مکتب سلیمانی؛ وحدت در برابر دوقطبی‌های کاذب

خبرگزاری تسنیم ـ موسی آقایاری؛ در روزگاری که جوامع بشری، به‌ویژه جوامع اسلامی، بیش از هر زمان دیگر در معرض آفت خطرناک دوقطبی‌سازی، گسل‌های اجتماعی و شکاف‌های هویتی قرار گرفته‌اند، بازخوانی سیره و مسلک شخصیت‌هایی که عملاً توانستند وحدت در عین کثرت را محقق سازند، ضرورتی راهبردی و تمدنی است. در این میان، شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی نه‌تنها یک فرمانده نظامی، بلکه یک مدرسه فکری و اجتماعی است؛ مدرسه‌ای که وحدت، همدلی و عبور از دوقطبی‌های کاذب، ستون‌های اصلی آن را تشکیل می‌دهد.

شهید سلیمانی وحدت را نه یک شعار سیاسی، بلکه یک اصل ایمانی و عقلانی می‌دانست. از منظر او، جامعه‌ای که به دوقطبی‌های فرساینده گرفتار شود، پیش از آنکه دشمن بیرونی آن را زمین‌گیر کند، از درون فرومی‌پاشد. به همین دلیل، راهکار کلیدی او برای تقویت وحدت، تعریف دشمن واقعی و تمرکز بر اولویت‌های کلان امت و ملت بود. او معتقد بود تا زمانی که دشمن اصلی، اعم از استکبار جهانی، صهیونیسم و جریان‌های تکفیری، به‌درستی شناخته نشود، اختلافات داخلی به‌راحتی به ابزار دست دشمن تبدیل می‌شود.

یکی از مؤلفه‌های ویژه مسلک شهید سلیمانی، فراتر رفتن از جناح‌بندی‌ها و مرزبندی‌های تنگ سیاسی و فکری بود. او در عمل نشان داد که می‌توان در عین پایبندی عمیق به انقلاب، ولایت و ارزش‌های دینی، با طیف‌های متنوع فکری، فرهنگی و حتی سلیقه‌ای جامعه ارتباطی کریمانه و محترمانه داشت. از نگاه او، جامعه انقلابی جامعه‌ای تک‌صدایی نیست، بلکه جامعه‌ای است که صداهای مختلف در چارچوب اصول، امکان شنیده‌شدن دارند. این نگاه، پادزهر دوقطبی‌سازی است؛ چراکه دوقطبی‌ها اغلب زمانی شکل می‌گیرند که یک صدا خود را تمام حقیقت بداند و دیگران را حذف کند.

شهید سلیمانی راهکار مهم دیگری را نیز به ما آموخت و آن اصالت دادن به مردم و سرمایه اجتماعی بود. او مردم را نه ابزار، بلکه صاحبان اصلی انقلاب می‌دانست. رفتار متواضعانه، حضور بی‌تکلف در میان اقشار مختلف، احترام به خانواده شهدا، تعامل صمیمی با نخبگان، جوانان، عشایر و حتی منتقدان، نشان می‌دهد که وحدت از نگاه او با دل‌ها آغاز می‌شود، نه با بخشنامه‌ها و شعارها. جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی آن تقویت شود، کمتر در دام دوقطبی‌های هیجانی و مصنوعی می‌افتد.

از منظر فکری، شهید سلیمانی به‌شدت با دوگانه‌سازی‌های دروغین مخالف بود؛ دوگانه‌هایی نظیر دینداری در برابر عقلانیت، انقلابی‌گری در برابر دیپلماسی، امنیت در برابر آزادی، یا معیشت در برابر ارزش‌ها. او در میدان عمل نشان داد که می‌توان هم اهل عقلانیت بود، هم اهل مقاومت؛ هم به امنیت اندیشید و هم به کرامت انسان‌ها. این نگاه جامع و تلفیقی، جامعه را از افتادن در دام دوقطبی‌های ساده‌انگارانه نجات می‌دهد.

نکته مهم دیگر در مسلک شهید سلیمانی، اخلاق‌محوری در کنش اجتماعی و سیاسی است. او باور داشت که حتی حق، اگر با بی‌اخلاقی، تحقیر، تخریب و تهمت همراه شود، به ضد خود تبدیل خواهد شد. زبان آرام، ادبیات وحدت‌آفرین، پرهیز از برچسب‌زنی و نگاه پدرانه به اختلاف‌نظرها، از مهم‌ترین ابزارهای او برای حفظ انسجام جبهه خودی بود. این رویکرد، امروز بیش از هر زمان دیگر، نسخه شفابخش فضای ملتهب رسانه‌ای و مجازی جامعه ماست.

بنابراین، می‌توان گفت راهکار کلیدی شهید سلیمانی برای تقویت وحدت و جلوگیری از دوقطبی‌شدن جامعه، ترکیبی هوشمندانه از بصیرت، اخلاق، مردم‌داری، اولویت‌شناسی و عبور از خودمحوری‌ها بود. او به ما آموخت که وحدت، به‌معنای حذف اختلاف نیست، بلکه به‌معنای مدیریت عاقلانه اختلاف در سایه اهداف بزرگ‌تر است.

اگر جامعه امروز ما بخواهد از گردنه‌های سخت پیش‌رو عبور کند، چاره‌ای جز بازگشت عمیق، صادقانه و عملی به مکتب و مسلک شهید سلیمانی ندارد؛ مکتبی که وحدت را نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه یک راهبرد دائمی برای بقا و پیشرفت امت می‌داند.

*استاد و فعال رسانه‌ای حوزه 

انتهای پیام/