ترکیه و خطرات باتلاق ادلب

در چند روز گذشته، ۳ تن از نظامیان ترکیه در ادلب سوریه مورد حمله قرار گرفته و کشته شده‌اند اما مقامات آنکارا در مورد عاملین حمله، اطلاع رسانی نکرده‌اند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها اغلب روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی ترکیه، اخبار و تصاویر مربوط به مراسم تشییع جنازه نظامیان ترکیه را منتشر می کنند.

در گذشته، هر جا که جنازه یک نظامی ترکیه تشییع می شد، همه می دانستند که باز هم یا در داخل مرزهای ترکیه و یا در شمال عراق، بین ارتش ترکیه و شاخه نظامی پ.ک.ک، درگیری روی داده است. اما حالا معادلات عوض شده و ظاهراً قرار نیست که نظامیان ترکیه تنها در کشور خود و یا در شمال عراق کشته شوند. در همین چند روز، اخباری منتشر شده که به باور بسیاری از تحلیل گران ترکیه، نشان دهنده این است که ادلب، برای ارتش این کشور، به یک باتلاق خطرناک، تبدیل شده است.

پای کدام گروه تروریستی در میان است؟

آیدین سزر از تحلیل گران سیاسی ترکیه در این مورد، در مصاحبه با روزنامه قرار گرفته است: «چرا نام عاملین حمله به نظامیان ترکیه را اعلام نمی کنند؟ در منطقه کاهش تنش در ادلب سوریه، 3 نظامی ما به شهادت رسیده اند، اما مقامات سیاسی و دفاعی ما نمی گویند کار کدام گروه بوده است. در این صورت، عدم اعلام اسامی عوامل این حملات، دو دلیل بیشتر ندارد:

1. پای تعارف و رودربایستی در میان است و مساله ای وجود دارد که احتمالاً از بیان آن شرم و ابا داریم. 2.در واقع نمی دانیم کار کدام گروه بوده و به همین دلیل است که اعلام نمی کنیم.

اگر تعارف داریم که اساساً بسیار بد و غیر قابل قبول است. هیچ چیزی مهم تر از جان سربازان ما نیست. اگر هم اطلاع نداریم کار کدام گروه است، این یک ضعف امنیتی آشکار است و ما در آنجا در موقعیتی هستیم که نمی دانیم از کجا خورده ایم. این در حالی است که این حضور، علاوه بر تلفات، هزینه های سیاسی هم برای ما داشته و به عنوان مثال، روسیه مداوماً از ما انتقاد می کند و می گوید چرا وظیفه خود را به جا نمی آورید. سخنان سرگی لاوروف در نهم سپتامبر، عملاً ترکیه را در مظان اتهام قرار داد. آنها طوری صحبت می کنند که گویی ترکیه حافظ منافع گروه های افراطی است».

این تحلیل گر ترکیه در ادامه افزوده است: «ترکیه مدتهاست گروه هایی همچون داعش، النصره و هیات تحریر الشام را در لیست ترور قرار داده است. اما واقعیت این است که هر کدام از این گروه های تروریستی، چند دنباله و گروه اقماری دارند. همین حالا در ادلب، بیش از 20 گروه جهادی در حال فعالیت هستند که بسیاری از آنها اقماری همین تروریست ها هستند. اما آن چه در این سو و آن سو شنیده ایم، این است که یک گروه جهادی به نام انصار ابوبکر الصدیق، مدتهاست به صورت پراکنده و گهگاهی، به ارتش ترکیه حمله می کند و رویکرد خصمانه ای علیه نیروهای مسلح ما دارد. در شرایطی که ترکیه تلاش می کند روابط خود را با مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس ترمیم کند، برخی سرویس های جاسوسی به تکاپو افتاده اند و تحولات افغانستان نیز به عنوان یک عامل اثرگذار، مهم است و باید به آن توجه کرد».

فهیم تاشتکین از تحلیل گران سیاسی ترکیه که چند کتاب و چندین مقاله در مورد سوریه نوشته و حالا به عنوان یک روزنامه نگار نگران از دستگیری و حبس در فرانسه زندگی می کند، در مقاله خود در پایگاه خبری گازته دیوار نوشته است: «واقعاً سربازان ما در ادلب، به چه دلیلی جان خود را از دست می دهند؟ دستاورد ترکیه چیست؟ تا کی باید به خاطر رویکردهای ملی گرایانه و حماسی، فرزندان این سرزمین خونشان ریخته شود؟ جالب اینجاست که این سربازان، به دست همان جهادگرانی کشته شده اند که سلاح و امکانات لجستیکی شان از طرف ترکیه تامین شده است. اما با وجود همه این واقعیت های تلخ، دولت نام گروه جهادگر را اعلام نمی کند و برای آرام کردن فضای ملتهب داخلی، ترجیح می دهد باز هم به کردهای سوریه حمله ور شود».

انتقاد از برنامه ها و اهداف مبهم و مه آلود دولت ترکیه در مورد سوریه، در حالی بیان شده که در روزهای اخیر، مولود چاووش اوغلو، یکبار دیگر در دیدار با هیاتی از سران ائتلاف مخالفین سوری، به صورت تمام قد از آنان حمایت کرده و ساختار غیررسمی و غیرقانونی موسوم به «دولت موقت مخالفین سوری» را به عنوان نماینده اراده مردم سوریه قلمداد کرد!

در چند سال گذشته، تداوم همکاری سیاسی بین کشورهای ایران، ترکیه و روسیه در چهارچوب مذاکرات سوریه، فواید و دستاوردهایی داشته که بدون تردید برای کشور و مردم سوریه، برکات و فواید فراوانی داشته است. اما هنوز هم در پرونده سوریه، نقطه گنگی به نام ادلب وجود دارد و تا زمانی که ابهام در این منطقه برطرف نشود و ادلب تحت حاکمیت دولت مرکزی سوریه درنیاید، تثبیت امنیت و آرامش در شمال سوریه، ناممکن خواهد بود.

حل معضل ادلب و استقرار آرامش و امنیت در این منطقه و برخورد با گروه های تروریستی و افراطی، از مهم ترین اقدامات، برای حل بحران سوریه خواهد بود و در این میان، ترکیه نقش حساسی بر عهده دارد که اگر از عهده انجام آن برنیاید، خود نیز گرفتار تبعات آن خواهد شد.

در پایان باید گفت، دولت ترکیه در ماجرای مذاکرات آستانه و دیگر نشست های بین المللی مرتبط با بحران سوریه، همواره تعهد داده که فکری به حال ادلب کند. اما این اتفاق هنوز هم نیفتاده و ادلب در میدان عمل و بر روی ارض واقع به یکی از گره های کور بحران سوریه تبدیل شده است.

با آن که مقامات سیاسی و دفاعی ایران و روسیه، بارها از آنکارا خواسته اند که تکلیف نیروهای تروریست و شبه نظامیان مسلح مخالف اسد را در ادلب روشن کند، اما شواهد نشان می دهد که ترجیح آنکارا این است که تعلل و وقت کشی را به عنوان اصلی ترین برنامه سیاسی – امنیتی ادلب، در دستور کار داشته باشد.

ترکیه امیدوار بود که با استفاده از این کارت، شرایط میدانی به نفع مخالفین اسد عوض شود. غافل از آن که گروه های تروریستی و افراطی خطرناکی همچون هیات تحریرالشام، در مقابل منافع و امنیت هیچ کشور و دولتی، تعهد اخلاقی ندارند و می توانند امنیت همه را به خطر بیندازند.

 

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط