خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین صدف*؛ در سالگرد شهادت سردار حسن طهرانیمقدم، بنیانگذار صنعت موشکی کشور، سخن گفتن از او تنها بزرگداشت فرماندهای نظامی نیست؛ بلکه بازخوانی منطقی راهبردی است که در ژرفای تاریخ معاصر ایران جای دارد. او با تلفیق ایمان، ولایتپذیری، دانش فنی و اراده ملی، ایران را از وضعیت وابستگی تسلیحاتی به جایگاهی رساند که دشمن را ناگزیر از تن دادن به شکست کرد. دستاورد او تنها در پرتاب موشکها خلاصه نمیشود، بلکه در ایجاد قدرت بازدارندگی است که ایران را از حاشیهنشینی به سطح کنشگری فعال در معادلات منطقهای رساند. او با تکیهبر ظرفیتهای بومی و در دل تحریمها، زیرساختی را بنا نهاد که امروز نهفقط مرزهای جغرافیایی، بلکه مرزهای حیثیتی ملت را نیز محافظت میکند.
بازاندیشی در دوگانه موشک و مردم
برخی چهرههای سیاسی با طرح عباراتی نظیر «موشک مهم است، اما مردم مهمترند»، میکوشند نوعی تقابل میان توان دفاعی و رفاه عمومی ترسیم کنند. در این گزاره، با وجود ظاهر انسانی و اخلاقیاش، بهگونهای ظریف مغالطهای بنیادین جاساز شدهاست: گویی افزودن بر توان دفاعی، به زیان کرامت یا معیشت مردم تمام میشود؛ اما آیا واقعاً چنین است؟ پرسش کلیدی این است: آیا میتوان از مردم صیانت کرد، بیآنکه ابزار دفاعی در اختیار داشت؟ آیا میتوان از شأن انسانی سخن گفت، در حالی که کشور در برابر تهدیدهای خارجی بیپناه است؟ پاسخ این پرسشها را باید در تجربه تاریخی کشور خود جستوجو کنیم.
مردم و شکستهای قاجار
تاریخ ایران، بهویژه در دوره قاجار، سرشار از عبرتهایی است که نباید نادیده گرفته شوند. در جنگهای ایران با عثمانی در جنگ چالدران، یکی از دلایل اصلی شکست ایران ضعف شدید در تجهیزات نظامی و ناتوانی ساختاری در دفاع بود. مردم ایران، با همه غیرت و شجاعتشان، در برابر ارتش مجهز به سلاح گرم دشمن، بیدفاع ماندند. نتیجه چه شد؟ واگذاری بخشهایی از خاک کشور، تحمیل قراردادهای تحقیرآمیز و تجربه تلخ تحقیر ملی. در آن دوران نیز، مردم ارزشمند بودند؛ اما چون ابزار دفاعی نداشتند، این ارزشمندی نتوانست از آنان محافظت کند. این تجربه تاریخی بهروشنی نشانمیدهد که بدون قدرت دفاعی، مردم نهتنها مهمتر نمیشوند، بلکه آسیبپذیرتر خواهند بود. کرامت، آزادی و رفاه، در سایه امنیت معنا پیدا میکنند؛ و امنیت، بدون بازدارندگی، مفهومی توخالی است.
نکته مهم آن است که موشک برای جنگ ساخته نمیشود، بلکه برای جلوگیری از جنگ است. در منطق بازدارندگی، هر موشک، پیامی برای صلح است؛ پیامی که میگوید: «ما آمادهایم، پس حمله نکن». این همان منطقی است که قدرتهای جهانی نیز خود به آن پایبندند. پس چرا وقتی ایران به این زبان مسلط میشود، برخی در داخل، آن را تقابل با مردم میدانند؟!
امنیت، بستر پیشرفت
روشن است که نمیتوان از آموزش، بهداشت یا رفاه سخن گفت، اگر کشور در معرض تهدید و بیثباتی باشد. امنیت، همچون هوایی است که تا زمانی که هست، به چشم نمیآید؛ اما نبودش همهچیز را بیسامان میکند. تجربه کشورهایی چون سوریه، لیبی و سودان گواهی است بر این واقعیت تلخ. در این میان، شهید طهرانیمقدم، با ساختن این هوای امنیت، زمینهساز تنفس پیشرفت در ایران شد. او با آیندهنگریاش، دریافت که چون مردم مهماند باید از آنها دفاع کرد.
عقلانیت راهبردی، نه دوگانهسازی کاذب
تقابل میان موشک و مردم، دوگانهای ساختگی است. همانگونه که نمیتوان میان سقف خانه و ساکنانش یکی را برگزید، نمیتوان میان امنیت و رفاه، یکی را فدای دیگری کرد. اینها همتافتهاند نه ناهمساز. شهید طهرانیمقدم، نماد عقلانیتی انقلابی بود که میدانست عزت ملی، بدون قدرت دفاعی، رؤیایی بیتعبیر است. بزرگداشت او، تنها با ذکر خاطره و تجلیل عاطفی محقق نمیشود، بلکه با بازخوانی منطق راهبردیاش و تداوم آن در سیاستگذاریهای امروز معنا مییابد. او به ما آموخت که در جهانی که قدرت، زبان مشترک ملتهاست، اگر این زبان را نیاموزی، حتی اگر حق با تو باشد، نهتنها ناشنیده خواهی ماند که شاید برای همیشه خاموش شوی.
*استاد حوزه علمیه قم
انتهای پیام/