باید وزارت "جوانان و خانواده" تشکیل شود


خبرگزاری تسنیم: معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در مورد ادغام و مشکلات پس از آن در سازمان جوانان، برنامه ها و اهداف آن توضیحاتی و همچنین درباره افزایش سن ازدواج و افزایش طلاق داد.

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، وزارت ورزش و جوانان از همان ابتدای زایش، ترکیب نامیمونی بود؛ پیش بینی ها همه بر این بود که ورزش و حواشی بی پایانش راه نفس جوانان را می گیرد. چه اینکه جوانان مشکلات عدیده ای دارند و هیچ آدم ورزشی نمی تواند از پس برطرف کردن آنها براید. هرچند که در زمانی که وزارت ورزش و جوانان تشکیل می شد، اوضاع سازمان ملی جوانان در دولت دهم چندان روبه راه نبود و کسی به آن توجه نمی کرد. پر بود هم از طرح‌های عجیب و غریب و البته نشدنی.

به هرحال این ادغام ناقص الخلقه به عزلت نشینی مدیریت جوانان منجر شده است. الان دو سال پس از ادغام، موضوع جوانان در سایه رفته است. از سوی دیگر بحران افزایش سن ازدواج و همچنین افزایش آمار طلاق جدی شده است. در این زمینه با محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان گفت وگویی انجام داده ایم که می خوانید:

از آنجا که سالهاست در حوزه جوانان کار می کنید ابتدا درباره جایگاه آنها در کشور توضیح دهید. چون برخی کارشناسان معتقدند آنها گروهی مانند سایر افراد جامعه هستند که باید کنار دیگر اقشار دیده شوند و نیاز به برنامه ریزی و بودجه خاص ندارند.

بله، در مورد جوانان دیدگاه های مختلف و متعددی وجود دارد. برخی معتقدند جوانان یک گروه سنی مانند سایر گروهها هستند، بنابراین چه اصراری وجود دارد که برای آنها وزارت داشته باشیم چون الان جامعه سالمندی ما نیاز به توجه بیشتری دارند و برای آنها باید فکر کرد. نظر دیگر این است که همه مردم مسائل معیشتی مشترکی دارند مانند اشتغال و مسکن که اگر دولت بتواند برای اقتصاد کشور کاری کند همه جامعه از جمله جوانان هم بهره مند می شوند. بنابراین لزومی ندارد به طور ویژه به جوانان برسیم. گروهی هم می گویند که برای جوانان 15 تا 30 ساله کشور که حدود 30 میلیون نفر را شامل می شوند باید یک وزارتخانه داشت، بنابراین نظرهای متفاوت وجود دارد. اما در بیشتر کشورهای توسعه یافته و نیافته یک سازمان برای جوانان وجود دارد. یعنی با همه انتقادها، هیچ کشوری نیست که مسئله جوانان را در مدیریت خود توجه نکرده باشد. در سنت دینی ما هم به جوان توجه ویژهای شده و پیامبر و ائمه اطهار بارها عنوان کردند که به جوانان که نیروی فعال جامعه هستند توجه کنید. تجربه ملی ما هم نشان می دهد که اگر توجه به جوان داشته باشیم می توانیم مشکلات کلان کشور مانند جنگ و سازندگی را به کمک آنها حل کنیم و اگر توجه نشوند بحرانهایی دارند که کشور را دچار آسیب می کنند. مولوی می گوید: «آب در کشتی هلاک کشتی است، آب اندر زیر کشتی، پشتی است.» جوانان به نظر من این آب هستند که اگر خوب از آنها استفاده شود کشتی را حرکت می دهند و نیروی محرکه هستند و اگر به آنها توجه نشود کشتی را غرق می کنند. چون کودکان که هنوز در مرحله نورسی هستند و زندگی میانسالان هم رو به افول است، اما جوانان مدیران حال و آینده کشورند. یعنی مجموعه ای هستند که به صورت نیرویی بالفعل در جامعه حضور دارند. بنابراین تجربه های جهانی و تاریخی نشان میدهد که باید به جوان توجه کرد.

مسئولان ما بیشتر به دنبال چه نگاهی به جوانان هستند؟

هنوز هم نگاههای متفاوتی میان مسئولان وجود دارد. برخی نگاه جوان هراسی دارند که در ادبیات و فرهنگ ما وجود دارد و جوان را جاهل میدانند، بنابراین در اندیشه مهار جوانان هستند. اما رهبران و مصلحان جهان همیشه روحیه جوانباوری دارند. در ایران از حدود سالهای 70 به بعد به فکر جوانان افتادند. البته قبل از انقلاب کاخ جوانان و کانون بود اما بعد از انقلاب سالها مجال پرداختن به این موضوع نبود.

چرا این همه زمان طول کشید؟

بعد از انقلاب جنگ بود و جوانان وارد جنگ شدند اما در دهه 70 و 80 که دوران سازندگی بود به فکر جوانان افتادند. در آن دوران اعلام کردند که نیاز به ستاد برنامهریزی و مدیریت برای امور جوانان وجود دارد. مانند بحث محیط زیست که اگر دریا، بیابان، جنگل و فضای سبز را خوب مدیریت کنیم از برکات آنها استفاده میکنیم و اگر حواسمان نباشد تبدیل به بحران میشود، جوان هم اینگونه است. یک نیروی عظیم است که اگر خوب استفاده کنیم کشور رشد می کند. البته ما مشکلات محیط زیست را زود متوجه میشویم و هشدار میدهیم اما در مورد جوانان اینگونه نیست. همانگونه که برای محیط زیست یک سازمان داریم، برای جوانان هم نیاز به یک سازمان برای مدیریت و برنامه ریزی امور آنها احساس شد که با این دید در دهه 70، مرکز ملی جوانان شکل گرفت. بعد سازمان ملی جوانان پا گرفت که رئیس آن معاون رئیس جمهور و عضو کابینه دولت بود. بودجه هم برای مطالعه و برنامه ریزی بود نه تصدیگری امور جوانان.

یعنی قرار بود بیشتر مشکلات و آسیبهای مربوط به حوزه جوانان حل شود؟

بله، در این شرایط برنامه ریزی برای استفاده از نیروی جوان و کاهش آسیبها مدنظر بود. مثلاً بهزیستی و ستاد مبارزه با مواد مخدر برای کاهش آسیب و وزارتخانه های آموزش و پررش و علوم در استفاده از نیروها فعالیت می کردند تا دستگاه های دولتی و غیر دولتی از نیروهای جوان استفاده کنند و مشکلات و آسیبها را پیش بینی و پیشگیری کنند.

اما بعدا شورای عالی جوانان تشکیل شد. چه ضرورتی برای تشکیل آن بود؟

سازمان ملی باید دستگاهها را مجبور به برنامه ریزی و کار برای جوانان می کرد اما رئیس آن هم سطح وزیر نبود، بنابراین شورای عالی جوانان تشکیل شد که رئیس آن رئیس جمهور و اعضا هم وزرای مربوط به این حوزه بودند. این شورا باید مصوباتی داشت و در عمل سازمان، دبیرخانه این شورا برای اجرای مصوبات شد که معاونان دستگاهها عضو آن بودند. پیگیری مصوبات و گزارش دادن کار این ستاد بود که در استانها هم تشکیل شد. ساختار خوبی بود که باعث شد تا قبل از ادغام اتفاقات خوبی بیفتد. مثلاً یکی از آن اتفاقات خوب تدوین منشور تربیتی نسل جوان بود که مواد مختلفی دارد و یک اساسنامه برای جوانان است. مطالعات ملی برای سنجش ارزشها و نگرش جوانان هم در دوره های مختلف انجام شد. اما ادغام یک سونامی بود که فعالیتها را خراب کرد.

پس چرا این ادغام انجام شد؟

برای اینکه نمایندگان مجلس احساس می کردند سازمان ملی تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان از مجلس تمکین نمی کنند و سوءاستفاده مدیریتی می کنند این ادغام را انجام دادند. دولت وقت هم مخالف بود. الان مسئولان دولت و مجلسیان هم بدترین ادغام را ورزش و جوانان می دانند چون یک پیوند نامناسب است و هرچه زمان می گذرد دردها بیشتر می شود.


در واقع بعد از ادغام، عملا حوزه جوانان به سایه رفت.

وزیر ورزش و جوانان، به دلیل گسترده بودن التهابات ورزش دیگر زیاد نمی تواند به موضوع جوانان بپردازد. در هرصورت وزرایی که آمدند چه آنهایی که تخصص ورزشی داشتند و چه نداشتند بیشتر به موضوع ورزش توجه دارند. قبل از دولت یازدهم، مدیرکلهای استانی همه ورزشی بودند و معاونان هم که قرار بود در حوزه جوانان باشند بیشتر از جنس ورزشی انتخاب شدند. بنابراین سازمان فعال جوانان تبدیل به یک معاونت کوچک در میان 5 معاونت شد. معاونت فرهنگی و تربیتی هم بود اما آنها هم بیشتر ورزشی بودند. الان نمایندگان هم بیشتر بر ورزش حساسیت دارند.
بعد از ادغام، دستاوردها و مطالعات سازمان ملی جوانان به این معاونت منتقل نشد؟

خیر، همه مطالعات تقریباً متوقف شد. البته مرکز مطالعات و پژوهشها تشکیل شد اما بیشتر مطالعات مدیران هم ورزشی بودند، چون سفارش ها بیشتر در این حوزه بود. در بخش جوانان سه اداره طرحهای ملی، ساماندهی امور جوانان و مشارکتها وجود دارد. البته در زمان آقای دکتر گودرزی دفتر ازدواج و تعالی خانواده هم به این معاونت سپرده شده است. در دوره قبل، جلسات ستاد ساماندهی نامنظم برگزار می شد، جشنواره ها هم که بازدهی لازم را نداشت. 70 درصد سازمانهای مردم نهاد جوانان هم که تعطیل شده بود در زمینه ازدواج و کاهش طلاق هم که برنامه ریزی مشخصی انجام نشده بود. بنابراین حاصل فعالیتها برای جوانان نمایشی شد. در استانها هم گاهی یک نفر مسئول امور جوانان کل استان بود و حتی در برخی استانها این حوزه تعطیل شد. از طرفی این دوران همزمان با افزایش مشکلات و آسیبهای اجتماعی جوانان هم شد. به طرز نگرانکنندهای آمار خشونت، آسیبهای شبکه های مجازی، طلاق، اعتیاد و فرقه های نوظهور زیاد شد. نمایندگانی هم که خودشان طرح ادغام را مطرح کردند سوال می کردند که برای جوانان چه کردید؟

بنابراین شما وقتی وارد این مجموعه شدید با مشکلات زیادی مواجه بودید که علاوه بر حوزه جوانان مربوط به خود تشکیلات وزارتخانه هم بود؟

من یک تجربه 20 ساله در حوزه جوانان دارم و از آغاز تشکیل سازمان ملی جوانان در آن حضور داشتم. پس آشنایی کاملی به این حوزه دارم اما وارد یک سرزمین سوخته شده بودم. باید یک آمایش سرزمین می کردم اما هنوز هم عدهای ما را به سمت کارهای نمایشی هل میدهند درحالی که من نمیخواهم موضوع اشتغال، هویت،ازدواج، اخلاق و سبک زندگی را نادیده بگیرم. بنابراین هدفها و برنامه ها را طراحی کردم تا یک جوان مدیر و کارآزموده را تحویل جامعه بدهیم. اما یک معاونت کوچک با حدود 50 نیروی انسانی با تخصص های گوناگون و بعضاً غیرمرتبط کارکرد را پایین آورده بود. جابه جایی نیروها هم مشکل بود. دانشگاهها دوراز حوزه جوانان و مردم هم بی اعتنا به این موضوع بودند.



فعالیت ستاد ساماندهی امور جوانان هم متوقف شده بود؟

در ستاد ملی ساماندهی 27 معاون وزیر دستگاه عضو آن بودند، اما همه آنها تخصص در تمام حوزهها را نداشتند، مثلاً برای حوزه اشتغال، آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات تخصصی نداشتند. کمیسیونها شکل گرفته بودند اما کارایی لازم را نداشتند. به همین دلیل در این اواخر یا این جلسات تشکیل نمی شد یا در پایینترین سطح مدیریت و با حضور کارشناس بود. من متوجه شدم باید فدرالی کار کنیم، یعنی معاونتها را حوزه بندی کنیم تا در هر حوزه متخصصان حضور یابند. در این مورد 20 جلسه دو ساعته با 12 وزیر از آبان تا بهمن برگزار کردم تا زیرساختها را آماده کنم و در مورد جوانان همه دستگاهها حساس شوند.

در این میان، یک مشکل جدی در وزارتخانه واگذاری حوزه مشاوره بود که مدتها موضوع مورد مناقشه سازمان بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی هم بود؟

ازدواج و مشاوره یک کار اجرایی است و قرار نبود سازمان ملی جوانان وارد کار اجرایی شود. قبل از شکل گیری سازمان نظام روانشناسی، سازمان ملی جوانان مسئول آن بود بعد قرار شد با شکل گیری این سازمان ، واگذار شود. اما چون تقاضای 200 مرکز به سازمان آمده بود ما در وزارتخانه بررسی کردیم. اداره ازدواج و تعالی خانواده تا همین اواخر در معاونت فرهنگی بود که بیشتر فعالیت ورزشی می کند. سرانجام به یک تفاهمنامه رسیدیم که پروانه مراکز مشاوره را باید نهاد تخصصی سازمان روانشناسی بدهد و مراکز مشاوره ازدواج را مشترکاً راهاندازی کنیم. بنابراین یک دعوای دوساله حل شد.

شما راه حل مشکلاتی که پس از ادغام به وجود آمده را چه می دانید؟ آیا دوباره سازمان باید جدا شود تا مشکلات جوانان هم در سایه نماند؟

برای حل مشکلات ادغام چند طرح مطرح شد. یکی اینکه وضعیت همین گونه بماند اما معاون سازمان جوانان قائم مقام وزیر شود تا اختیارات داشته باشد. پیشنهاد دوم این بود که یک سازمان در درون وزارتخانه ایجاد شود مانند سازمان بهزیستی در وزارت رفاه. مورد سوم هم که مورد تایید برخی دولتمردان است و مجلس هم زمینه آن را دارد، این است که دوباره جدا شود و تبدیل به یک سازمان زیرنظر رئیس جمهور شود. یا اگر قرار به ادغام است به لحاظ موضوعی با معاونت زنان ادغام شود، یعنی وزارت جوانان و خانواده تشکیل شود.من دو نظر آخر را قبول دارم اما با تجربهای که دارم بهتر است مثل سابق سازمان شود.

به نظر شما چرا کمتر به مشکلات ورزشی پرداخته می شود تا فرهنگی. درحالیکه بسیاری از کارشناسان معتقدند که زیربنای مشکلات فرهنگی است؟


مسائل اقتصادی عینی و محسوس است، مثلاً طرف شغل ندارد. اما مقوله فرهنگ انتزاعی وگسترده است و مشخص نیست. برای همین افراد حوزه فرهنگ بسیار کم هستند و افراد ناوارد احساس می کنند کارشناس هستند. درحالی که در حوزه صنعت اینگونه نیست. همه در حوزه فرهنگ وارد می شوند و برای همین فرهنگ تحتالشعاع سایر مسائل قرار می گیرد. من از مقام معظم رهبری که امسال را سال فرهنگ و اقتصاد نامیدند قدرانی فراوانی دارم. امیدوارم مسئولان همت کنند تا سال فرهنگ تبدیل به برگزاری جشنواره و چسباندن پوستر در حوزه فرهنگ نشود. کار فرهنگی این است که چرا جمعیت زیادی از جوانان نسبت به ازدواج بی انگیزه هستند؟ یا اینکه یک نفر با توانایی و داشتن درآمد، چرا نمی تواند با همسرش زندگی کند. الان بیشتر طلاقها در 5 سال اول ازدواج اتفاق می افتد که بررسی این موارد نیاز به مطالعه دارد. فرهنگ و اخلاق به هم مربوط هستند و خودمحوری و خودخواهی که الان زیاد شده همه فرهنگی هستند.

برای اینکه نمایندگان مجلس احساس می کردند سازمان ملی تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان از مجلس تمکین نمی کنند و سوءاستفاده مدیریتی می کنند این ادغام را انجام دادند. دولت وقت هم مخالف بود. الان مسئولان دولت و مجلسیان هم بدترین ادغام را ورزش و جوانان می دانند چون یک پیوند نامناسب است و هرچه زمان می گذرد دردها بیشتر می شود.

یعنی باید در مورد مشکلات مربوط به جوانان کار فرهنگی کرد؟
آسیب شناسی این موضوع مهم است، چون من علت و درمان بسیاری از مسائل فرهنگی را خانواده می دانم. اگر قداست خانواده را حفظ کنیم و یک الگوی خوب خانوادگی بدهیم بسیاری از مشکلات قابل حل است. الان خانواده تضعیف شده است، چون بعد از انقلاب تصور کردند که وظایف خانواده را به آموزش و پرورش و صدا و سیما بسپارند، اما به دلایل مختلف این نهادها برای به دوش کشیدن چنین امری مناسب نیستند. رسانه اصولاً کار تفریحی دارد، اما ما از آن برنامه آموزشی می خواهیم. ستاد برنامه ریزی در صدا و سیما وجود ندارد و هر کارشناس یک موضوعی را مطرح می کند و محتوا مشکل دارد. آموزش و پرورش هم کنکوری شده است. برخی فرهنگ را صرفاً در حجاب میدانند اما این موضوع زیربنایی تر است. این مشکلات نتیجه توجه نکردن به فرهنگ است. فرهنگ تنها نصیحت کردن نیست. بخش عمده مسئله ازدواج هم فرهنگ است. در مجموع اگر خانواده در جامعه مهم باشد غریزه جنسی با قداست حل می شود. من معتقدم بحران ما از قداست خارج کردن نهاد خانواده است. درکنار ازدواج جوانان، سرمایه گذاری اصلی باید روی تحکیم خانواده باشد که از تشکیل آن مهمتر است. این موضوع یک فرایند طولانی است. با 5 جلسه در مراکز مشاوره نمی توان مشکل را حل کرد. اصل قضیه که متزلزل شده پایین آمدن اهمیت به تقدس خانواده است. چون در خانواده است که تمام نیازهای جسمی و روانی و خودشکوفایی حل می شود.

بنابراین باید به خانواده اهمیت داد تا مشکلات حل شود.
من یک فرمول ساده و دقیق دارم. خانواده خوب مانند یک انسان سالم و بالنده است. اگر فردی بخواهد در جامعه سالم و بالنده باشد اول باید سالم به دنیا بیاید. بعد از تولد، باید مراقبت های درست از نوزاد داشته باشیم تا در سالهای بعد مشکل نداشته باشد. مراقبت منظم و برنامه ریزی شده نیاز است تا یک فرد، سالم زندگی کند و به خودکفایی برسد. بسیاری از مشکلات زوجها برای این است که هیچ اشتراکی با هم ندارند. در مراکز مشاوره می توان این موضوع را حل کرد، گاهی به یک دختر و پسر می گوییم دو سال بعد باید ازدواج کنید و در این دوسال باید خانواده و زوج کارهایی انجام دهند. بعد از ازدواج هم باید بسته آموزشی تهیه کرد که در هر مرحله از زندگی همسران این آموزشها متفاوت است. باید در کنار زوجها دکتر، جاهایی وجود داشته باشد که همیشه برای مشاوره و آموزش به خانواده ها حضور داشته باشند. با سخنرانی تلویزیونی نمی توان این مسائل را حل کرد.

منبع: خبرآنلاین

انتهای پیام/
خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.