حدیث معراج| نماز انبیاء در مسجدالاقصی به امامت پیامبر اسلام

امام محمد باقر ضمن شرح بخشی از رویداد شب معراج، به ماجرای اقتدای انبیای الهی به نماز پیامبراسلام (ص) در مسجدالاقصی اشاره فرمود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مِعراج، ماجرای عروج پیامبر اسلام (ص) از مسجد الاقصی به آسمان‌ها است. طبق گزارش منابع شیعه و سنی پیامبر در شبی که به قول مشهور روز هفدهم ماه مبارک رمضان است، از مکه به مسجدالاَقصی انتقال یافت و از آنجا به آسمان عروج کرد. خداوند در این شب بسیاری از آیات عظیم آسمان‌ها و زمین را به ایشان نمایاند و در کنار آن، توصیه‌های متعددی به ایشان ارائه داد.

حکایت این رویداد در اولین آیه سوره اسراء و آیات هشتم تا هجدهم سوره نجم بیان شده است. در اهمیت اعتقاد به معراج نبوی همین بس که امام رضا علیه السلام تکذیب آن را مساوی با تکذیب رسالت پیامبر معرفی کرده و فرمود «مَنْ‏ کَذَّبَ‏ بِالْمِعْرَاجِ‏ فَقَدْ کَذَّبَ رَسُولَ‌اللَّهِ(ص)؛ کسی که معراج را انکار کند،  رسول‌الله را تکذیب کرده است». (صفات الشیعة شیخ صدوق، ص50) از این روست که ائمه اطهار علیهم‌السلام به شرح و توضیح برخی رویدادهای این شب پرداختند؛ از جمله آنها، مناظره‌ای بود که شخصی به نام نافع از نزدیکان هشام بن عبدالملک علیهما اللعنة با امام محمد باقر علیه‌السلام ترتیب داد که در ادامه، بخش‌های مربوط به شرح ماجرای معراج پیامبر اسلام (ص) را می‌خوانید. 

ابوالربیع می‌گوید: در خدمت امام باقر به حج رفتیم؛ در همان سالى که هشام بن عبدالملک در آن سال به حج آمده بود و نافع که از نزدیکان عبداللَّه بن عمر بن خطاب بود (و یکى از دشمنان اهل‌بیت و بلکه چنانچه گویند و از آخر حدیث نیز معلوم مى‌‏شود یکى از خوارج بوده) نیز همراه هشام به حج آمده‏ بود. نافع در رکن خانه کعبه نگریست و امام باقر علیه‌السلام را مشاهده کرد که مردم اطرافش را گرفته‏‌اند. نافع رو به هشام کرده پرسید: اى امیرالمؤمنین این کیست که مردم این گونه در اطراف او فشار مى‏‌آورند؟

هشام گفت: این پیغمبر اهل کوفه محمد بن على است. نافع گفت: هم اکنون نزد او می‌روم و مسائلى از او مى‏‌پرسم که جز پیغمبر و یا پسر پیغمبر و یا وصى پیغمبر کسى نتواند پاسخ دهد.

هشام گفت: برو و از او بپرس شاید شرمنده‌‏اش کنی!

نافع جلو رفت و همچنان بر مردم تکیه و سر خود را بلند کرد و به امام باقر گفت: من کتاب تورات و انجیل و زبور و قرآن را خوانده‏‌ام و حلال و حرامش را به خوبى دانسته‌‏ام، و اکنون آمده‌‏ام از تو مسائلى بپرسم که پاسخش را جز پیغمبر یا وصى پیغمبر یا پسر پیغمبر کسى نتواند بدهد.

امام باقر سرش را بلند کرد و فرمود: هر چه می‌خواهى بپرس.

نافع گفت: بگو میان عیسى و محمد چند سال بود؟
فرمود: مطابق عقیده خودم بگویم یا بر طبق عقیده تو؟
نافع گفت: هر دو عقیده را با هم بگو.
حضرت فرمود: اما به عقیده من 500 سال بوده، اما به عقیده تو 600 سال.

نافع گفت: پس معناى گفتار خداى عز و جل چیست (که به پیامبرش فرمود): «وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ‏ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُون؛  و بپرس از رسولانى که ما پیش از تو فرستادیم که آیا غیر از خداى رحمان خدایانى قرار داده‏‌ایم که پرستیده شوند» (سوره زخرف آیه 45) در صورتى که میان محمد و عیسى 500 سال وقت فاصله بوده از چه کسى این مطلب را (که خدا فرماید) پرسیده است؟

امام باقر علیه‌السلام این آیه را خواند: سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا؛ منزه است آنکه شبانگاه بنده خود را از مسجد الحرام تا مسجد اقصى که اطراف آن را برکت داده‌‏ایم راه برد، تا آیات خویش را به او بنمایانیم» (سوره اسراء آیه 1)

از جمله آیاتى که خداوند در این راه در بیت‌المقدس به او نمایاند، این بود که خدایی که ذکرش عزیز است، تمام پیامبران و مرسلین را از اولین و آخرین محشور فرمود، سپس به جبرئیل دستور داد اذان بگوید و جبرئیل نیز (فصول) اذان را جفت جفت و اقامه را نیز به همین نحو جفت جفت گفت (این جمله ردّ بر اهل سنت است که فصول اذان را جفت می‌گویند و اقامه را یکى بیشتر نمی‌گویند) و در اذانش‏ «حىّ على خیر العمل» نیز گفت (این هم رد بر عامه است که آن را نمی‌گویند و در اذان صبح به جاى آن «الصلاةُ خیرٌ مِنَ النّومِ» می‌گویند)

سپس محمد جلو ایستاد و آنها پشت سرش نماز خواندند و چون نمازش تمام شد رو به آنها کرده فرمود:

شما به چه چیز گواهى می‌دهید و چه را مى‏‌پرستید؟ گفتند: ما گواهى دهیم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریکى ندارد و (گواهى دهیم که) همانا توئى رسول خدا و خداوند روى این مطلب از ما عهد و پیمان گرفته است. ثُمَّ تَقَدَّمَ مُحَمَّدٌ ص فَصَلَّى بِالْقَوْمِ‏ فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُمْ عَلَى مَا تَشْهَدُونَ وَ مَا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ قَالُوا نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ أَخَذَ عَلَى ذَلِکَ عُهُودَنَا وَ مَوَاثِیقَنَا. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص121 و 122)

نافع گفت: راست گفتى اى ابا جعفر.

انتهای‌پیام/ 

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط