رسانه یا دکان باج‌گیری؟ زنگ خطر انحراف در رسانه‌های کردستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، رسانه در هر جامعه‌ای، رکن شفافیت، مطالبه‌گری و نظارت عمومی است؛ اما در سال‌های اخیر در کردستان، نشانه‌هایی نگران‌کننده از انحراف برخی افراد در این حوزه دیده می‌شود؛ افرادی که نه به اصول حرفه‌ای پایبندند و نه به اخلاق رسانه‌ای.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که این انحراف، صرفاً ضعف حرفه‌ای نیست، بلکه به سوءاستفاده سیستماتیک از عنوان رسانه برای کسب منافع شخصی شباهت دارد؛ رفتاری که بیش از هر چیز، اعتماد عمومی را هدف گرفته است.

حضور افرادی بدون کمترین سابقه، دانش یا توانایی تولید خبر و گزارش، اما با دلالی و دسترسی‌های عجیب به مدیران، سؤال‌های جدی درباره سازوکار نظارت بر فعالیت رسانه‌ای در استان ایجاد کرده است.

چگونه ممکن است فردی که نه الفبای خبرنویسی را می‌داند و نه قادر به تشخیص تیتر از لید است، ناگهان به «واسطه رسانه‌ای» و کانال ارتباطی مدیران تبدیل شود؟

این افراد با تکیه بر روابط، فشار روانی و تهدید ضمنی، عملاً نقش کارچاق‌کن، رپورتاژبگیر و باج‌خواه رسانه‌ای را بازی می‌کنند؛ رفتاری که بارها برای مدیران و حتی افکار عمومی عیان شده است.

سکوت در برابر این پدیده، نه بی‌طرفی، بلکه همراهی ناخواسته با تخریب رسانه و تضعیف حق مردم برای دسترسی به اطلاعات سالم است.

شواهد میدانی نشان می‌دهد برخی از این افراد، رسانه را نه ابزار اطلاع‌رسانی، مطالبه‌گری مشکلات و دفاع از حق مردم، بلکه اهرم فشار برای گرفتن امتیاز، پول، دفتر، تجهیزات و جایگاه می‌دانند.

درخواست‌های مکرر، پیام‌های غیررسمی، واسطه‌گری‌های پشت‌پرده و حتی تعیین تکلیف برای مدیران، بخشی از رفتارهایی است که بارها افشا شده و انکارشدنی نیست. پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود روشن بودن دست این افراد، همچنان امکان فعالیت آزادانه و حتی مانور رسانه‌ای برایشان فراهم است؟

نقش برخی مدیران در این میان قابل چشم‌پوشی نیست؛ مدیرانی که به جای ایستادگی در برابر باج‌گیری، راه آسان‌تر یعنی «باج دادن» را انتخاب کرده‌اند. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری چرخه‌ای معیوب است: باج داده می‌شود، باج‌گیری تقویت می‌شود و رسانه واقعی قربانی می‌گردد.

هشدار صریح این گزارش به مدیران استانی روشن است: هرگونه مصاحبه، همکاری یا مشروعیت‌بخشی به این افراد، به‌معنای پذیرش رفتار باج‌گیرانه تلقی خواهد شد. از این پس، هر مدیری که آگاهانه با چنین عناصر مسئله‌دار وارد تعامل رسانه‌ای شود، در برابر افکار عمومی به چالش کشیده خواهد شد.

دستگاه‌های نظارتی از جمله اداره‌کل ارشاد اسلامی به این انحراف ورود جدی و شفاف داشته باشند، دیگر تعلل و چشم‌پوشی بس است!

رسانه‌ای که نامش به‌عنوان پوشش این باج‌گیری‌ها استفاده می‌شود- بی‌آنکه نامی برده شود-باید بداند سکوت و انفعال، اعتبار ملی آن را زیر سؤال می‌برد. مسئولان کشوری آن رسانه، اگر دغدغه آبرو و برند رسانه‌ای خود را دارند، باید پیش از آنکه دیر شود، جلوی این روند را بگیرند.

رسانه کردستان بیش از هر زمان دیگری نیازمند پالایش، شفافیت و برخورد با انحرافات درون‌حرفه‌ای است؛ نه مماشات و نه توجیه. مطالبه مشخص این گزارش از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان و نهادهای نظارتی، ورود فوری، بررسی مستند و اعلام نتیجه به افکار عمومی است.

هشدار نهایی نیز روشن است: اگر جلوی فعالیت این باج‌گیران رسانه‌ای گرفته نشود، اسناد، روش‌ها و ارتباطات آن‌ها شفاف‌تر و صریح‌تر منتشر خواهد شد؛ نه از سر هیجان، بلکه در دفاع از اعتبار رسانه و حق مردم.

انتهای پیام/481