سینمایش «۴۱۰» حاج حسین یکتا را یاد چه خاطراتی انداخت؟ + فیلم

حاج حسین یکتا راوی و جانباز دفاع‌مقدس در پشتِ صحنه سینمایش «۴۱۰» از ماجرای نذر صد هزار صلوات و مرور عملیات والفجر ۸ به وصیتنامه حاج قاسم سلیمانی رسید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حاج حسین یکتا (جانباز و راوی دفاع مقدس) به تماشای سینمایش410 نشست. نمایشی که کوروش زارعی کارگردانی آن را برعهده دارد و تا یازدهم آبان‌ماه در محوطه برج‌میلاد روی صحنه می‌رود. "410" روایتی متفاوت از دفاع مقدس با محوریت شهید سپهبد قاسم سلیمانی و فتح گردان غواصی لشکر 41 ثارالله است.

این جانباز و راوی دفاع‌مقدس پس از تماشایِ این نمایش یادِ خیلی از خاطرات خودش افتاد. او به این نکته اشاره کرد: لحظاتی که داشتم کار سینمایش 410 را می‌دیدم خیلی از خاطرات برایم واقعاً تکرار شد. وقتی غواص‌ها می‌رفتند شناسایی هرگز یادم نمی‌رود 3 یا 4 ماه قبل از عملیات والفجر8 ما را به خط اروند بردند و نشاندند. برخی شب‌ها بعضاً غواص‌ها می‌رفتند و برمی‌گشتند. ما نمی‌دانستیم چه اتفاقی در حال رقم خوردن است و اصل ماجرا چیست؟ اما بعداً در شب عملیات ما را آوردند به همان روایتی که در این نمایش نشان دادید با کامیون و پوشش برزنتی آوردند و ما را میان نخل‌ها پیاده کردند. 

 

وی ادامه داد: بعد از اینکه از اروند رفتیم و یک دوره آموزشی سنگین را گذراندیم دوباره برگشتیم. امشب که این نمایش را می‌دیدم خیلی از آن خاطرات برایم دوباره تجدید شد. باران سنگینی که آن امشب آمد و قایقی که کنار ما در اثر طوفان باد و باران و آب، چپ کرد و برخی از بچه‌ها زیر قایق گیر کردند. لحظاتی که از اروند عبور کردیم و غواص‌ها درگیر شده بودند و تیربارها سطح آب را می‌زدند. یادم نمی‌رود صد هزار صلوات نذر کردم که به آن سمتِ اروند برسیم. 

یکتا افزود: البته جنگ آن‌قدر طول کشید که یادمان رفت و این نذر را فراموش کردیم. بعداً در راهیان نور گفتیم دختر پسرهای دانشجو این نذر را انجام دادند و صلوات‌ها را فرستاندند.. یادم نمی‌رود پایمان به لبِ اروند رسید همین نخل‌هایی که شما می‌گفتید و همین جولانی که اشاره کردید و همین فضایِ درگیری جانانه‌ بچه‌ها واقعاً در نوعِ خودش بی‌نظیر بود. 

وی همچنین به وصیتِ حاج قاسم سلیمانی اشاره کرد: بعدها که به خاطرات یوسف‌الهی مراجعه کردم و اینکه حاج قاسم وصیت کرد مرا کنار یوسف الهی خاک کنید. یاد لحظاتی می‌افتادم که به گلزار شهدای کرمان می‌رفتیم. همیشه گفتم دلم برای رفقایم تنگ می‌شود به گلزار شهدای قم می‌روم. دلم وقتی برای امام و شهدا تنگ می‌شود بهشت زهرا می‌روم. اما وقتی می‌خواهم یک حال معنوی ویژه و رابطه خصوصی بین خدا و شهدا را ببینم یک دلبری و دلبستگی خاص شهدا به خدا و امام زمان(عج) ببینم به گلزار شهدای کرمان می‌روم. 

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط