یادداشت| سراب وعده در طرح‌های تأمین آب سیستان

خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، کارشناس ارشد کشاورزی و آب و خاک| سعی صفا و مروه، فقط یک حرکت آئینی در مناسک حج نیست؛ روایت عینی امید انسانی در دل بیابان بی‌پناهی است.

هاجر، در سرزمینی لم‌یزرع، میان دو بلندا می‌دوید؛ با چشمانی که برق آب را می‌دید و دلی که هر بار با رسیدن به سراب، فرو می‌ریخت. این تکرارِ اضطراب‌آلود، امروز برای مردم سیستان، کنایه‌ای زنده است؛ مردمی که دهه‌هاست میان طرح‌ها، وعده‌ها و نقشه‌ها می‌دوند، آب می‌بینند اما به سراب می‌رسند. 

سیستان نیز صفا و مروه‌های خود را دارد؛ از طرح‌های مقطعی و کم‌جان انتقال آب گرفته تا امید بستن به چاه‌های نیمه‌عمیق، آب ژرف یا سهمی اندک از دریای عمان. هر کدام، در لحظه‌ای چون آب می‌درخشند، اما در مقیاس تاریخ و نیاز واقعی، عطش را فرو نمی‌نشانند. این رفت‌وآمد میان امید و ناکامی، روان جمعی سیستان را خسته کرده و طمأنینه را از زندگی مردم ربوده است. 

در داستان هاجر، گره کار با «دویدن بیشتر» باز نشد؛ با «رحمت الهی» گشوده شد که در نقطه‌ای غیرمنتظره، زیر پای اسماعیل جوشید. زمزم، محصول اضطراب و اخلاص بود، نه نتیجه محاسبات حداقلی. هیرمند نیز برای سیستان، تنها یک رود نیست؛ زمزم تاریخی این سرزمین است. رودی که قرن‌ها تمدن ساخت، کشاورزی آفرید، فرهنگ پروراند و به این دشت هویت داد. 

هیچ طرح جایگزینی، تا زمانی که در مقیاس هیرمند نباشد، نمی‌تواند شوکت و برکت آن را تکرار کند. آب بسیار جزئی دریای عمان، چاه‌های نیمه‌عمیق یا طرح‌های آزمایشی، شاید مسکن باشند، اما درمان نیستند. همان‌گونه که سراب، هاجر را آرام نمی‌کرد، این راه‌حل‌های حداقلی نیز هاجرها و اسماعیل‌های سیستان را به آرامش نمی‌رساند. 

سعی صفا و مروه، در نهایت به زمزم ختم شد؛ نه به سراب. پیام امروز این سعی برای سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان آن است که سیستان، بیش از وعده، به «جریان پایدار» نیاز دارد. تا زمانی که حق‌آبه هیرمند، این زمزم تمدنی، احیاء نشود، سعی مردم سیستان ادامه خواهد داشت؛ دویدنی میان صفا و مروه‌ی طرح‌ها، با چشمانی که هنوز آب می‌بیند و دلی که از سراب‌ها خسته است.

انتهای پیام/