باطن محرم عبودیت محض است

حجت الاسلام ریاضت گفت: امیرالمومنین فرمودند برای هر چیزی ظاهر و باطنی است. متاسفانه ما از باطن محرم بهره نمی بریم. ظاهر محرم تعظیم شعائر است. اما باطن محرم عبودیت محض است.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، ماه محرم در ادبیات روایات ما و در مبانی شیعه از جایگاه رفیعی برخوردار است و بزرگان و عالمان و همچنین خود اهل بیت تاکید فراوانی بر تعظیم این ماه و به طور کلی عزاداری بر سیدالشهدا داشته اند. در گفتگو با حجت الاسلام محمود ریاضت به بررسی کارکردهای مجالس عزاداری و برخی آسیب های آن پرداختیم. البته این کارشناس دینی معتقد است محرم فصل مناسبی برای آسیب شناسی نیست و باید بحث آسیب ها را در بستر دیگری پیگیری کرد. متن زیر مشروح گفتگوی ما با این منبری هیئات مذهبی است.

*ماه محرم در معارف شیعه جایگاه رفیعی دارد. به عنوان مقدمه بحث جایگاه محرم سیدالشهدا را در سیر معرفتی ما در معارف شیعه تبیین بفرمایید؛

می گویند که هدف از خلقت عالم، انسان بوده است. روایت می فرماید «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی» یعنی تمام اشیا را برای تو و تو را برای خود آفریدم. این روایت تفسیر همان آیه ای است که می فرماید «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً».

هدف غایی خلقت خلیفه اللهی است. برای رسیدن به این هدف نیازمند وسیله ای به نام عبودیت هستیم. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه بنده خدا باشند. عبودیت و بندگی وسیله ای است که انسان به آن هدف غایی که خلیفه اللهی است برسد.

سوال این است که ما چطور به این عبودیت دست پیدا می کنیم؟ می فرمایند شما مادامی که صاحب نفس مطمئنه نشوید نمی توانید به مرحله عبودیت برسید.

شما مادامی که محرمی نشوید نمی توانید صاحب نفس مطمئنه شوید. چون اطلاق خدا در قرآن «یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة» به سرخیل محرمی ها حضرت سیدالشهداست

می فرمایند شما مادامی که محرمی نشوید نمی توانید صاحب نفس مطمئنه شوید. چون اطلاق خدا در قرآن «یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة» به سرخیل محرمی ها حضرت سیدالشهداست. امام صادق(ع) فرمودند سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید. زیرا این سوره، سوره امام حسین(ع)است. هر کس این سوره را قرائت نماید در روز قیامت در درجه امام حسین(ع) و همراه ایشان خواهد بود. حضرت فرمود بخاطر آیه «یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة»؛ که مصداق اتم و اکمل نفس مطمئنه وجود امام حسین(ع) است. این روایت در همه تفاسیر ما ذیل سوره فجر آمده است.

لذا برای اینکه صاحب نفس مطمئنه شویم تا به مقام عبودیت برسیم که به وسیله آن به مقام خلیفه اللهی برسیم، باید محرمی شویم. برای محرمی شدن باید دو گام برداریم یکی اینکه اول مَحرَم شویم و بعد مُحرِم.

محرم یک ماهی نیست که به صورت کارناوال بخواهیم یک سری برنامه ها را برگزار کنیم. محرم مقطع زمانی نیست. محرم در سیر سلوکی انسان برای رسیدن به هدف در معارف ما جایگاه ویژه ای دارد.

امیرالمومنین فرمودند برای هر چیزی ظاهر و باطنی است. متاسفانه ما از باطن محرم بهره نمی بریم. ظاهر محرم تعظیم شعائر است. اما باطن محرم عبودیت محض است.

مرحوم مطهری می فرماید محرم یک سکه دو رو است. یک روی آن فاجعه و کشتار و خشونت و بی رحمی است اما یک روی این سکه خیلی روشن و زیباست. آن جایی که از امام سجاد سوال می کنند که کجا به شما سخت گذشت فرمودند شام. این ظاهر قضیه است. اما حضرت زینب(س) تعبیری دارند که در همین شام می فرمایند «ما رأیت الا جمیلاً» این باطن عاشوراست.

این عبارت تعبیر لطیفی در ادبیات عرب دارد. عربی قاعده ای دارد که می گوید اگر ما جمله ای منفی بیاوریم و بعد از آن از «الا» استفاده کنیم، ما قبل و ما بعد «الا» در هم منحصر می شود مانند «لااله الاالله». اینجا «ما رأیت الا جمیلا» یعنی ندیدم جز زیبایی. یعنی آنچه دیدم زیبایی بود. این باطن عاشوراست.

*تصور برخی بر این است که هیئت های عزاداری یک مسئله نوپدید است و حکومت ها برای قوام خود روی به گسترش و تقویت آن آورده اند. در حالی که هیئت های عزاداری پیشینه ای دارد که به دوران خود اهل بیت باز می گردد. مروری بر پیشینه هیئت های مذهبی و تاثیرات و کارکردهای آن در طول تاریخ برای شیعیان بیان بفرمایید؛

سابقه بحث عزاداری برای شهید، به قبل از شهادت امام حسین(ع) باز می گردد. اصلاً قبل از خلقت عالم بحث عزاداری بر سیدالشهدا بوده است و اول جمله ای که بر لوح محفوظ نگاشته شده بر طبق روایات روضه امام حسین است که «ان الحسین یقتل عطشانا». لذا اولین روضه خوان خود خداوند بوده است. جبرئیل برای همه انبیاء روضه امام حسین(ع) را خوانده است.

پیامبر برای عموی خود حضرت حمزه دستور به اقامه عزا می دهند. در جنگ احد بدن حضرت حمزه تنها بود و مردم با دستور پیامبر به کنار بدن حضرت حمزه آمدند و شروع به عزاداری کردند. پس نفس گریه بر شهید و اقامه عزا جز شعائر دینی ماست.

اولین کسی که برای امام حسین(ع) جلسه روضه گرفته است خود پیامبر است. سیدبن طاووس در مقدمه لهوف این روایت را نقل می کند. امام حسین دو ساله یا سه ساله بودند که جبرئیل خبری برای پیامبر می آورد که حضرت خیلی ناراحت می شوند. می فرمایند مردم را خبر کنید و همه را به مسجد می آورند. از پیامبر سوال می شود که شما چرا اینقدر ناراحتید؟ حضرت می فرمایند که جبرئیل برای من خبری آورده که پسرم حسین(ع) را کنار شط فرات می کُشند.

آنجا پیامبر می فرماید «لقد بورک بولدی الحسین» من به پسرم حسین تبریک می گویم. پیامبر اولین کسی است که برای شهید تبریک می گوید. ما در پلاکاردهای شهدای دفاع مقدس از واژه تبریک و تسلیت استفاده می کردیم که این منشاء روایی دارد.

پیامبر ادامه می دهند که تبریک می گویم که خدا در عوض این شهادت سه چیز به او می دهد یکی استجابت دعا در قبه او و شفا در تربت او و ائمه در نسل او.

روایت می فرماید «فضجّ الناس بالبکاء فی المسجد، فقال النبیّ صلّی اللّه علیه و آله: أ تبکون و لا تنصرونه» مردم شروع به گریه کردند که پیامبر فرمودند گریه می کنید ولی یاری اش نمی کنید.

باید گریه منجر به یاری شود اگر گریه منجر به یاری کردن سیدالشهدا نشود، یعنی منجر به توسعه راه و مرام امام حسین نشود، ارزشی ندارد

این مرز باریکی است که باید گریه منجر به یاری شود. وقتی امام زمان در زیارت ناحیه خطاب به امام حسین می فرماید اگر نبودم در کربلا یاری ات کنم به جای آن خون گریه می کنم. یعنی گریه باید جای یاری را بگیرد. اگر گریه منجر به یاری کردن سیدالشهدا نشود، یعنی منجر به توسعه راه و مرام امام حسین نشود، ارزشی ندارد.

اما چرا برخی مردم فکر می کنند که قصه عزاداری، حکومتی است؟ مشکل از جایی شروع شد که هیئات به ظاهر محرم چسبیدند و از باطن محرم غافل شدند.

رهبر انقلاب بر این نکته تاکید داشتند که قصه محرم و عاشورا سه رکن دارد. رکن اول منطق و تفکر است. رکن دوم حماسه و رشادت است و رکن سوم آن احساس و عواطف است. ایشان توصیه می کنند مواظب باشید منطق و تفکر و حماسه و رشادت تحت الشعاع عواطف و احساسات قرار نگیرد و یا فدای آن نشود.

الان به دو اصل اول پرداخته نمی شود و حتی برخی منبری ها می گویند کار امام حسین عقلی نبوده است! و تفکر و منطق را می زنند و می گویند کار امام حسین(ع) کار دل است!

خود امام حسین می فرماید لا یَکمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ؛ عقل جز با پیروی از حق کامل نمی شود. بعد حضرت می فرماید کار من تبعیت از حق است. یعنی کار من یک خروجی دارد و باید منجر به تکمیل عقل شود.

در زیارت اربعین هم هشتاد کیلو متر پیاده می رویم تا آنجا بخوانیم «و بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ» کشته شدی برای اینکه من از جهل بیرون بیایم و عاقل شوم.

متاسفانه امروز خیلی از کسانی که در این عرصه افتاده اند از سواد محرم بی بهره اند. لذا به هر قیمتی می خواهند در و دیوار گریه کند!

*به نظر شما کارکردها و تاثیرات عزاداری سیدالشهدا در طول تاریخ تاکنون چه تطوراتی داشته است؟

ظاهر عزاداری هم بالاخره تاثیراتی دارد مثلا عزاداری تلطیف روحیه می کند و شور و هیجانی در جامعه ایجاد می کند. منتهی کارکرد عزاداری متعدد است. جنبه های فرهنگی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... را در بر می گیرد.

یکی از هجمه هایی که به هیئات وجود دارد این است که چرا اینقدر هزینه می کنید و این را به محرومین و بی بضاعت ها بدهید. این در حالی است که در کنار هیئت های ما موضوع خیریه راه افتاده است و هزینه ای که خیریه برای کمک به محرومین جمع می کند شاید ده ها برابر هزینه است که در طول سال برای هیئات خرج می شود

ما در سطح کشور بیش از 80 هزار هیئت داریم و اکثر آنها دارای خیریه هستند که به ایتام و محرومین رسیدگی می کنند، در موضوع زلزله کرمانشاه و قصه آب رسانی به آبادان و خرمشهر خیلی فعال بودند.

یکی از هجمه هایی که به هیئات وجود دارد این است که چرا اینقدر هزینه می کنید و این را به محرومین و بی بضاعت ها بدهید. این در حالی است که در کنار هیئت های ما موضوع خیریه راه افتاده است و هزینه ای که خیریه برای کمک به محرومین جمع می کند شاید ده ها برابر هزینه است که در طول سال برای هیئات خرج می شود.

یکی از کارکردهای هیئات پیوست اجتماعی داشتن هیئات است که در دهه اخیر پررنگ تر شده است. مثلا حسینیه اعظم زنجان خیریه ای دارد به نام مهرانه که مجتمع عظیم درمانی برای بیماران سرطانی است. صفر تا صد هزینه این خیریه برای بیماران رایگان است.

حسینیه اعظم زنجان سال گذشته 14هزار قربانی داشته است که بزرگترین قربانگاه بعد از مناست.

مردم این را نمی دانند. همه این کارها به صورت خیریه انجام می شود. درصد بالایی از مردم زنجان به این نتیجه رسیده اند که هزینه مراسماتی مثل شب هفت و شب چهلم اموات خود را به مهرانه بدهند. این کارکرد هیئت و عزای امام حسین است.

خیلی از هیئت ها را می شناسم که خیریه گوشت و مرغ دارند. چون خیلی از خانواده ها نمی توانند گوشت بخرند. اینها آمدند یک واحدی را در هیئت خود راه انداخته اند به نام قربانی اول ماه که هر کس می خواهد صدقه ای بدهد یا قربانی بکند در قربانی کردن مرغ یا گوسفند مشارکت می کند. این گوشت هم به خانواده هایی که توان خرید گوشت ندارند داده می شود.

برخی از هیئات خیریه زیارت راه انداخته اند و در سال یک عده از کسانی که تا به حال زیارت امام رضا(ع) نرفته اند را به مشهد می فرستند.

شما اگر مجالس امام حسین(ع) را جمع کنید خیلی از این خیریه ها هم جمع می شود.

*ما به حواشی جلسات و هیئات مذهبی زیاد پرداخته ایم به جای اینکه به اصل بپردازیم، در بازار داغ آسیب شناسی هیئات مذهبی خود این مسئله پرداختن به حواشی هم یک آسیب است، نظر شما در این مورد چیست؟ به طور کلی آسیب شناسی باید چگونه انجام شود؟

اولاً ما با این مسئله مواجه هستیم که نزدیک محرم که می شود هر سال یک عده به دنبال آسیب شناسی هیئات مذهبی اند و این مسئله خود یک آسیب است و هر کس به خود اجازه می دهد در این موضوع اظهار نظر کند. البته خود این عنوان درست نیست و مجلس اهل بیت آسیب ندارد، آنچه که ممکن است آسیب وارد کند معطوف به منِ سخنران یا مداح یا گرداننده هیئت است.

اما از طرف دیگر باید پذیرفت که امروز در فرهنگ عامه جامعه ما، هیئات ما دچار یک خرده فرهنگ هایی شده اند که این در عامه مردم قابل پذیرش نیست و زننده است. این برای مجلس امام حسین نیست، بخاطر اعمال ماست.

48 هزار هیئت در تهران داریم و امام حسین هر هیئتی با هیئت دیگر فرق دارد! مجالس امام حسین می خواهد دل ما را حسینی کند اما اتفاقی که افتاده مهمترین آسیب این است که ما امام حسین(ع) را دلی کرده ایم.

الان با یک ملغمه ای مواجه هستیم که همه نوع تعریفی از امام حسین ارائه می شود الا آن تعریفی اهل بیت از امام حسین دارند. ما به نقل فلان عارف و فلان خیاط و چلویی و گاندی و... اهمیت می دهیم و آن را به خورد مردم می دهیم در حالی که به قال الصادق و قال الباقر در این خصوص بی توجه ایم. به دنبال قال حافظ و قال مولوی و قال خیاط افتاده ایم

الان با یک ملغمه ای مواجه هستیم که همه نوع تعریفی از امام حسین ارائه می شود الا آن تعریفی اهل بیت از امام حسین دارند. ما به نقل فلان عارف و فلان خیاط و چلویی و گاندی و... اهمیت می دهیم و آن را به خورد مردم می دهیم در حالی که به قال الصادق و قال الباقر در این خصوص بی توجه ایم. به دنبال قال حافظ و قال مولوی و قال خیاط افتاده ایم.

به نظر من باید از رشد بی رویه هیئات جلوگیری کنیم. الان 48 هزار هیئت در تهران داریم که اینها سخنران می خواهند و ما این تعداد مبلغ نداریم.

مرحوم حاج آقا مجتبی تعبیر زیبایی داشتند. ایشان می فرمودند حسین مداری با حسین پنداری متفاوت است. گاهی اوقات بعضی ها پندارشان این است که امام حسینی اند. ایشان می فرمود مواظب باشید امام حسینی که در ذهن شماست با امام حسینی که واقعیت دارد متفاوت نباشد. ایشان می فرمود مردم کوفه امام حسینی در ذهنشان بود که با امام حسین حقیقی تفاوت داشت لذا گفتند او دین ندارد.

وقتی در ذهن مردم ما کرده اند که شما هرکاری می خواهید بکنید اگر گریه کنید به بهشت می روید، دیگر نمی توانید این را بگویید امام حسین شب عاشورا به اصحاب فرمود اگر کسی دین مردم را به گردن دارد نماند چون اگر کشته شود برای او سودی ندارد.

بخش اول را همه می گویند ولی بخش دوم را هیچ کس نمی گوید. سواد را به همین خاطر گفتم که افراط و تفریط نشود. بخش رجا گفته می شود که یک قطره اشک چه می کند اما شرط آن گفته نمی شود. در معارف ما همه چیز مشروط است.

گرداننده های جلسات ما به جای اینکه مخاطب پسند حرف بزنند، باید خدا پسند حرف بزنند. ما متاسفانه دنبال این هستیم که با یک حرف هایی جلب محبوبیت مردم را بکنیم. لذا برخی حرف ها را تقطیع می کنند و قبل و بعد آن را می زنند تا روایت خود را ارائه کنند.

*برخی در سال های اخیر به دنبال این بودند که رویکرد انقلابی حرکت سیدالشهدا را تخطئه کنند و گفته شد حرکت امام حسین انقلابی نبود و حضرت از جایی که تهدید می شد خارج شد و اصلاً انقلاب در این نهضت معنی ندارد. لذا می خواستند این نهضت را از رویکرد انقلابی آن تهی کنند، پاسخ شما به این مسئله چیست؟

اولین حرف امام حسین(ع) این است که مثل منی با مثل یزید بیعت نمی کند و اگر چنین شود «علی الاسلام والسلام»، این خود یک حرکت انقلابی است. نتیجه این حرکت انقلابی سیدالشهدا هم عاشورا بود

نفس عدم بیعت امام حسین(ع) با یزید خودش یک حرکت انقلابی است. «هیهات مناالذله» کلمه امام حسین است که خودش یک حرکت انقلابی است. من با ظلم حاکم سازگاری ندارم.

کسانی که طرفدار بنی امیه بودند و هنوز هم هستند می خواهند بگویند امام حسین(ع) اول بیعت کرده و بعد خروج کرده است. کلمه خروج در زبان عرب موقعی استفاده می شود که بیعتی بوده و بعد خروج از آن رخ می دهد. مثلا خوارج اول بیعت کردند و بعد در نهروان خروج کردند.

مرحوم آیت الله علی دوانی می گفت که راوی این روایت «خرجت لطلب اصلاح امتی...» موثق نیست و این ساخته و پرداخته کسانی است که می خواهند ثابت کنند امام حسین خروج کرده است.

اولین حرف امام حسین(ع) این است که مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند و اگر چنین شود «علی الاسلام والسلام»، این خود یک حرکت انقلابی است. نتیجه این حرکت انقلابی سیدالشهدا هم عاشورا بود.

امام حسین به محمد حنفیه فرمود من در دل تخته سنگ ها باشم هم من را بیرون می کشند و به شهادت می رسانند. اما برخی چرایی آن را نمی گویند. چون حرکت امام حسین انقلابی بوده است و در مقابل یزید سر خم نکرده و بیعت نکرده است.

از طرف دیگر هم برخی دچار افراط شدند و به دنبال این هستند که اصلاً حرکت امام حسین(ع) با انقلاب خودمان تطبیق دهند. امام حسین یک حرکت گسترده دارد که خیلی فراتر از انقلاب ماست. انقلاب ما یک شعاعی از انوار تابناک نهضت حسینی است نه همه نهضت حسینی. لذا هرکس به دنبال فیلتر کردن حرکت امام حسین و ارائه قرائت خود از نهضت حسینی است.

منبع:مهر

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌ها

پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
مهمترین اخبار رسانه ها
مهمترین اخبار تسنیم