"هندوی شیدا" روایت سعید تشکری از سرگشتگی انسان امروز


"هندوی شیدا" روایت سعید تشکری از سرگشتکی انسان امروز به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌«هندوی شیدا» رمانی از سعید تشکری  است که از سوی انتشارات کتاب نیستان این روزها به چاپ دوم رسیده است.

تشکری در این رمان به سمت کشف عشق ناب حرکت کرده است، وی در این رمان روایتگر سرگشتگی انسان امروز است، انسانی که برای اثبات انسانیت و نفسانیت خود، به هر سوی خود را می‌زند تا بتواند به نتیجه مطلوب و دلخواهش دست پیدا کند.

وی امروزی را روایت کرده که خود در زندگی حقیقی و در پیرامون زیستی خود کشف کرده است و همین مسأله نیز داستان این رمان را استنادی واقعی داده و به گفته نویسنده داستان آن را باید رونوشتی از داستانی مستند و اتفاق‌افتاده‌ برشمرد.

این واقعیت شرح به آتش کشیدن پدری توسط فرزندش است تا مخالفت او را برای سفر به خارج از ایران و رسیدن به عشق خیالی‌اش از میان بردارد. اما داستان به اینجا ختم نمی‌شود. پسر به مقصود خیالی‌اش نمی‌رسد اما در مسیری قرار می‌گیرد تا بتواند معشوق واقعی خود را پیدا کند…

تشکری خود معتقد است که هندوی شیدا روایت انسانی است که همه خود را وامدار او می‌پندارند و همین باور است که او را به توهم و تصور برتر بودن کشانده تا جایی که نمی‌تواند قبول کند تمام آنچه مایه جلال و توهمش بوده است، در لحظه‌ای و بر سر هوس، دود شده و به آسمان می‌رود.

اما هنر نویسنده نه در ابلاغ این پیام که در تصویرسازی هنرمندانه فرجام این رویداد است که بسیار شیرین و البته اعجاب‌انگیز از کار در آمده است؛ پسر مرد متمول اسیر عشق دختری می‌شود که هندو و غلام خانه آنها است و بر خلاف سایرین از پدر و پسر هم چیزی طلب نمی‌کند. در مقابل، دختر، پدر و مادری دارد که تنها سرمایه‌شان زمینی است که نذر امام حسین (ع) کرده‌اند. این آشنایی سرآغاز روایتی تازه از شیدایی در این رمان است.

نثر شاعرانه تشکری در این رمان به اوج پختگی خود می‌رسد. مخاطب او با وجود آشنایی با وی و شیوه نگارشش؛ می‌تواند به نسخه‌ای تازه و بهینه شده از این شیوه روایت دست پیدا کند، که تشکری آن را برای روایت داستانی از این روزهای پیرامون خود و نه کوچه پس کوچه تاریخ انتخاب کرده است.

این نویسنده همچنین درباره جرقه نگارش این رمان گفته است: «من و قهرمان داستان «هندوی شیدا» به فاصله یک متر با هم روی دو تخت در یک اتاق بیمارستان تحت درمان بودیم.

او جنون داشت و من ام اس. این فضای معاصر ما بود! نه حرف با من می‌زد و نه با خودش. فقط یکسره می‌گفت آقاجان! من اول فکر کردم نام متبارکی را صدا می‌زند، گاهی که صدایش بغض می‌کرد. تا فهمیدم پدرش را صدا زد. آقاجان! چه نام غریبی است برای یک مرد! آقاجان اسم پدرش بود. قصه شروع شد. یک قصه او داشت و یک داستان  من نوشتم. او اصرار به امتداد نداشت و من اصرار به امتداد ذهنی و بیرونی این شخصیت. تا روزی که او و یک دختر را در فضای سرد بیرون از اتاق، در فضای زمستانی  حیاط بیمارستان امام رضای مشهد دیدم. نشسته روی نیمکت و داشتند از یک ظرفِ یکبار مصرف غذا می‌خوردند. پسر غذای بیمارستان خودش را  با عشقش تقسیم کرد و مردی دورتر داشت هق می‌زد. او آقاجان بود!»

انتشارات کتاب نیستان چاپ دوم «هندوی شیدا» را در 292 صفحه به قیمت 21 هزار تومان روانه بازار نشر کرده است.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط