برخی سلبریتیها سیاست را ابزار تداوم شهرت کردهاند
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 11 دی 1404 - 09:41
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دو روز گذشته شاهد انتشار پستهایی در فضای مجازی توسط برخی از سلبریتیها درباره ناآرامیهای اقتصادی و اجتماعی بودیم. چیزی که قبلتر نیز شاهد آن در اتفاقاتی مانند ناآرامیهای 1401 بودیم. بررسی ابعاد و علل این موضوع جدای از اهمیت آن که همواره در روزهای ملتهب بر سر زبانها میافتد، میتواند به تحلیل بهتر و درک واقعبینانهتری از آن کمک کند.
به همین جهت با علی مومنی پژوهشگر حوزه فرهنگ، رسانه و مطالعات سلبریتی به گفتگو پرداختیم. تمرکز کارهای او بر تحلیل نسبت سلبریتی، سیاست و افکار عمومی در ایران قرار دارد. او بیشتر با مقالات پژوهشی و یادداشتهای تحلیلی شناخته میشود؛ از جمله نوشتههایی با محورهایی چون «سلبریتی و سیاست در ایران»، «توهم مرجعیت سلبریتیها»، «اقتصاد شهرت و کنش سیاسی» و «نقش رسانهها در بازتولید سلبریتی». آثار مومنی عمدتاً رویکردی انتقادی و دادهمحور دارند و تلاش میکنند از نگاههای هیجانی به نقش سلبریتیها فاصله گرفته و مبنایی علمی برای سیاستگذاری فرهنگی ارائه دهند.
مؤمنی معتقد است که فعالیت سلبریتیها در موقعیتهای سیاسی ـ چه در بزنگاههایی از پیش تعیینشده مانند انتخابات و چه در دورههای ناآرامی اجتماعی ـ از اواخر دهه 80 تاکنون دارای الگوی نسبتاً ثابتی بوده است. به باور او، سلبریتیها در این موقعیتها نوع خاصی از کنش سیاسی را بروز میدهند که قابل تحلیل و بررسی است. بهطور کلی، نسبت سلبریتیبا سیاست در ایران، مشابه دیگر کشورهای جهان نیست و پیوندی خاص و بومیشده دارد. مقدمه این بحث را میتوان بر دو گزاره اساسی استوار دانست. نخست اینکه در جامعه ایران تقریباً تمامی پدیدهها به نوعی سیاسی شدهاند یا با امر سیاسی نسبت برقرار کردهاند. بهسختی میتوان پدیدهای را یافت که از سیاست منفک باشد. در چنین شرایطی، سلبریتی نیز برای بازتعریف و احیای خود، ناگزیر با سیاست پیوند برقرار میکند.
وی ادامه داد: گزاره دوم آن است که سلبریتی از سیاست بهعنوان ابزاری برای جلب توجه و تداوم شهرت استفاده میکند. شهرت، زیربنای سلبریتی بودن و سلبریتی ماندن است و در ایران، اقتضائات این موقعیت ایجاب میکند که فرد برای حفظ ماندگاری خود به حوزههایی فراتر از تخصص اصلیاش وارد شود. امر سیاسی یکی از این دستاویزهاست؛ نه لزوماً تنها راه، بلکه به مثابه ابژهای برای تولید و بازتولید شهرت. در مطالعات جهانی سلبریتی، این پدیده صرفاً به دلیل شهرت اولیه تعریف نمیشود، بلکه سلبریتیها معمولاً به حوزههای شغلی و اجتماعی دیگر نیز ورود میکنند. برای مثال، یک بازیگر ممکن است در مقطعی مشهور شود، اما برای ماندگاری ناچار است به فعالیتهای غیرتخصصی روی آورد تا سرمایه شهرت خود را افزایش دهد.
این پژوهشگر با توجه به نسبت سلبریتی با سیاست در ایران گفت که بهویژه این نسبت در چارچوب جمهوری اسلامی، نسبتی خاص و کمنظیر است. این نوع مواجهه را در اغلب کشورهای دیگر نمیتوان یافت. همین امر موجب میشود که در موقعیتهای اعتراض و ناآرامی سیاسی، سلبریتیها وارد دوگانه «مردم معترض ـ حاکمیت» شوند. در کشورهای غربی مانند آمریکا و اروپا، حتی در صورت اعتراض سلبریتیها، معمولاً اعتراض متوجه یک سیاست یا یک فرد خاص است، نه کل نظام حکمرانی. برای مثال، در اعتراضات مربوط به غزه، سلبریتیهای آمریکایی خواهان تغییر نظام سیاسی آمریکا نبودند، بلکه سیاستهای دولت را نقد میکردند. در فرانسه نیز اعتراضها متوجه اصلاح یا تغییر برخی سیاستهاست، نه نفی کلی ساختار حکمرانی.
او بیان کرد: در مقابل، بخشی از سلبریتیهای معترض در ایران اساساً کل نظام سیاسی را هدف قرار میدهند. این گروه نه در برابر یک رئیسجمهور یا سیاست خاص، بلکه در برابر اصل حاکمیت موضع میگیرند. در نهایت نیز هیچکدام نتوانستهاند درون ساختار سیاسی موجود، نقش یا جایگاهی برای خود تعریف کنند.
مؤمنی تأکید کرد که در تحلیل کنشهای سیاسی سلبریتیها، نباید این پیشفرض را پذیرفت که آنان مرجع فکری و رفتاری جامعه ایران هستند. برخلاف تصور رایج، پژوهشها نشان میدهد که سلبریتیها تأثیر تعیینکنندهای بر رفتار سیاسی مردم ندارند. بهعنوان نمونه، نتایج یک افکارسنجی مجلس نشان میدهد حدود 35 درصد مردم حتی نام بسیاری از سلبریتیها را نمیشناسند و حدود 62 درصد نیز در موقعیتهای انتخاباتی به حمایت سیاسی آنان اعتماد ندارند.
از نظر او، مردم در مسائل حیاتی مانند انتخابات و اعتراضات، مسیر خود را بر اساس تحلیل شخصی و شرایط عینی جامعه انتخاب میکنند، نه بر اساس مواضع سلبریتیها. تجربه سال 1401 نیز نشان داد که ابتدا مردم وارد میدان شدند و سپس بخشی از هنرمندان و سلبریتیها به آنان پیوستند؛ یعنی سلبریتیها همواره یک گام عقبتر حرکت میکنند.
مومنی با انتقاد از نادیدهگرفتن ریشه مشکلات در مواقع بحرانی هشدار داد که تمرکز افراطی بر نقش سلبریتیها، موجب نادیده گرفتن ریشههای واقعی بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میشود. این خودمرجعپنداری، هم از سوی سلبریتیها و هم از سوی رسانهها تقویت میشود و در نهایت مسیر سیاستگذاری فرهنگی را دچار خطا میکند. این تمرکز اشتباه باعث میشود که سلبریتیها دچار خود مرجع پنداری و جهل مرکب شوند و رسانهها هم به این تخیل و توهم سلبریتیها، ضریب میدهند و عملاً آنها نیز میسر ریشهیابی را تغییر میدهند و یکباره مشکل را گردن آنها میاندازند. در حالی که مطالعات شهرت نشان داده که اغلب در مسیر زندگی اجتماعی-سیاسی بشر نمیتوانند اثرگذار باشند؛ شاید در موقعیت تبلیغات تجاری به خاطر دلایل مختلف اینطور باشد ، اما در مسائل سیاسی نه.
او با اشاره به مستند «ترانه» گفت: مانند اتفاقی که برای ترانه علیدوستی رخ داد چنانچه در مستند میبینید که خودش را مرجع مردم میداند. او آرزو دارد که بگوید من قهرمان اعتراضات 1401 هستم و احساس مسئولیت دارم. درحالی که در اعتراضات 1401 مسائل اجتماعی، فرهنگی و ریشهایتری وجود داشت که باید بیشتر به آنها پرداخته میشد.
او معتقد است: برخوردهای قضایی هیجانی با سلبریتیها اغلب نتیجه معکوس دارد و به افزایش شهرت آنان میانجامد. سیاستگذار نباید در دام این بازی رسانهای بیفتد، بلکه باید با شناخت علمی از پدیده سلبریتی، شیوه مواجهه خود را مدیریت کند. سلبریتی، اگرچه یک شهروند است و از نظر حقوقی امتیاز ویژهای ندارد، اما برخورد با او باید مبتنی بر عقلانیت، قانون و درک پیامدهای رسانهای باشد. در نهایت، مؤمنی تأکید میکند که مسئله نسبت سلبریتی، سیاست و رسانه در ایران به یک «مسئلهٔ همچنان حلنشده» تبدیل شده و نیازمند تدوین یک چارچوب معرفتی و عملیاتی روشن است؛ چارچوبی که نه مبتنی بر رهاشدگی باشد و نه واکنشهای احساسی و مقطعی.
او در نهایت بار دیگر تأکید کرد که برخوردهای قضایی هیجانی با سلبریتیها اغلب نتیجه معکوس دارد و به افزایش شهرت آنان میانجامد. سیاستگذار نباید در دام این بازی رسانهای بیفتد، بلکه باید با شناخت علمی از پدیدهٔ سلبریتی، شیوه مواجهه خود را مدیریت کند. سلبریتی، اگرچه یک شهروند است و از نظر حقوقی امتیاز ویژهای ندارد، اما برخورد با او باید مبتنی بر عقلانیت، قانون و درک پیامدهای رسانهای باشد.
انتهای پیام/