز بر عدم صلاحیت وی بر مرجعیت حکم دادند.

این اقدام سالها بعد در منشور روحانیت امام بازتاب پیدا کرد و تلویحاً این اقدام جامعه مدرسین را تأیید کردند و چنین نوشتند "‌آیا مدرسین محترم که ستون محکم انقلاب در حوزه‌های علمیه بوده‌اند ــ نعوذباللّه‌ ــ به اسلام و انقلاب و مردم پشت کرده‌اند؟ مگر همانها نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همانها نبودند که وقتی یک روحانیِ به‌ظاهر در منصب مرجعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟ آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناکرده اینها شکسته شوند چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت؟". (1367/12/03)

آیت‌الله شریعتمداری در غروب پنج‌شنبه 13 فروردین 1365 در بیمارستان مهراد تهران، بر اثر نارسایی کلیه درگذشت و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/*

واژه های کاربردی مرتبط
بیشتر بخوانید...
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار سیاسی
مهمترین اخبار سیاسی
مهمترین اخبار تسنیم
آدرس‌ پیام‌رسان‌ها
ایران مال
فنی