اسرائیل و نظام آپارتاید-بخش پایانی| نژادپرستی، اصلی نهادینه شده در ماهیت رژیم صهیونیستی


صهیونیست‌ها با وجود فشارهایی که از سوی مجامع بین‌المللی متوجه آنها بود هرگز روابط خود را با نظام آپارتاید آفریقای جنوبی قطع نکرده و اکنون نیز سیاست‌های این نظام را علیه فلسطینیان اعمال می‌کنند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، نام و عملکرد رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی به شکل قابل توجهی با اقدامات نظام آپارتاید آفریقای جنوبی پیوند خورده است. اما این رابطه میان دو طرف تنها محدود به این شباهت نمی‌شود؛ چرا که نظام آپارتاید آفریقای جنوبی همواره از حمایت‌های گسترده صهیونیست‌ها در زمینه نظامی و سیاسی و امنیتی برخوردار بوده است.

رژیم صهیونیستی تا اواسط دهه هشتاد قرن گذشته همچنان به انکار روابط ویژه خود با آفریقای جنوبی و تامین سلاح برای آن از جمله توسعه سلاح‌های هسته‌ای این کشور ادامه می‌داد؛ اما این انکار نتوانست مانع از ایجاد بحران‌های سیاسی و دیپلماتیک میان اسرائیل و کشورهای اروپایی به ویژه اسکاندیناوی و نیز آمریکا شود. در پایان سال 1986 وزارت خارجه آمریکا گزارشی درباره کشورهایی که قانون ممنوعیت فروش سلاح به آفریقای جنوبی را نقض کرده‌اند صادر کرد که نام رژیم صهیونیستی در صدر ناقضان این قانون آمده بود.

باید اشاره کنیم آفریقای جنوبی برای اولین بار در مارس 1993 زمانی که رئیس‌جمهوری وقت آن از توقف توسعه سلاح‌های هسته‌ای در این کشور و انهدام 7 بمب هسته‌ای در این منطقه خبر داد، به فعالیت‌های پورتوریا در توسعه سلاح‌های هسته‌ای اعتراف کرد.

مقامات آفریقای جنوبی مدعی شدند که در زمینه توسعه سلاح‌های هسته‌ای از هیچ دولتی کمک نگرفته و هیچگونه آزمایش هسته‌ای نیز انجام نداده‌اند.

اما در همان زمان گزارش‌های متعددی مبنی بر مداخله رژیم صهیونیستی در توسعه سلاح‌های هسته‌ای و واردات اورانیوم از آفریقای جنوبی برای خود، منتشر شد.

در اواسط دهه هشتاد چهره «اتحاد مجذومین» رژیم صهیونیستی و آفریقای جنوبی برای جهان آشکار شد و به واسطه همین اتحاد نظام آپارتاید توانست با یک دست آهنین بقای خود را تثبیت و اکثریت سیاه پوستان را سرکوب کند. «آلون لئیل» نویسنده صهیونیست «عدالت سیاه: کودتای آفریقای جنوبی» می‌گوید محافل لیبرال ما را محکوم کردند، سیاه‌پوستان از ما متنفر بودند و ما همچنان به شدت این موضوع (ارتباط با نظام آپارتاید آفریقای جنوبی) را انکار می‌کردیم.

پس از انتخابات کنست در سال 1984 کابینه وحدت رژیم صهیونیستی متشکل از حزب کار و لیکود تشکیل شده و «شمعون پرس» و «اسحاق شمیر» به نوبت در منصب نخست‌وزیری رژیم صهیونیستی قرار گرفتند.

طبق نوشته‌های کتاب عدالت سیاه، ارزیابی‌های وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در آن زمان نشان می‌داد که ادامه ارتباط این رژیم با آفریقای جنوبی، آسیب سیاسی و دیپلماتیک زیادی به صهیونیست‌ها وارد می‌کند؛ تا جایی که حتی مقامات صهیونیست تصمیم گرفتند تا ارتباطاتی با جامعه سیاه‌پوستان برقرار کنند که البته این امر به دلیل مناسبات قوی میان رژیم اسرائیل و نظام آپارتاید بسیار دشوار بود. سیاه پوستان، رژیم صهیونیستی را دشمن ملت آفریقای جنوبی و فلسطین می‌دانستند.

در این زمان صهیونیست‌ها خود را در میان یک معضل بزرگ می‌دیدند؛ از یک سو برقراری ارتباط با جبهه دموکراتیک که یک جنبش سیاه قانونی به شمار می‌آمد کار بسیار دشواری به نظر می‌رسید و از سوی دیگر امکان ارتباط با جنبش کنگره ملی آفریقا که در آن زمان غیرقانونی محسوب می‌شد وجود نداشت. همچنین از طرف دیگر رژیم صهیونیستی می‌دانست که برقراری ارتباط با سیاه‌پوستان تهدید بزرگی برای روابط عمیق آنها با نظام آپارتاید خواهد بود.

بنابراین وزارت خارجه رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت تا یک سفیر برای سیاهان بفرستد؛ چرا که سفیر آن در «پورتوریا» (پایتخت آفریقای جنوبی) نمی‌توانست ماموریت‌های این چنینی را انجام دهد و علاوه بر این در محافل سیاه‌پوستان فرد ناهنجاری محسوب می‌شد.

رژیم صهیونیستی برای نفوذ به صفوف سیاه‌پوستان نیاز داشت تا دوره‌های مخفیانه‌ای در این زمینه برگزار کند.

اما روابط مستحکم و عمیق میان رژیم صهیونیستی و نظام آپارتاید حتی پس از آنکه ایالات متحده و موسسات مالی بین‌المللی اعمال محدودیت ها و تحریم‌های گسترده علیه پرتوریا را در سال 1985 آغاز کرده و کشورهای اروپایی در سال 1986 به آن پیوستند نیز ادامه یافت.

در پایان این سال مشخص شد رژیم اسرائیل تنها طرفی در غرب بود که در این تحریم‌ها علیه آفریقای جنوبی مشارکت نکرده و قصد پیوستن به تحریم‌کنندگان آن را ندارد.

این موضع اسرائیل به مخالفت‌های صهیونیست‌ها به ویژه احزاب راست‌گرا و موسسه امنیتی آن برای شرکت در هرگونه تحریم ضد نظام آپارتاید برمی‌گردد که تا ابتدای دهه 90 نیز ادامه داشت. اما این موضع پس از اینکه آمریکا رژیم صهیونیستی را به قطع کمک‌های خود از این رژیم تهدید کرد، تا حدودی در صدد تغییر جهت دادن بود.

«آلون لئیل» نویسنده کتاب عدالت سیاه که به عنوان سفیر رژیم صهیونیستی در پرتوریا منصوب شده بود در سال 1992 خواستار تغییر سیاست اسرائیل در قبال نظام آپارتاید و تمرکز بر نزدیکی با سیاه‌پوستان به ویژه کنگره ملی آفریقا با ریاست «نلسون ماندلا» که از نظر صهیونیست‌ها این کنگره بعداز نابودی آپارتاید می‌توانست بیشترین نفوذ را در آفریقای جنوبی داشته باشد، شد.

اما حتی در همان سال و با وجود تهدید ایالات متحده مبنی بر قطع کمک‌های سالانه خود به اسرائیل، صهیونیست‌ها مخالف قطع رابطه با نظام آپارتاید آفریقای جنوبی به ویژه در زمینه نظامی بودند. لئیل در کتاب عدالت سیاه بخشی از مکالمه خود با «اسحاق رابین» نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی را آورده که رابین به او می‌گوید: من می‌دانم همه چیز تغییر کرده اما نباید فراموش کنیم که روابط امنیتی برای صنعت ما بسیار مهم است و رئیس‌جمهوری کنونی آفریقای جنوبی دوست اسرائیل است.

در آن زمان طبق گزارش‌هایی که به وزارت خارجه رژیم اسرائیل رسیده بود، صهیونیست‌ها صراحتا می‌دانستند که رهبری کنگره ملی آفریقا هیچگاه روابط خود را با رژیم صهیونیستی بهبود نخواهد بخشید و در زمینه روابط این رژیم با نظام آپارتاید و اشغالگریهایش در فلسطین، انتقادات زیادی به آن وارد کرده است.

در پایان باید بگوییم همان شکل و شیوه نژادپرستی در آفریقای جنوبی اکنون در پهنه جغرافیایی فلسطین اشغالی با شدت و حدت بیشتری دنبال می‌شود. فلسطینی‌ها مانند رنگین‌پوستان آفریقای جنوبی تحت قوانین ظالمانه و غیرانسانی شرم‌آوری که از سوی رژِیم صهیونیستی بر آنان اعمال می‌شود، زندگی می‌کنند و حتی در برخی از نقاط از آب آشامیدنی سالم محرومند. آنان به نقاط بد آب و هوا که زمین‌های حاصلخیز کمتری دارد، رانده شده‌اند و از حیث برخورداری از امکانات با تبعیض‌های مشقت‌باری روبرو هستند. «رابرت فانتینا» فعال صلح آمریکایی و نویسنده کتاب جنجالی «امپراتوری، نژادپرستی و نسل‌کشی: تاریخ سیاست خارجی آمریکا» در مقاله‌ای ضمن برشمردن شباهت‌های آفریقای جنوبی و رژیم صهیونیستی در ارتکاب اعمال نژادپرستانه، امکان نابودی اسرائیل از طریق راه‌اندازی کمپین‌های هنری و رسانه‌ای و تحریم‌های اقتصادی و مالی علیه این رژیم را کاملاً منطقی و معقول می‌خواند.

انتهای پیام/