یادداشت میهمان| شعر علوی چقدر از علی(ع) فاصله دارد؟

شاعر علوی اگر می‌خواهد پای خود را جای پای شاعران بزرگی چون دعبل و کمیت و فرزدق بگذارد، از این پس به جای بازی در نقش «عاشق دلباخته»، باید نقش «عاشقِ عاقل معرفت ساخته» را بازی کند.

یادداشت میهمان| شعر علوی چقدر از علی(ع) فاصله دارد؟

خبرگزاری تسنیم، رضا اسماعیلی:

وجه غالب و جانمایه شعر علوی، حدیث دوستت دارم‌ها و اظهار ارادت شاعران به آن امام همام است؛ یعنی «مدح و منقبت» که در جای خود خوب و قابل ستایش است. ولی در بیان علت این شیفتگی و دوست داشتن - آن گونه که شایسته و بایسته است - زبان شعر الکن است. حکایت دوستی ما با علی(ع) به حکایت عاشقی احساساتی می‌ماند که وقتی از او می‌پرسند: «چرا معشوقه‌ات را دوست داری؟» در پاسخ فقط به جمال ظاهری معشوقه خود اشاره می‌کند و می‌گوید: «چون معشوقه من جمالی در کمال و چشم و ابرویی بی مثال دارد!» و بدیهی است که عشق صورتی بدون پشتوانه معرفتی نمی‌تواند عاشق را به کمال برساند. از همین رو علی(ع) خطاب به کسانی که در دوستی او راه افراط و تفریط را می‌پویند، می‌فرماید: «من کوچکتر از آنچه هستم که تو می‌گویی، لکن از آنچه در سر داری، بالاترم.»

گاهی نیز ارادت ما به علی(ع)، ارادتی ابزاری است. علی(ع) را دوست داریم چون ساقی کوثر است، «قسیم النار و الجنة»است، واسطه رحمت است و صاحب مسند شفاعت(شفیع باذن الله). البته دوست داشتن علی(ع) و سایر بزرگان دینی به امید برخورداری از شفاعت - اگر فرد قابلیت شفاعت را داشته باشد – طبق آیات و روایات امری ممدوح و پسندیده است. ولی اگر دوستی ما با اهل بیت(علیهم السلام) فقط و فقط به طمع استفاده از این امتیازات و به تعبیر عامیانه‌تر به سودای رانت‌خواری و پارتی‌بازی باشد، مذموم است. چنان که شهید مطهری می‌گوید: «شفاعت اقسامی دارد که برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد ولی برخی، صحیح و عادلانه است و در دستگاه الهی نیز وجود دارد. نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده این است که گناهکار بتواند وسیله‌ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان طوری که در پارتی‌بازی‌های اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد...».

نکته دیگر این که طبق آیات قرآن «اصحاب یمین» در دایره شفاعت بزرگان دین و اولیاءالله قرار می‌گیرند. کسانی که از «ایمان و عمل صالح» برخوردارند و ناخواسته دچار خطا و لغزش شده و توبه کرده‌اند. و اما دوستی علی(ع) اگر صرفاً به طمع «شفاعت» باشد، دوستی و محبتی کاسب‌کارانه و خودخواهانه است. در این سبک دوست داشتن، ما پیش و بیش از دوستی علی(ع)، خودمان را دوست داریم. مثل کارمندی که به رئیس‌اش - به اعتبار این که در مسند قدرت قرار دارد -  اظهار دوستی و ارادت می‌کند و برایش نامه «فدایت شوم» می‌نویسد تا از غضبش در امان بماند و حقوق و مزایا و پاداش و اضافه کارش برقرار باشد! ولی انتظار علی(ع) از محبانش، چیزی ورای مدح و منقبت و شیفتگی و دلسپردگی صوری و ساختگی است.

مولی الموحدین علی (ع) از محبانش پیش و بیش از هر چیزی، انتظار تبعیت و پیروی دارد. پیروی نیز تنها با اظهار ارادت زبانی ممکن نیست و نیاز به شناخت و معرفت دارد؛ چون زیرساخت محبت واقعی «معرفت» است.  امام علی(ع) نیز در حدیثی می‌فرماید: «من احبنا فلیعمل بعملنا و لیتجلبب الورع: هر که ما را دوست دارد باید مثل ما عمل کند و لباس پرهیزگاری را جامه و پوشش خود قرار دهد.» (بحارالانوار، ج 1، ص 92.)

از همین رو شعر علوی باید به تبیین و تحلیل این مهم بپردازد که دوستدار علی(ع) کسی است که همچون «عمار» و «سلمان» آن حضرت را اسوه و الگوی زندگی خویش قرار دهد و سبک زندگی علوی و سیره عملی آن حضرت را که بر پایه توحید، یکتاپرستی و بندگی استوار است برای خود برگزیند. آری، دلی که جای محبت علی است، باید از آلودگی نفس اماره و وسواس شیاطین انس و جن پاک باشد:

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیو چو بیرون رود فرشته درآید

بنابراین اگر ادعای دوستی علی(ع) را داریم و می‌خواهیم در شمار محبان واقعی‌اش باشیم، باید در شعر علوی در کنار محبت، به «معرفت علوی» هم بپردازیم. این که علی(ع) که بود، چه کرد و چه می‌خواست؟ برای تحقق این مهم، سیمای راستین علی(ع) را نه در آیینه غبار گرفته «غرض‌ورزی معاندان» و نه در باورهای خرافی غالی‌گران، بلکه در آیینه بی‌غبار قرآن و نهج‌البلاغه باید به تماشا بنشینیم.

برای مثال در شعر علوی تاکنون - به هر علت - به بُعد نقدپذیری شخصیت علی(ع) اشاره نشده است. حال آن که یکی از کاستی‌های جامعه امروز ما  به‌خصوص در حوزه سیاست - نقدناپذیری بعضی از مسئولان و کارگزاران حکومتی است. حضرت امیر(ع) در خطبه 216 نهج البلاغه در خصوص ضرورت نقدپذیری حاکمان جامعه اسلامی به وضوح و روشنی می‌فرماید: «لاتکفوا عن مقاله بحقّ او مشورة بعدل، فأنی لست فی نفسی بفوق أن أخطی و لاٰأمن ذلک من فعلی، الاّ ان یکفی الله  من نفسی ما هوا ملک به منی: پس، از گفتن حق یا رأی زدن در عدالت باز نایستید، که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمن‌ام، مگر این که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.» (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 216، ص 250.)

مولا علی(ع) در حدیثی دیگر با برشمردن ارکان مسلمانی و دین‌ورزی اصیل، کسانی را محب خود می‌داند که سلوک مسلمانی آنان به شیوه زیر باشد:
‏1. خردورزی 2. راستگویی و آبروداری 3. تلاوت با توجه قرآن 4. دوستی و دشمنی در راه خدا 5. معرفت  و رعایت حقوق اهل بیت (ع) 6. مراعات حقوق برادران و حمایت از آنان 7. هم‌‌نشینی نیکو با مردم. (تحف‌العقول/196) و جای تأسف و دریغ است که دقایقی از این دست در شعر آیینی و علوی روزگار ما – به هر علت – کمتر مورد توجه شاعران قرار گرفته است.

با عنایت به مطالب گفته شده، باید از این پس با اهتمامی جدی به بازنگری کارنامه شعر علوی بپردازیم، تا به پاسخ این سوال که «شعر علوی چقدر از علی(ع) فاصله دارد؟» برسیم و برای شبیه شدن به علی(ع) تلاش کنیم؛ زیرا عاشق واقعی کسی است که در پندار و گفتار و کردار به معشوق و محبوب خویش شبیه باشد. برای تحقق این مهم، شعر علوی باید از منزل مدح و منقبت، به منزل شناخت و معرفت صعود کند. یعنی از بت‌گری به خدامحوری و از صورتگری به سیرتگری. شاعر علوی اگر می‌خواهد پای خود را جای پای شاعران بزرگی چون دعبل و کمیت و فرزدق بگذارد، از این پس به جای بازی در نقش «عاشق دلباخته»، باید نقش «عاشقِ عاقل معرفت ساخته» را بازی کند. عاشقی که «عشق» چشم عقلش را کور نکرده، بلکه به نور معرفت و بصیرت بینا کرده است.

از شام‌ها گریخت شمیم تو یا علی(ع)
ایام شد تهی ز نسیم تو یا علی(ع)

گفتی دهید سهم خلافت به دیگری
با آن که کس نبود سهیم تو یا علی(ع)

با چشم بسته رد شدی از «فسق در نهان»
این گونه بود حفظ حریم تو یا علی(ع)

وحشت نداشت از تو کسی وقت اعتراض
لکنت کسی نداشت ز بیم تو یا علی(ع)

بر خصم، راه آب نبستی اگرچه بست
در کربلا به ذبح عظیم تو یا علی(ع)

بر نعش طلحه نیز به زاری گریستی
زیرا که بود یار قدیم تو یا علی(ع)

بعد از جمل، جمیله پیغمبرت ندید
جز رحم، از وجود رحیم تو یاعلی(ع)

گفتی چو بندگان ندوید ازپی‌ام، به خلق
ای لشکر فرشته ندیم تو یا علی(ع)

ترسا شکایت از تو به اسلام چون که برد
تسلیم بود قلب سلیم تو یا علی(ع)

ترسا چو شد به اسم، خطاب و تو «یا امیر»
آشفته گشت روی بسیم تو یا علی(ع)

محکوم بی‌گناه من ای شاه بی‌شهود!
نازد قضا به حکم حکیم تو یا علی(ع)

چشم برادر، آتش خشم تو را چشید
بی هیچ بهره از زر و سیم تو یا علی(ع)

فرقی نبود بین غذای تو با اسیر
جانم فدای فرق دو نیم تو یا علی(ع)

بعداز تو تکیه‌گاه برای بشر نماند
تنها نه شیعه ماند یتیم تو یا علی(ع)...

افشین علا

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط

آخرین اخبار استانها

تبلیغات
بیشتر بخوانید...
واژه های کاربردی مرتبط
پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار تسنیم
کارگزاری فارابی
hamrah aval
بلیط هواپیما