هجر حبیب|شعر در فراق سردار سلیمانی/ مثل چشمانش که در دل‌ها نفوذی ژرف ‏داشت، خون او گیراست بسم الله الرحمن الرحیم

در اولین سالگرد شهید حاج قاسم سلیمانی، سروده‌هایی از شاعران کشور در وصف دلاوری‌ها و شهادت مظلومانه او منتشر می‌شود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام و ایران، سردار قاسم سلیمانی دلهای زیادی را به درد آورد. شاعران نیز با غزل‌های عاشقانه خود عمق ارادت خود به حاج قاسم را نشان دادند. 

در زیر چند سروده از شاعران کشورمان در فراق سردار دلها را می‌خوانیم:

سیده فرشته حسینی

هزار بار شکستم که یک کلام بگویم/ که در وداع تو امشب به تو سلام بگویم

سلام! صورت خونین! سلام دست بریده!/ سلام جسم مقطع ، من از کدام بگویم

مرید راه ولایت ، شهید حضرت زینب/ اجازه هست برایت از ازدحام بگویم ...

چه روضه ایست مجسم ، عقیق سرخ برایم/ که حکم کرد از انگشتر امام بگویم

ورق ورق شدی اما ، سرت نرفته روی نی/ دگر نخواه که از سنگ  و پشت بام بگویم ...

عزا بس است برای تو ای حماسهی مطلق/ عزا بس است دلا ! باید از قیام بگویم 

اگر اجازه دهد غم، خدا کند بتوانم/ که فتح و نصر تو را در عراق و شام بگویم

هلا ! لباس شهادت به تو چقدر می‌آید/ خدا کند که برایت علی الدوام بگویم

از آن طلوع که آغاز فتح مسجدالاقصی ست/ و دیر نیست شبی که، از انتقام بگویم

فاطمه عارف‌نژاد

عشق بی‌پرواست، بسم الله الرحمن الرحیم
هرکسی با ماست، بسم الله الرحمن الرحیم
‎ 
رودِ جاری از ستیغ کوه‌های گریه‌خیز
مقصدش دریاست، بسم الله الرحمن ‏الرحیم‎...
‎ 
خون نمی‌خوابد، به آیات سحرخیزش قسم‎
خط خون خواناست: بسم الله الرحمن ‏الرحیم
‎ 
خطبۀ شمشیرها را تیزتر باید نوشت
ظهر عاشوراست! بسم الله الرحمن الرحیم
‎ 
سینه‌زن‌ها علقمه‌ست اینجا! علمداری کنید
روضۀ سقاست، بسم الله الرحمن الرحیم‎...
‎ 
شهرتش از قله‌های شرق تا اعماق ‏غرب‎...
او «جهان‌آرا»ست، بسم الله الرحمن الرحیم 
‎ 
مثل چشمانش که در دل‌ها نفوذی ژرف ‏داشت
خون او گیراست بسم الله الرحمن الرحیم...
‎ 
باشد! امشب اشک و امشب داغ، اما انتقام
مطلع فرداست، بسم الله الرحمن الرحیم
‎ 
ابرهای انقلابی! کینه‌هاتان بیش باد‎!
بغض، طوفان‌زاست، بسم الله الرحمن ‏الرحیم

صبح نزدیک است آری در شبیخون شفق
حمله برق‌آساست، بسم الله الرحمن الرحیم
‎ 
وعده‌گاه ما و ارواح شهیدان بعد از این
مسجد الاقصاست بسم الله الرحمن الرحیم

الهام عظیمی

وعده‌گاه تو سرزمین عراق، وعده‌گاه تو کربلا بوده‌ست

از ازل قرعه‌ات به نام حسین، خون جوشندۀ خدا،‌ بوده‌ست

اسم تو اسم حضرت قاسم، رسم تو رسم حضرت عباس

ذکر «احلی من العسل» سردار با لبان تو آشنا بوده‌ست

زنده‌تر می‌شوی و می‌دانم مرگ در تو اثر نخواهد کرد

دشمنت از کجا بداند این تازه آغاز ماجرا بوده‌ست؟

گوش کن؛ این کلام قرآن است: شهدا زنده‌اند و می‌مانند

با شما زنده می‌شویم از نو، این ندای امام ما بوده‌ست

اشک ما را امان نمی‌دهد و دل دشمن عجیب شاد شده

مرگ بر دشمنی که نامش هم مثل ابلیس ناسزا بوده‌ست

نه «فضاعف علیهم‌اللعن» نه «عذاب الالیم» کافی نیست

دشمنت انتخاب سختی کرد، انتخابی که بر خطا بوده‌ست

چادر زینب است روی سرم زیر این خیمه زندگی یعنی:

کربلا لحظه‌لحظه در سر ماست آن قراری کز‌ابتدا بوده‌ست...

نغمه مستشار نظامی

ندیدم هیچ سرداری به سرداریّ سردارت/ ‎که بی‌سر، سر فرود آورده باشد پیش دستارت

‎سرت تاج سر سردارهای بی‌سر عاشق/ ‎چه طوفان هاست در آرامش چشمان بیدارت

‎هزاران سال را طی کرده‌ای با پای سر اما/ هزاران سال دیگر همچنان گرم است بازارت

‎غریبی، تشنگی، زخم گلو، بازوی نیلی، سر/ ‎سراسر پاسدارانند و سربازان دیندارت

‎نمی‌ترسند از مرگی که رنگ زندگی دارد/ ‎چه شیرین است وقت دادن جان،شوق دیدارت

‎عطش شرط نخستین است در سودای سربازی/ که با سربند ”یاعباس» می‌آید علمدارت

‎دل و جان جهان جان می‌دهد با دیدن رویت/ ‎جهان افتاده در پای کمانداران ابرویت

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط