از فقر «تجلی اراده ملی» تا اهدای جوایز از سر ناچاری

اختتامیه بخش تجلی اراده ملی جشنواره فجر ۳۸ نشان داد که فقر فیلم در حوزه‌های مسائل و محتوای مختلف اجتماعی و خانوادگی باعث می‌شود که جایزه‌ها را از سرناچاری حتی به فیلم‌های مغایر با آن محورها اهدا کنیم.

از فقر «تجلی اراده ملی» تا اهدای جوایز از سر ناچاری

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم پایانی بخش تجلی اراده ملی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر با اهدای جوایز به برگزیدگان برگزار شد.

یکی از اتفاقات جالب توجه در این مراسم اهدای جوایز وزارت بهداشت به بهترین فیلم از نگاه خانوادگی و سلامت روان بود. در متن خبر اختتامیه آمده است: 

«در ادامه جایزه داوران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به دلیل روایت «ایثار مادرانه» و «عشق پدرانه» که برای حفظ خانواده و تلاش برای سلامت کودک و تجلی ازخودگذشتی برای زندگی بخشیدن به کودکانی که آینده این سرزمین هستند، به حمیدرضا قربانی کارگردان فیلم سینمایی «مغز استخوان» اهدا شد.»

وزارت بهداشت جایزه خودش را به فیلمی اهدا کرده است که معتقد است در آن «ایثار مادرانه» و «عشق پدرانه» برای حفظ خانواده تصویر شده است. داستان این فیلم درباره مادری است که برای حفظ جان بچه مریضش حاضر است فقط به خاطر این احتمال که شاید با به دنیا آوردن فرزند جدیدش بتواند کمکی به بهبودی این فرزند کند، حاضر می‌شود از همسر دوم عزیزش که با او زندگی خوبی دارد و همدیگر را دوست دارند، جدا شود و بدون نگه داشتن عده بعد از طلاق به سراغ همسر قبلی خود در زندان برود تا بچه‌دار شوند. بچه‌ای که عملاً به اعتراف وکیل حرامزاده است!

خانم ایزدیار که نقش این مادر را بازی می‌کند در نشست خبری این فیلم صریحاً گفت که اگر مادر بودم حتما این کار را می‌کردم و حتی همه مادران ایرانی نیز حاضرند در صورت وقوع چنین حادثه‌ای دست به چنین کاری بزنند. این سخن او نیز مورد اعتراض چندنفر از خبرنگاران قرار گرفت که به مادران ایرانی توهین نکن.

پدر این فیلم نیز حاضر است مانند انسان‌های ساده‌لوحی که بویی از غیرت و مردانگی نبرده‌اند زن خود را طلاق دهد تا با آمیزش با همسر قبلی خود بار دیگر از او بچه‌دار شود. آیا این فیلم در جهت تحکیم خانواده و از خودگذشتگی است یا بیشتر حفظ خانواده را بهانه‌ای کرده است برای تضاد با دین و مبانی شرعی و فقهی؟

در ادامه وزارت کار و تعاون  به دلیل توجه به مولفه‌های فرهنگ کار از قبیل وجدان کاری و مسئولیت‌پذیری، رعایت اخلاق و اصول حرفه‌ای به غلامرضا موسوی تهیه‌کننده فیلم سینمایی «قصیده گاو سفید» اهدا شد.

این فیلم نیز بیشتر از اینکه تجلی اخلاق باشد، با نمایش زن و مردی که در خانه‌ بدون اینکه عقد شرعی خوانده باشد زندگی را به صورت مشترک و هم‌خانه سپری می‌کنند و حتی در سکانسی زن با برداشتن حجاب و آرایش کردن خود به اتاق مرد می‌رود، نمایشگر بی‌اخلاقی و زیرپا گذاشتن تمام قیود شرعی و دینی است. فیلمی که بار دیگر یکی از بازیگران سینمای ایران در نشست خبری این فیلم درباره بی‌حجابی خود گفت که سینمای ایران جایی برای شکستن تابوها است.

نشست خبری "قصیده گاو سفید"| سینمای ایران جایی برای شکستن تابوها است!

اما از سوی دیگر بخشی از جوایز مانند جایزه سازمان مدیریت پسامند با نگاه و معیاری سطحی و کلیشه‌ای فیلم‌های برتر خود را انتخاب می‌کند. مانند: استفاده از پسماندهای شیشه‌ای در شغل دوم بازیگر نقش اول فیلم و استفاده مجدد از آن پسماندها به منظور تولید محصولات تزئینی برای درآمدزایی، استفاده از کیسه‌های خرید پارچه‌ای و اهمیت استفاده از آن و اشاره صریح بازیگر نقش اول به فراگیری و وابستگی زندگی‌های امروزی به ظروف پلاستیکی!

گویی که این نهاد هیچ محور مهم زیست محیطی و طبیعت‌دوستانه دیگر ندارد که مجبور است «استفاده از پارچه کیسه‌ای» را به عنوان محوری مهم معرفی کند.

به نظر می‌رسد که پیام‌های کلان و مهم و راهبردی وزارات‌خانه‌های کشور از یک سو دچار فقر در پیدا کردن مصداق به دلیل بی‌اهمت بودن این محورها و نظام مسائل مهم و حیاتی در سینما شده است که در نهایت برای آنکه کارنامه سینمایی و فرهنگی کشور پر باشد از سر ناچاری جوایز خود را به فیلم‌های بی‌ربط و حتی  مغایر با آن محورها و حوزه‌های مربوطه اهدا کند. از سوی دیگر نیز برخی از این نهادها حتی نمی‌دانند که مسائل مهم و راهبردی سازمانیشان چیست که برای آن دنبال فیلم جدی و تأثیرگذار بگردند.

تمام مطالب فوق نشان از فرسنگ‌ها فاصله میان سینما و محتوا و مسائل راهبردی کشور است که در بیانات رهبری بارها سفارش به ساخت آثار باکیفیت برای آنها شده است.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط

آخرین اخبار ویروس کرونا

تبلیغات
بیشتر بخوانید...
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار تسنیم
hamrah aval
ایران مال
بلیط هواپیما