مردانی: سال ۹۵ بهترین و بدترین سال برایم بود/ روانشناس می‌توانست به ما کمک کند


عضو تیم ملی تکواندی ایران در المپیک ۲۰۱۶ ریو گفت که عوامل خارجی باعث شکست او شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم برنامه نیمکت داغ که از رادیو ایران پخش می‌شود، در اولین برنامه خود سراغ سجاد مردانی عضو تیم ملی تکواندوی ایران رفت.

مردانی 10 تیر 1367 در استان چهارمحال بختیاری در خانواده ای کاملا ورزشی متولد شد. او موفق به کسب سهمیه حضور در المپیک  2016 ریو شد اما در این رقابت ها ناکام بود.

گفت و گوی نوروزی و متفاوت مردانی با رادیو ایران را در زیر می خوانید.

*در یک خانواده کاملا ورزشی رشته تکواندو را انتخاب کردی...

بله خانواده ام از ابتدا ورزشی بودند. خواهر و برادر بزرگترم، پدرم و مادرم ورزشکار بودند وبعد از مادر و خواهرم که تکواندو کار بودند به همراه برادر بزرگترم تکواندو را شروع کردیم.

*سایر اعضای خانواده هم ورزشکار هستند؟

بجز مادر و خواهر و برادر بزرگترم که تکواندو کار هستند، پدرم در جوانی کاراته کار بودند و برادر کوچکترم ژیمناستیک کار می کند.

*با نگاه به اینکه درخانواده همه تکواندو کار هستند در این مسیر قرار گرفتی؟

نه ولی کم تاثیر هم نبود. سال 75 یا 76 پدرم تصمیم گرفت من و برادر بزرگترم را در کلاس تابستانی ثبت نام کند. آن سه ماه گذشت و به دنبال آن 21 سال است که تکواندو کار می کنم.

*آن موقع چند ساله بودی؟

 7 ساله

* با ادامه تکواندو به آن علاقه مند شدی یا از اول علاقه داشتی؟

در حقیقت هدف من تکواندو نبود. از ابتدا علاقه زیادی به تکواندو نداشتم ولی با گذشت زمان خداوند مسیر زندگی مرا در تکواندو طوری مشخص کرد که عاشق تکواندو شدم و آن را با عشق ادامه دادم.

*قبل از تکواندو به ورزش دیگری هم علاقه مند بودی؟

دروازه بان هم بودم در سطح منطقه ای ولی تکواندو را دوست داشتم وآن را به رشته های دیگر ترجیح می دادم.

*پشیمان نیستی که فوتبال را ادامه ندادی؟

نه اصلا.

*متولد چه شهری هستی؟

متولد شهرکرد وبزرگ شده شاهین شهر اصفهان هستم بعد از تولد به خاطر شغل پدرم که کارمند بانک بود شرایط طوری بود که به استان اصفهان آّمدند و در اینجا تکواندو را شروع کردم.

*شاهین شهر امکانات خوبی برای تکواندو داشت؟

شاهین شهر شهر کوچکی بود با یک کلاس تکواندو وشرایط خیلی سخت که به لطف خدا مسیری برای من رقم خورد که بعد از سختی های زیاد توانستم به استان اصفهان بروم و از آنجا خودم را در کشور معرفی و به تیم ملی راه پیدا کنم.

* اختلاف سنی‌ات با اعضای خانواده چقدر است؟

فرزند اول خواهرم است که چهار سال از من بزرگتر است یک برادرم دو سال از من بزرگتر است و دیگری سه سال از من کوچکتر.

*با این شرایط اگر دعوایی بین‌تان می شد از فنون تکواندو استفاده می کردید؟

(با خنده) نه ما اهل دعوا نبودیم وبیشتر با هم سازش می کردیم.

*اعضای خانواده ات به صورت حرفه ای ورزش را ادامه می دهند؟

خیر من تنها کسی در خانواده هستم که زندگی اش معطوف ورزش حرفه ای شد.

*میزان تحصیلاتت؟

من لیسانس برق دارم و الان دانشجوی رشته تربیت بدنی هستم.

*تا حالا تو را برق گرفته؟

بله چون رشته تحصیلی من مهندسی برق بود خیلی برق مرا گرفته البته ضعیف و خفیف. بعضی وقت‌ ها یه تکانی هم به من داد و مرا پرت کرد.

*سال 95 سال خوبی برایت بود؟

برای من سالی بود که هیچ وقت آن را در زندگی ام فراموش نخواهم کرد چون پر از خاطرات خوب و بد است. اوجش کسب سهمیه المپیک بود که سال ها برایش تلاش کرده بودم. تقریبا هشت سال ولی متاسفانه نتوانستم نتیجه بگیرم و این بدترین خاطره سال 95 است. اگر از من بپرسید بهترین سال زندگی می گویم 95 و اگر دوباره بگویید بدترین سال می گویم 95.

*چه شد که در المپیک ریو نتیجه نگرفتی؟

ورزش همین است، یک سوی آن برد و سوی دیگر آن باخت است.

*هشت سال تلاش برای کسب مدال در المپیک کافی بود؟

تلاش باید همراه با یک سیر تکاملی ذهنی و روحی باشد و موازی هم باید رشد کنند. عوامل خارجی تاثیر بسزایی در نتیجه گرفتن ما در المپیک داشت.

*عوامل خارجی یعنی چه؟

شرایطی که به وجود آمد؛ شرایطی که در اردوهای ما بود و شرایطی که آنجا برای ما پیش آمد.

*چه شرایطی برای تو پیش آمد؟

صحبت در این باره زیاد شده و نمی خواهم زیاد به این قضیه بپردازم. این اتفاقات ما را از شرایط آرمانی ذهنی دور کرد.

* یعنی امکانات کافی نبود؟

نه بحث سخت افزار نیست ما می توانستیم اردوی المپیک را از لحاظ روحی و روانی و عملکردی بهتر بگذرانیم.

*اگر یک روانشناس کنار تیم بود می توانست کمکتان کند؟

صد در صد خیلی به ما کمک می شد از لحاظ روحی و روانی.

*تمرکز لازم را در مسابقات داشتی؟

بله خیلی آرام بودم از لحاظ شرایطی خوب بودم و همه تلاش خودم را کردم ولی نتیجه نگرفتم.

*استرس مبارزه نداشتی؟

اصلا. من روز مسابقه کاملا آرام بودم.

*بیشتر منطقی هستی یا احساسی؟

سعی می کنم از هر دو به یک اندازه استفاده کنم.

*متاهلی یا مجرد؟

مجرد هستم.

*پس به مرحله منطق و دل نرسیدی(مرحله ازدواج)؟

برای ازدواج هرکسی یک دیدگاهی دارد بالاخره هرکسی یک جوری به آن می رسد؛ یکی با منطق و دل ،یکی با احساس ،نه هنوز به آن مرحله نرسیدم.

*عیدها معمولا با توجه به اینکه اردو ومسابقه دارید منزل هستی یا اردو؟

سال تحویل پیش خانواده هستم. روزهای اول و دوم و بعد از آن به اردو می روم و تمریناتم را ادامه می دهم. حتی پیش آمده ما نزدیک به عید از سفر برگشتیم و لحظه تحویل سال پیش عزیزانم بودم وبارها شده در اردو سفره هفت سین گذاشتیم و در تعطیلات عید ما تمرین می کردیم.

*اهل عیدی گرفتن هستی یا عیدی دادن؟

گرفتن که نه، بچه بودم چرا من فقط از پدر ومادرم عیدی گرفتم در کل من اهل عیدی گرفتن نیستم ولی عیدی می دهم.

*به چه کسانی عیدی می دهی؟

بیشتر نیت قشنگ این کار را دوست دارم. بحث مادیات نیست سعی می کنم اگر بشود یک جلد کتاب وچیزهای قشنگ به دوستانم عیدی بدهم.

*به مردم  چه عیدی می دهی؟

می توانم یک آرزوی خیلی قشنگ برایشان بکنم. آرزو می کنم که همیشه انسانها شاد باشند، آرامش داشته باشند، آرزو می کنم زندگی‌شان سرشار از پوئن های مثبت باشد و باور داشته باشند که اگر مثبت بیندیشند زندگی‌شان هم زیبا می شود.

*چقدر اهل کتاب هستی؟

من اهل مطالعه هستم.

*رمان یا شعر؟

شعر کم و بیش می خوانم.

*شعر معاصر، جدید، قدیم؟

بیشتر بیت های قشنگ.

*شاعر خاصی مد نظرت نیست؟

مولانا

*یک بیت از آن شعرهای قشنگ برایمان بخوان.

چکیده یکی از بزرگان ایران مولانا که برای من خیلی حرف درونش وجود دارد «مرنج و مرنجان» .اگر انسان اعمالش را بر مبنای این سخن قرار بدهد می تواند قشنگی ها و زیبایی ها را کشف کند.

*شعرهایی که می خوانی در ذهنت می ماند یا می خوانی و رد می شوی

بیشتر روی اشعار تفکر می کنم گاهی هم حفظ می کنم ویا در دفترچه یادداشت می کنم و اگر شعر روی عکس باشد درون گوشی آن را ذخیره می کنم.

*دیوان حافظ را به تو می دهیم و یک بیت بخوان.

مصادف با این ایام  ساقیا آمدن عید مبارک بادت       وان مبا عید که کردی نرود از یادت

*عیدها زمانی که اردو نداری ترجیح می دهی که چه کار کنی؟

فقط پیش خانواده باشم.

*نوروز 95 سال منتهی به المپیک کنار خانواده ات بودی؟

بله من بیست ونهم ،یکم و دوم پیش خانواده بودم وروز دوم عصر به تهران آمدم واز سوم تمرینات ملی را شروع کردم.

*سیزده بدر کجا بودی؟

اردوی تیم ملی.

*سبزه کجا گره زدی؟

مرکز فدراسیون تکواندو بودیم تمرین می کردیم و سبزه گره زدیم.

*حرف آخر؟

ان شاءالله سال خوبی را همه داشته باشند، آرامش داشته باشند و در کنار عزیزانشان آن طوری که دوست دارند لحظه هایشان را سپری کنند.

***

برنامه نیمکت داغ که پخش آن از 26 اسفند 95 آغاز می‌شود و 13 فروردین 96 به پایان می‌رسد به گفت‌وگو با ورزشکاران می‌پردازد و حال و هوای نوروزی هم دارد.

در یکی از برنامه‌ها به مناسبت درگذشت منصور پورحیدری در سال 95، فریده شجاعی همسر وی میهمان این برنامه است و یکی دیگر از برنامه‌ها به خانواده گلبارنژاد که در پارالمپیک 2016 درگذشت، اختصاص دارد.

تهیه کننده این برنامه احسان زارع و اجرای آن برعهده محسن اثیمی است.

رادیو ایران روی موج اف ام ردیف 90 مگاهرتز و ای ام ردیف 558 کیلو هرتز قابل دریافت است.

اسامی میهمان برنامه که هر روز ساعت 16 پخش می‌شود به شرح زیر است:
27 اسفند: نجمه خدمتی
28 اسفند: حسن رحیمی
29 اسفند: مهسا جاور
30 اسفند: علیرضا فغانی
اول فروردین: مجتبی عابدینی
 2 فروردین: فریده شجاعی
3 فروردین: الهه احمدی
5 فروردین: احسان حدادی
6 فروردین: حسن یزدانی
7 فروردین: سهراب مرادی
8 فروردین: فرزان عاشورزاده
9 فروردین: کمیل قاسمی
10 فروردین: حمیدرضا قلی‌پور
12 فروردین: مستند گلبارنژاد
 13 فروردین: کیمیا علیزاده

انتهای پیام/