یادداشت| دستهای خالی!

برای درک ماهیت برجام و باطن این توافق نیازمند زمان بیشتری هستیم. تبیین برجام را زمان، بهتر از هر تبیین گری انجام خواهد داد. نمونه اش خروج آمریکا بود که البته بعد از حدود سه سال صورت گرفت.

یادداشت| دستهای خالی!

برجام را از هرطرف نگاه می کنیم، یافتن دستاوردی در تراز وعده ها، امری نا ممکن است. ابعاد مختلف برجام نظیر فنی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی به گونه ای در کنار هم قرار گرفته که نظم و انسجام آنها، از برجام توافقی تاریخی ساخته است.

قطعا باید فکری برای تدریس چنین توافقی در کنار قراردادهایی نظیر ترکمانچای بشود چراکه آن طور که باید و شاید، افکار عمومی از کم و کیف آن خبر ندارد. در واقع عدم اطلاع رسانی درست و تصویب 20 دقیقه ای جزیی از سیاست دولت برای پیشبرد چنین تجربه تلخی بود. امروز ما با یک راه تجربه شده مواجهیم. البته راه جدیدی نیست اما برای نسلی که تجربه توافق با ایالات متحده را به چشم ندیده بود تازگی داشت.

برجام توافقی بین ایران و آمریکاست. به معنای آنکه تنها دو اراده در آن نقش داشت. بود و نبود کشورهای دیگر در راستای این دو اراده معنا می یافت و به خودی خود فاقد معنا بود. از یک سو ایران بی سابقه ترین امتیازات هسته ای را در کمال ناباوری تقدیم ایالات متحده کرد. نظیر خارج کردن 11000 سانتریفیوژ نطنز با تمام زیرساخت هایش، تبدیل کردن فردویی که 80 متر زیر زمین بود به یک مرکز تحقیقاتی، خارج کردن همه ذخایر اساسی اورانیوم از کشور و کاهش آنها به 300 کیلوگرم، صرفنظر کردن از تحقیق و توسعه واقعی و نگه داشتن صوری چند پروژه تحقیقاتی، از بین بردن قبل راکتور اراک و بتن ریزی در آن، اخراج کارشناسان هسته ای و همکاران شهید احمدی روشن، محدودیت ابدی در ساخت انواع راکتور [1] و ده ها تعهد تحقیر آمیز دیگر و از سوی دیگر ایالات متحده کوچکترین حرکتی که بتواند اقتصاد ایران را رونق بخشد نه تنها انجام نداد بلکه هر روز بر تعداد تحریمهای خود اضافه کرد.

برخی گمان می کنند ایالات متحده چنین رفتاری را بر خلاف تعهدات برجامی اش انجام داده اما، رجوع به برجام چنین ادعایی را ثابت نمی کند. به همین دلیل بود که دولت ایران هیچ یک از نقض عهدهای ادعایی را نتوانست پیگیری کند. در واقع شاهکار برجام هیچ راه اعاده حقی برای ایران در خود ندارد. مهندسی توافق به گونه‌ای است که ایران همیشه باید آمریکا را از خود راضی نگه‌ می داشت چرا که اگر این رضایت نباشد، آمریکا می‌توانست هرلحظه بخواهد تحریم‌ها را بازگرداند. بدون هیچ هزینه ای!

 حتی خارج شدن آمریکا از توافق نیز برای او هزینه ای نخواهد داشت چراکه مطابق برجام است! قسمت اندک و غیر اساسی از تحریمهای آمریکا، اجرایشان و نه قانونشان، متوقف و نه تعلیق یا حتی لغو شده بود و مکانیزم آن اینگونه بود که هر 4 ماه (یا 6 ماه) رئیس جمهور آمریکا باید دستور توقف اجرای این تحریم‌ها را (با ذکر دلایل مجاب کنند‌ه‌ی خود برای کنگره) تمدید می کرد.

حالا رئیس جمهور آمریکا دلایلی مجاب کننده برای کنگره از عدم تمدید توقف تحریمها آورده و خلافی از بابت برجام صورت نداده است. اگر هم خروج آمریکا را امری خلاف برجام - به زعم خودمان - تلقی کنیم این سوال مطرح می شود که چه راهکار و چاره ای برای این روز در توافق اندیشیده ایم؟

طبیعی است باید به روند مذکور اعتراض کنیم . اما نتیجه چه خواهد بود؟

کمیسیونی در برجام به نام کمیسیون مشترک درنظر گرفته شده است. «کمیسیون مشترک» اختیارات گسترده ای داشته و در بسیاری موارد تصمیم گیری درباره برجام و سرنوشت آن منوط به تصمیم «کمیسیون مشترک» است. هرچند ایران عضو این کمیسیون است ولی سازوکار موجود در کمیسیون مشترک به نحوی است که ضامن منافع آمریکاست طوریکه اگر طرف مقابل به تعهد خود عمل نکرد، در نهایت و پس از طی همه مراحل موضوع مورد اختلاف به شورای امنیت ارجاع خواهد شد. یعنی آمریکا و دیگر طرف‌های مذاکره همان اعضای داور شورای امنیت هستند در نتیجه اگر ایران متهم به عمل نکردن به تعهدات خود باشد سازمان ملل می‌تواند علیه ایران قطعنامه صادر کند اما اگر طرف مقابل تعهدات خود را عمل نکرد شورای امنیت نمی‌تواند علیه آنها قطعنامه بدهد چرا که آنها در شورای امنیت حق وتو دارند.

با توجه با سابقه هفتاد ساله سازمان ملل هیچ قطعنامه ای علیه امریکا به واسطه حق وتو صادر نشده است. همچنین روند اعتراض ایران نهایتا به شورای امنیت و بند 12( ماشه) و بازگشت خودکار تحریم ها منجر خواهد شد که در عمل حق اعتراض ایران را بی معنی می کند. مکانیزم بازگشت خودکار تحریم ها بدین شکل است که اگر یکی از طرفها معتقد به نقض توافق باشند باید نسبت به تداوم تعلیق تحریمها در شورای امنیت رأی گیری به عمل آورند. در صورت عدم تصویب تداوم لغو تحریمها، عملاً قطعنامه های پیشین در مورد ایران به شکل خودکار و اتوماتیک اعمال می شود و این یعنی دستهای خالی ایران!

چنین توافقی در دنیای کودکان نیز به شوخی می ماند، چه برسد به اینکه در دنیای واقعی و پس از خروج آمریکا بخواهد ادامه پیدا کند. داده ها، ستانده ها، سازوکار حاکم بر توافق، بسترهای ایجاد شده، تغییرات رخ داده، حاشیه ها، متن ها، همه و همه خسارت محضی بود که برای ثبت در تاریخ باید روشن بشوند و نباید به خواست مسببانش پوشیده و از نظرها دور شوند.


[1] شرح کامل در کتاب برجام دروازه نفوذ

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار اقتصادی
مهمترین اخبار اقتصادی
مهمترین اخبار تسنیم
ایران مال
آدرس‌ پیام‌رسان‌ها
بانک ایران زمین
بانک سپه
بانک سرمایه
فنی