دوگانه «جنگ» یا «صلح» نتانیاهو برای غزه؛ تهدیدی برآمده از استیصال

نتانیاهو که برای نوار غزه خط و نشان کشیده که اگر صلح صورت نگیرد حمله‌ای همه جانبه علیه نوار غزه خواهد کرد در حالی به این کلمات پناه برده که قبلاً هر دو را آزموده و راه به جایی نبرده است.

دوگانه «جنگ» یا «صلح» نتانیاهو برای غزه؛ تهدیدی برآمده از استیصال

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، روز جمعه اعلام کرد آمادگی دارد با حماس به توافق همه جانبه در نوار غزه برسد. او اعلام کرد ما در عین اینکه آماده ایم با حماس به توافق کامل برسیم در همین زمان برای حمله نظامی گسترده علیه غزه آماده می شویم. نتانیاهو که از آماده شدن ارتش رژیم صهیونیستی برای حمله همه جانبه علیه حماس در نوار غزه خبر می داد گفت: باید یادآور شویم که با حمله به نوار غزه همانگونه که به اهدافی دست خواهیم یافت، در مقابل هزینه مشخصی را هم باید بپردازیم. در حقیقت نتانیاهو برای حماس و نوار غزه دوگانه «آتش بس کامل» یا «جنگ» را روی میز قرار داده است. نتانیاهو که در دو درگیری گذشته با نوار غزه- که در نوامبر 2018 و می 2019 رخ داد- اجازه نداد درگیری ها به 3 روز برسد، چرا این بار به سمت جنگ یا صلح قدم بر می دارد؟

کرانه باختری، نقطه حساس رژیم صهیونیستی

کرانه باختری رود اردن از حیث ژئوپولتیک، نقطه حساس رژیم صهیونیستی محسوب می شود. این منطقه به دلیل اشراف بر نقاط مرکزی سرزمین های اشغالی 1948 یعنی تل آویو و حیفا و فاصله کمی که خطوط مرزی غربی کرانه باختری با سواحل مدیترانه دارد یک خطر بالقوه برای صهیونیست ها است که با هر عملیات مقاومتی و ظهور جریان هایی شبیه انتفاضه- که پای مردم را به میدان بکشد-  به خطری بالفعل تبدیل می شود. خطری که کیان صهیونیست ها را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. به همین دلیل صهیونیست ها نسبت به این منطقه توجه و اشراف ویژه دارند و به هر تحول کوچک در آن حساسیت نشان می دهند.

از سال 2015، با وقوع انتفاضه عملیات فردی در کرانه باختری- که داشت به جریانی فراگیر تبدیل می شد- صهیونیست ها به شدت در این هراس افتادند که اگر این جریان همچون انتفاضه اول و دوم بین تمام فلسطینی ها همه گیر شود آنگاه معلوم نخواهد بود که آینده ای برای صهیونیست ها وجود داشته باشد. صهیونیست ها با اقداماتی که با همکاری حکومت خودگردان فلسطین صورت دادند این جریان را تا حد زیادی فروکاستند. اگرچه آن جریان کاملاً خاموش نشد اما به نحوی از تعداد آن کاسته شد که تا حدی خیال صهیونیست ها را راحت کرد.

تفاوت کرانه باختری با قبل

اکنون پس از گذشت 4 سال از آن جریان فضای کرانه باختری با گذشته تفاوت پیدا کرده است و این فضای متفاوت صهیونیست ها نگران کرده است.

روزهای ناخوش حکومت خودگردان فلسطین

«معامله قرن» ترامپ وضعیتی را برای حکومت خودگردان و ابومازن پدید آورده که خاطر صهیونیست ها را مثل قبل، آسوده نمی کند. ابومازن بوی پایان حاکمیت را استشمام کرده است. از سویی صهیونیست ها و آمریکایی ها علناً به آنها محال بودن تشکیل دولت مستقل فلسطین را- که دو دهه وعده می دادند- اعلام کرده اند. از سوی دیگر با جنایت هایی که صهیونیست ها مرتکب می شوند حکومت خودگردان به این یقین رسیده که صهیونیست ها آنها را به زباله دان انداخته اند و حکومت خودگردان در محاسبات مرحله بعدی صهیونیست ها جایی ندارند. همین امر موجب شده، حکومت خودگردان به لغو توافقات موجود با رژیم صهیونیستی روی آورد. توافقاتی که یکی از آنها، همکاری امنیتی با رژیم صهیونیستی است.

اگرچه لغو کامل توافقات را نمی توان از حکومت خودگردان و شخص ابومازن انتظار داشت و ابومازن در مراحل مختلف از امتحانات مشابه موفق بیرون نیامده است اما این لغو همکاری همان چیزی است که صهیونیست ها را می ترساند. لذا طبیعی است که صهیونیست ها به فکر مفری برای تأمین امنیت کرانه باختری باشند. آنها همواره برای فرار از بحران در کرانه باختری به حمله به نوار غزه پناه برده اند تا با این کار صدور بحران کنند و با مشغول کردن اذهان به نوار غزه، کرانه باختری را آرامش بخشند.

آغاز دوباره عملیات فردی

در شرایطی که حکومت خودگردان در وضعیت عدم ثبات رفتاری با صهیونیست ها قرار دارد، کافی است یک عملیات فردی حساب شده همچون عملیات «غوش عتصیون» را هم به شرایط موجود اضافه کنیم این امر موجب می شود صهیونیست ها در اینکه باید اکنون اقدامی فوری انجام دهند دیگر تردید نکنند و به سمت اقدامات چند جانبه بروند. همانگونه که در فوق اشاره شد همواره طی یک دهه گذشته در جنگ های رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، حمله به غزه وسیله اصلی صدور بحران از کرانه باختری به نقطه دیگر بوده است. عیناً چنین اتفاقی در سال 2014 صهیونیست ها را به جنگ 51 روزه سوق داد و شرایط مشابه کنونی می تواند مستمسک رژیم صهیونیستی برای حمله ای جدید علیه نوار غزه باشد.

انتخابات جدید رژیم صهیونیستی و نتانیاهو به دنبال برگ برنده

نوار غزه همچون استخوانی در گلوی نتانیاهو، طی یک دهه ریاست وی بر دولت رژیم صهیونیستی او را آزار داده است. مبادله گلعاد شالیط، عدم پیروزی بر نوار غزه در جنگ های یک دهه گذشته، عدم توفیق در مذاکره با گروه های مقاومت و حماس، راهپیمایی های بازگشت و در پایان اینها عقب نشینی زودهنگام در دو مقابله نوامبر 2018 و می 2019 نشان دهنده استیصال نتانیاهو برابر غزه است.

شکاف بین راستگرایان بر سر حمله به غزه

نتانیاهو ائتلاف دولت گذشته خود را بر اثر عقب نشینی نوامبر 2018 از دست داد. او پس از انتخابات آوریل 2019 نتوانست ائتلاف برای تشکیل دولت به وجود آورد و پس از عقب نشینی ماه می 2019 احزاب راستگرای همراه با خود را از دست داده است. حال برخی همراهان او همچون لیبرمن همانگونه که در اعتراض به عقب نشینی نوامبر 2018 از ائتلاف او خارج شدند و با اعتراض به عملکرد او در می 2019 حاضر به حضور در ائتلاف جدید او نشدند به مانع اصلی موفقیت نتانیاهو در انتخابات بدل شده اند. براساس نظرسنجی ها نتانیاهو در انتخابات پیشِ رو پیروز خواهد شد اما با شرایط موجود باز هم نخواهد توانست دولت را تشکیل دهد لذا او مجبور است به سخنان لیبرمن و همراهانش در حمله به غزه یا ساکت کردن نوار غزه برای یک دوره دراز مدت گوش دهد. این چیزی نیست جز همان دوگانه ای که نتانیاهو مطرح کرده است.

نیاز نتانیاهو به افکار عمومی

علاوه بر فضای سیاسی موجود در رژیم صهیونیستی- که در فوق به آن اشاره شد و نتانیاهو را به شدت تحت فشار قرار می دهد- فضای اجتماعی موجود در رژیم صهیونیستی نیز او را تحت فشار قرار داده است. ساکنان اطراف نوار غزه به دلیل فشار حاصل از راهپیمایی های بازگشت و آتش سوزی های ناشی از آن، زندگی و حیات روزمره خود را از دست داده اند و عدم وجود ثبات امنیتی کم کم شهرک های اطراف نوار غزه را با بحران عدم وجود شرایط زندگی همراه کرده است.

ساکنان اطراف نوار غزه که بیشتر کشاورز هستند به دلیل وجود این شرایط درآمدهای خود را از دست داده اند. این شرایط علاوه بر آنکه از حیث اقتصادی بر دولت نتانیاهو فشار می آورد- چرا که باید خسارت های کشاورزان را تأمین کند- موجب شده ساکنان این مناطق به اعتراضات و اعتصابات طولانی روی آورند. در بسیاری از شهرهای بزرگ، دیگر شهروندان رژیم صهیونیستی و به ویژه مخالفان نتانیاهو نیز با آنها همراه شده اند و این شرایط، یک فضای اجتماعی خطرناک را علیه نتانیاهو ایجاد کرده است که او را مجبور می کند برای حل آن اقدامی انجام دهد و این اقدام یکی از گزینه های دوگانه ای است که نتانیاهو به آن اشاره کرده است.

جمع بندی

نتانیاهو برای خروج از بحرانی که کرانه باختری را تهدید می کند و همچنین برای خروج از بحران سیاسی تشکیل دولت آینده و بحران مشروعیت در افکار عمومی و فضای اجتماعی راهی جز پایان دادن به بحران نوار غزه ندارد. پایان دادن به این بحران یا با آرام شدن فضای نوار غزه می تواند محقق شود یا جنگی که او را به اهدافش برساند. در حقیقت اعلام دوگانه «توافق همه جانبه» یا «جنگ گسترده» پیام تهدید او به نوار غزه است و با نگاهی عمیق تر، حاصل استیصال او از نوار غزه است که نمی داند باید با آن چه کند. استیصال نتانیاهو زمانی آشکار تر می شود که به این نکته دقت کنیم که نتیجه گیری از هیچ یک از گزینه های دوگانه او در اختیار خود او نیست و پیش از این هردو گزینه را آزموده و از آن نتیجه ای نگرفته است. این می تواند به معنای روزهای پایانی نتانیاهو و شاید هم رژیم صهیونیستی باشد.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
بیشتر بخوانید...
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول
ایران مال