2026؛ سال نو برای کردستان نیست، سال پاسخ‌گویی است

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، آغاز سال 2026 برای بسیاری از استان‌ها می‌تواند زمان مرور دستاوردها و ترسیم افق‌های تازه باشد، اما برای کردستان، سال نو بیشتر شبیه ادامه یک انتظار فرسایشی است؛ انتظاری که سال‌هاست به نام «توسعه» تمدید می‌شود و به کام مردم، نتیجه‌ای جز صبر تحمیلی نداشته است.

کردستان وارد 2026 می‌شود، بی‌آنکه مسئله‌های اصلی‌اش تغییر کرده باشد؛ بیکاری، فقر پنهان، مهاجرت، ضعف زیرساخت و بی‌عدالتی بودجه‌ای همچنان در متن زندگی مردم جاری است و تقویم، تنها عددش عوض شده است.

سال‌های گذشته پر بود از وعده، سند، سفر و مصوبه؛ اما خروجی این حجم از گفتار رسمی، تناسبی با واقعیت میدانی استان ندارد. این شکاف، امروز دیگر قابل توجیه نیست و 2026 نمی‌تواند سال ادامه همین مسیر باشد.

مسئله کردستان، کمبود ظرفیت نیست؛ وفور ظرفیت‌های بلااستفاده است. استانی که مرز دارد، منابع دارد، نیروی انسانی تحصیل‌کرده دارد، اما همچنان در شاخص‌های کلیدی توسعه، در نیمه پایین جدول ایستاده است.

اگر 2026 قرار است معنایی داشته باشد، باید نقطه پایان «عادی‌سازی عقب‌ماندگی» باشد؛ همان رویکرد خطرناکی که سال‌ها ناکارآمدی را طبیعی جلوه داد و مطالبه را به حاشیه راند.

بیکاری در کردستان دیگر یک آمار نیست؛ یک سبک زندگی تحمیلی است. جوان تحصیل‌کرده‌ای که یا باید برای پیدا کردن شغل به استان‌های دیگر کشور مهاجرت کند یا به شغل‌های بی‌ثبات تن دهد، قربانی مستقیم سیاست‌گذاری‌هایی است که توسعه را در حد گزارش نگه داشتند.

مهاجرت نخبگان، آرام و بی‌سر و صدا در حال تهی‌کردن استان از سرمایه انسانی است. این زنگ خطر، نه در قالب بحران، بلکه در سکوت خطرناک در حال وقوع است؛ سکوتی که مسئولان نباید بیش از این نشنیده بگیرند.

مرزهای کردستان هنوز میان «فرصت اقتصادی» بلاتکلیف‌اند. نتیجه این سردرگمی، تداوم کولبری، رکود بازارچه‌ها و محروم‌ماندن مردم محلی از حق طبیعی‌شان در بهره‌مندی از مزیت مرزی است.

فقر در کردستان اغلب پنهان است؛ پشت ظاهر آرام شهرها. اما کافی است از مرکز فاصله بگیری به روستاهای دور افتاده بروید تا عمق محرومیت، کمبود خدمات و نابرابری اجتماعی خود را بی‌پرده نشان دهد. این فقر، حاصل بی‌توجهی مزمن است، نه کمبود منابع.

در حوزه آموزش و درمان، مردم کردستان هنوز هزینه جغرافیا را می‌پردازند. مدارس فرسوده، کمبود سرانه فضای آموزشی، امکانات ناکافی درمانی و اعزام‌های پرهزینه، نشانه‌های آشکار نابرابری ساختاری‌اند.

محیط‌زیست کردستان نیز قربانی توسعه‌نمایی شده است؛ جنگل‌هایی که می‌سوزند، معادنی که بی‌ضابطه خام‌فروشی و گسترش می‌یابند و نظارتی که معمولاً پس از تخریب فعال می‌شود، نه قبل از آن.

البته؛ در کنار همه نقدها و مطالبات، نمی‌توان از ظرفیت‌های گسترده کردستان و خدماتی که به برکت نظام و انقلاب اسلامی تا دورترین نقاط استان گسترش یافته چشم پوشید؛ از توسعه راه‌ها و زیرساخت‌های ارتباطی گرفته تا برق‌رسانی، گازرسانی، بهداشت، آموزش و استقرار خدمات عمومی در روستاها و مناطق محروم. کردستانِ امروز، با همه کاستی‌ها، قابل قیاس با پیش از انقلاب نیست و مسیر طی‌شده نشان می‌دهد که با مدیریت کارآمد، تصمیم‌گیری شجاعانه و بهره‌گیری درست از همین ظرفیت‌ها، می‌توان فاصله موجود میان «توان استان» و «وضعیت فعلی» را جبران کرد.

در این میان، نقش مدیران بومی بیش از همیشه محل سؤال است. آیا اختیار ندارند یا اراده؟ 2026 سالی است که دیگر پاسخ‌های کلی و توجیه‌های تکراری پذیرفتنی نیست.

رسانه‌ها نیز در این نقطه تاریخی، باید تکلیف خود را روشن کنند؛ یا همانند تسنیم در کنار مردم و مطالبه بایستند، یا ناخواسته به بخشی از چرخه عادی‌سازی ناکارآمدی تبدیل شوند. بی‌تفاوتی و بی‌طرفی در برابر بی‌عدالتی، عملاً جانبداری از وضع موجود است.

2026 باید سال تصمیم‌های سخت باشد؛ تصمیم‌هایی که منافع کوتاه‌مدت، روابط و مصلحت‌های مقطعی را کنار بزند و به نفع آینده استان عمل کند. بدون تغییر و تحول، هیچ افق تازه‌ای شکل نخواهد گرفت.

این سال، برای کردستان سال تبریک نیست؛ سال مطالبه است. سالی که مردم حق دارند بپرسند، رسانه‌ها حق دارند پیگیری کنند و مسئولان موظف‌اند پاسخ دهند. اگر 2026 هم به سال وعده‌ها اضافه شود، دیگر نمی‌توان نام آن را «سال نو» گذاشت.

در این مسیر، مدیران استان کردستان باید از هم‌اکنون آمادگی داشته باشند که رسانه تسنیم، صرفاً تریبون بازتاب دستاوردها و اقدامات آنان نخواهد بود؛ همان‌قدر که کارهای ارزنده و مثبت دیده و منعکس می‌شود، کاستی‌ها، ضعف‌ها، تعلل‌ها و تصمیم‌های غلط نیز بی‌ملاحظه به چالش کشیده خواهد شد. 2026 سال ملاحظه‌کاری رسانه‌ای نیست؛ سال مطالبه‌گری شفاف، پرسش‌های سخت و پاسخ‌خواهی مستمر به نمایندگی از مردم است.

انتهای پیام/481