حقوق نجومی، بیت‌المال و حق‌الناس بزرگ

رهنمودهای قرآن و نهج‌البلاغه در مورد اموال و بیت‌المال بسیار قابل‌توجه است و بر اساس معارف دینی دریافت حقوق نجومی، بیت‌المال و حق‌الناس بزرگ است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران پویا، مقام معظم رهبری درباره حقوق‌های نجومی فرمودند که نباید این مسئله دچار مرور زمان شود به همین جهت به بررسی اهمیت بیت‌المال از منظر قرآن و نهج‌البلاغه پرداختیم.

رهنمودهای قرآن و نهج‌البلاغه در مورد اموال و بیت‌المال بسیار قابل‌توجه است و نشان‌دهنده‌ی تاکید بر این موضوع است. دوران طلایی حکومت امام علی علیه‌السلام، زمان قابل‌توجهی است از جهت حفظ امانت و حراست از بیت‌المال و از طرفی سخت‌گیری حضرت معیار خوبی است برای توجه مسئولین حکومتی در هر دولتی نسبت به مصرف و حراست از بیت‌المال. جامعه ما نیز از این امر مستثنی نیست و توجه به این موضوع در آن ضروری و قابل‌توجه است. در ادامه به مباحثی پیرامون این موضوع اشاره می‌کنیم.

  1. خوی منافقانه

قرآن کریم به موضوع طمع افراد در دست‌اندازی هر چه بیشتر به بیت‌المال اشاره می‌کند و رضایت مردم از پیامبر (ص) را در گرو کسب اموال بیشتر بیان می‌دارد. (1) قرآن کریم این افراد را مردمی با خوی منافقانه معرفی می‌کند و این طمع‌ورزی به بیت‌المال را از صفات منافقین برمی‌شمارد. آن‌ها هرگز راضى به حق خود نیستند و دائماً انتظار دارند از اموال بیت‌المال و یا منافع عمومى هر چه بیشتر بهره ببرند، خواه مستحق باشند یا نباشند دوستى و دشمنى آن‌ها بر محور همین منافع است.

«هر کس جیب آن‌ها را پر کند از او راضى هستند و هر کس به خاطر رعایت عدالت حق دیگران را به آن‌ها نبخشد از او ناراضى مى‏شوند. حق و عدالت در قاموس آن‌ها مفهومى ندارد و اگر داشته باشد عادل کسى است که هر چه بیشتر به آن‌ها بدهد و ظالم کسى است که حق دیگران را از آنان باز دارد و به تعبیر دیگر آن‌ها فاقد هرگونه شخصیت اجتماعى هستند و تنها داراى یک شخصیت فردى و در چهار چوبه منافع خویش مى‏باشند و همه‌چیز را تنها از این زاویه مى‏نگرند. آیا در جوامع اسلامى امروز چنین کسانى یافت نمى‏شوند؟ آیا همه مردم به حق مشروع خود قانع‌اند؟ و هر کس تنها به مقدار حقش به آن‌ها بدهد او را عدالت‏پیشه مى‏دانند؟ مسلماً جواب این سؤال‌ها منفى است، با نهایت تأسف هنوز بسیارند کسانى که مقیاس سنجش حق و عدالت را منافع شخصى خویش مى‏پندارند و به حقوق خویش قانع نیستند و اگر کسى بخواهد همه را ـ مخصوصاً محرومان را ـ به حق مشروعشان برساند دادوفریادشان بلند مى‏شود». (مکارم شیرازی، 1374: 456-454، ج 7)

  1. طغیان و استکبار در دنیا

این یک واقعیت غالب است و در طول زندگی بشر به کرات دیده شده است که وقتی زندگی دنیا بر کسی روی خوش نشان می‌دهد و حداکثر رفاه و مادیات بر زندگی آن‌ها جلوه‌گری می‌کند، گویی دیگر خدا را بنده نیستند و از او فاصله می‌گیرند و طمع و دست‌اندازی بیشتر فاصله‌ی آن‌ها را روز‌به‌روز بیشتر می‌کند تا آنجا که احساس بی‌نیازی می‌کنند و هر گونه ظلم و فسادی را مرتکب می‌شوند.

قرآن کریم طغیان در زمین را نتیجه‌ی وسعت روزی بیان می‌کند. (2 ) و نتیجه طغیان انسان، ظلم کردن در زمین است.

«اگر خداى تعالى رزق همه بندگان خود را وسعت بدهد و همه سیر شوند، شروع مى‏کنند به ظلم کردن در زمین، چون طبیعت مال این است که وقتى زیاد شد طغیان و استکبار مى‏آورد، همچنان که در جاى دیگر فرموده: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى». (3)و به همین جهت خداى تعالى رزق را به‌اندازه نازل مى‏کند و به هر کس به مقدارى معین روزى مى‏دهد، چون او به حال بندگان خود خبیر و بصیر است، میداند که هر یک از بندگانش استحقاق چه مقدار از رزق دارد و چه مقدار از غنى و فقر مفید به حال او است، همان را به او مى‏دهد» (طباطبایی، 1374: 82-81، ج 18)

  1. وضع قوانین و اطلاع‌رسانی به مردم

آگاهی دادن به مردم درباره بیت‌المال و حقوق آن‌ها از اساسی‌ترین وظایف هر حکومتی است که در دوران معصومین علیه‌السلام نیز توجه به این امر مشهود است. آگاهی دادن درباره‌ی بیت‌المال شامل مواردی زیادی چون نحوه توزیع بیت‌المال، قوانین مربوطه، نحوه ثبت اموال، نحوه نظارت‌های حکومتی و مردمی و... بوده است. به‌عنوان‌مثال پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله برای محافظت از حریم بیت‌المال و اطلاع‌رسانی به مردم، اموال را ثبت می‌کردند و در مقابل واگذاری اموالی از جنس زمین، ملک و ... به مردم حکمی پیرامون مالکیت بر اموال می‌دادند؛ همچنین ایشان برای حراست از بیت‌المال قوانین جامع‌ و شفافی را در‌ بهره‌برداری عموم مردم و قطع دست متجاوزگران وضع می‌کردند و پیوسته با ایجاد حس مسئولیت در قشرهای گوناگون مردم، نوعی نظارت غیرمستقیم و همه‌گیر‌ را ایجاد می‌نمودند و می‌فرمودند: «همه شما دیده‌بان و نگهبان و همه شما مورد سؤال هستید». (وفایی یگانه، 1390: 52)

  1. نظارت و حسابرسی

از جمله مسائلی که در هر حکومتی باید به آن توجه شود نحوه نظارت و حسابرسی در اموال و بیت‌المال است چرا که در غیر این‌صورت میدان برای سودجویان در دست‌اندازی به بیت‌المال باز خواهد بود و طبعا فساد در جامعه گسترش پیدا می‌کند. عمل به این مهم، در زمان حکومت امام علی علیه‌السلام به خوبی برجسته است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نظارت بر بیت‌المال را از وظایف اساسی‌ حاکم اسلامی می‌دانستند فلذا بر درآمد و هزینه‌های بیت‌المال به‌طور مستقیم، نظارت می‌کردند و درباره چگونگی جمع‌آوری بیت‌المال، هزینه‌ی آن‌ها، محل مصرف آن‌ها و... آگاهی می‌یافتند. از طرف دیگر با افرادی که قوانین را به‌درستی اجرا نمی‌کردند شدیدا برخورد می‌کردند و در برابر آن‌ها کوتاهی نمی‌کردند و بسیاری از متخلفان را از سمت خود عزل می‌کردند.

  1. برخورد قاطع و زودهنگام

برخورد با متخلفین همواره موجب درس عبرت و کاهش قانون‌شکنی و تخلفات است و معصومین علیه‌السلام در مقابله با متخلفان به سرعت وارد عمل می‌شدند و آن‌ها را مورد بازخواست قرار می‌دادند. به عنوان مثال حضرت در نامه‌ای به یکی از حکام این‌چنین می‌فرمایند:(4) به من خبر رسیده که‌ کشت‌ زمین‌ها‌ را، برداشته و آنچه را که می‌توانستی گرفته و آنچه‌ در‌ اختیار داشتی به خیانت خورده‌ای! پس هرچه زودتر، حساب اموالت را برای من بفرست و بدان‌ که‌ حسابرسی خداوند، از حسابرسی مردم، سخت‌تر است.

در نامه‌ای دیگر حضرت در خطاب به مصقله (کارگزار حضرت) می‌نویسند: (5) درباره تو،‌ به‌ من، گزارشی داده‌اند که اگر چنان کرده باشی، خدای خود را به خشم آورده‌ای و امام خویش را نافرمانی کرده‌ای. خبر رسید که تو، بیت‌‌المال‌ مسلمانان را که با نیزه‌ها و اسب‌هایشان گردآورده و با ریخته شدن خون‌هایشان به‌دست‌آمده به عرب‌هایی که خویشاوندان‌ تو‌ هستند و تو را گزیده‌اند،‌ پخش می‌کنی! به خدایی که دانه را شکافت و پدیده‌ها را آفرید، اگر این گزارش، درست باشد، در نزد من، خوار و منزلت‌ تو، سبک گردیده است.‌ پس‌ حقِّ پروردگارت را، لبیک شمار و دنیای خود را با نابودی دین، آباد مکن که زیان‌کارترین انسانی. افزون بر این، مصقله،‌ عده‌ای‌ از جنگ‌جویان علیه مسلمانان را که اسیر شده بودند با هزار درهم، ‌‌از‌ بیت‌المال، می‌خرد و آنان را آزاد می‌کند، ولی پول بیت‌المال‌ را‌ نمی‌پردازد. امام به‌محض خبردار شدن، او را احضار می‌کند‌ و ضمن قسط‌بندی بدهی، او را مجبور می‌کند تا آن‌ها را پرداخت کند.(6)

  1. بازگردانی اموال

برای برقراری عدالت و رسیدن حق به محق بازگشت اموال بیت‌المال به خزانه هر کشوری ضروری است؛ امیرالمومنین علیه‌السلام در بازگرداندن بیت‌المال به غارت‌رفته بسیار مصمم بودند؛ لذا ایشان در یکی از خطبه‌های خود می‌فرمایند: به خدا سوگند! بیت‌المال تاراج شده را هرکجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن بازمی‌گردانم، گرچه‌ با‌ آن،‌ ازدواج کرده و یا کنیزانی‌ خریده‌ باشند؛‌ زیرا در عدالت، برای عموم گشایش است و آن کسی که عدالت، بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت‌تر‌ است.

  1. شفافیت در اموال

از جمله راهکارهای مقابله با متجاوزان به بیت‌المال و به طور کلی مقابله با فساد، افزایش شفافیت است؛ چراکه وقتی کسی در کسب مال از بیت‌المال، قانونی را زیر پا نگذاشته باشد هیچ ابایی از از این کار ندارد. وقتی امیرالمومنین علیه‌السلام متوجه می‌شدند که کسی به‌طور غیرمنتظره صاحب‌خانه و اموال شده است، به‌سرعت منبع درآمد او را جستجو می‌کردند. «شریح قاضى» در کوفه خانه‏اى به هشتاد دینار خرید، حضرت سریع «قنبر» را دنبال او‌ فرستاد و به شدّت وى را مورد بازخواست قرار داد. شریح، خود ماجرا را چنین نقل مى‏کند: وقتى نزد على علیه‏السلام رفتم، گفت: به من خبر رسیده خانه‏اى به هشتاد دینار خریده‏اى‌...؟ گفتم‌: بله اى امیرمؤمنان! ایشان فرمود: «اى شریح! از خدا بترس، همانا به‌زودی کسى به سراغت مى‏آید که به سند خانه‏ات نمى‏نگرد و به دلایل و توجیهات تو بر مالکیت این خانه‌، نگاه‌ نمى‏کند، تو را از خانه‏ات بیرون آورده، به قبر تسلیم مى‏کند، درحالی‌که نه مالى همراه دارى و نه خانه‏اى. قدرى درنگ کن. ببین این خانه را از غیر‌ مالت‌ نخریده باشى و یا از مال غیرِ حلال نپرداخته باشى، که اگر چنین باشد، در دنیا و آخرت خسارت کرده و زیان نموده‏اى».

جامعه‌ی ما و دست‌اندازی به بیت‌المال

ازجمله‌ی مصادیق تخلف در بیت‌المال که در جامعه‌ی امروزی ما می‌توان به آن اشاره کرده موضوع دستمزد‌های نجومی است که مصداق کاملی از انحراف در توزیع بیت‌المال است. دستمزدهایی که مابه‌ازای تلاش افراد نیست و باعث هر چه بیشتر شدن شکاف طبقاتی و زیر پا گذاشتن عدالت می‌شود و از طرف دیگر موجب ایجاد بدبینی در مردم جامعه می‌گردد و انگیزه خدمت به کشور را از آن‌ها می‌گیرد چراکه با آرمان‌های انقلاب هم‌خوانی ندارد.

بااین‌حال با توجه به آسیب‌های اجتماعی و هزینه‌های تحمیلی این مساله بر کشور، می‌توان تهدیدات وارده بر سرمایه اجتماعی را به فرصت تبدیل کرده و این معضل اجتماعی را حل کرد. لذا با توجه به مباحثی که پیرامون بیت‌المال از منظر قرآن و نهج‌البلاغه مطرح شد به طور خلاصه می‌توانیم به راهکارهای زیر اشاره کنیم:

  1. ضرورت آگاهی دادن به مردم درباره‌ی حقوق آن‌ها در بیت‌المال؛
  2. برخورد شدید با متجاوزان به بیت‌المال و بازپس‌گیری اموال از آن‌ها؛
  3. اصلاح قوانین و مقررات و نظام پرداخت‌ها؛
  4. نظارت و حسابرسی بر اجرای قوانین؛
  5. ارتقا شفافیت و ترغیب به افشاسازی.

لازم به ذکر است که مقام معظم رهبری نیز به‌عنوان حاکم جامعه‌ی اسلامی، در مورد برخورد با عاملان دریافت دستمزدهای نجومی، خواستار سه نوع برخورد شدند که عبارت‌اند از عزل و برکناری، بازگردانی بیت‌المال کسب شده به صورت نامشروع و مجازات؛ همان‌طور که بیان شد این مواجه با متخلفان مطابق رفتار معصومین علیه‌السلام با دست‌اندازان به بیت‌المال است.

 

1 (توبه/58)

(شوری / 27)

3 سوره علق، آیه 7.

4نهج‌البلاغه، نامه 40

5نهج‌البلاغه، نامه 43

6 جمع من النصارى فی حوالی أهواز فأسر منهم جماّ غفیرا فاشتراهم مصقلة بمأة الالوف من الدراهم فی ذمّته و أعتقهم ثمّ امتنع من تسلیم ما تعهّد إلى بیت المال و طالبه علیّ علیه السّلام و استحضره إلى الکوفة و تعهّد بأدائه أقساطا فأدّى قسطا منه.‏

7نهج‌البلاغه، خطبه 15

8(بیانات 16/4/95)

انتهای پیام/