آیتالله میلانی گوهری از جنس جهانیاندیشی
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 14 دی 1404 - 13:52
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، آنگاه که خورشید فقاهت آیتالله العظمی بروجردی در آسمان حوزه طالع شد، کلان اندیشه مهم و نوینی در منظومه معرفتی تشیع شکل گرفت و تفصیل و توسعهای در انگارهها و ارتکازات شیعی پدید آمد.
ایشان دریچهای فراخ از تقریب را به روی جغرافیای حوزه گشودند و شاگردان ایشان، همچون سیارگانی که نور از آن خورشید میستانند، هر یک به قدرِ سعه وجودی و ظرفیت معرفتی خویش، این اندیشه را در آغوش کشیدند و آن تجربه مکتب بروجردى در وحدت امت را بازتولید نمودند.
پس از غروب ایشان در قم نیز، مراجعی چند، بر همان مدار و محور چرخیدند؛ چنانکه حضرت امام(ره) خود معمارِ این بنای رفیع بودند و پس از دمیدن صبح انقلاب، این قوه را به فعلیت رساندند و آن نهال را به درختی تناور بدل ساختند.
اما شگفت آنکه در آن روزگاران در خراسان، در آن اقلیم دورتر از سرچشمه قم، چون آیتالله العظمی میلانی رحل اقامت افکندند، با آنکه از آبشخور مستقیم آن مکتب تقریبی در قم آب ننوشیده بودند، به مدد کیمیای درون و معماری ذهن خویش، گوهر تقریب را صید کردند و چنان ارتقاء دادند که در زمره پیشگامان و پیشتازان این صراط درآمدند.
این همافق شدن، معلول ساختار شخصیت و هندسه بینشی ایشان بود؛ مؤلفههایی که چون اضلاع یک مثلث متین، شخصیت ایشان را قوام میبخشیدند.
ضلع نخست: اجتماعی بودن:
ایشان زیستن در انزوا را برنمیتافت و عقلانیتِ جمعی را بر عقلانیتِ فردی ترجیح میداد. نماد بارز این رویکرد، تأسیس تشکیلاتی بود که در زمانه خویش، بسان یک ارگانیسم زنده و پویا عمل میکرد. تشکیلاتیترین ساختار تبلیغی و مرجعیتی که چونان شبکهای عصبی در کالبد بخش هایی از کشور گسترده بود و بر پای خود استوار.
و نیک میدانیم که تشکیلات، تبلور عینی اندیشه اجتماعی است؛ تا ذهنی از مدارِ فردیت خارج نشود و به افقِ ما ننگرد، بنایِ تشکیلات را پیریزی نخواهد کرد.
ضلع دوم: مدیریتِ تکثر:
هنرِ ایشان در مدیریتِ اصطکاک نیروها و مواجهه با نحلههای گوناگون فکری در مشهد و قم نمایان بود. اینکه فقیهی بتواند در جایگاه رفیع مرجعیت، کثرتها را به وحدتی کارآمد بدل کند و انرژیهای پراکنده را متمرکز سازد، نشان از شعلهور بودن نوری در درون اوست که ظرفیتِ وجودی انسان را برای هضمِ تضادها بالا میبرد.
ضلع سوم: قانون جاذبه سنخیت:
حکم فیزیکِ ارواح چنین است که اَلْجِنْسُ إِلَى اَلْجِنْسِ یَمِیلُ، وقتی شخصیتی بینالمللی چون امام موسی صدر که در سپهری فراتر از مرزها میاندیشد، مجذوب مغناطیسِ آیتالله العظمی میلانی میشود و در پروژههای برونمرزی از ایشان استمداد میطلبد، این خود گواهی است صادق بر اینکه در نهاد آیتالله میلانی، گوهری از جنسِ جهانیاندیشی و دغدغههای کلانِ امت تعبیه شده است. شخصیتی با چنین ابعادِ سه گانهای (درونزا، تشکیلاتی و بروننگر)، محال است که در سطح انزوا بماند و از پرواز در آسمان جهان اسلام باز بماند.
از همین روست که میبینیم ایشان مشهد را به پایگاهی برای دیپلماسیِ دینی و ارتباطاتِ تقریبی بدل میکند. حضورِ مفتیِ اعظمِ آن دوران سوریه (شیخ کفتارو) در مشهد – که در آن روزگار دمشق ستارهای درخشان در کهکشانِ افتاء بود – و ملاقاتِ تاریخی او با آیتالله میلانی، نقطهی عطفی در این تعاملات است.
آنجا که مفتی اهل سنت در مسجد گوهرشاد، پایِ کرسی درس مرجع شیعه حضور مییابد و آیتالله نیز به احترامِ میهمان و برای درهمشکستنِ حصارهای زبانی، درسِ آن روز را به لسان عربی ارائه میکند. این نه یک تعارف دیپلماتیک، که ظهور عقلانیتِ تفاهمی بود.
همچنین است تعامل با مشایخ الازهر که نمادِ عقلانیت اهل سنت بودند. ادبیاتی که در این گفتمانها و مکاتبات خلق شد، و کلماتی که میانِ این استوانههای دین رد و بدل گردید، نشانگرِ بلوغی شگرف در فهمِ درد مشترک و درمان مشترک است.
آری، آیتالله میلانی تجسمِ این حقیقت بود که میتوان در اوج صلابتِ ولایت و پاسداری از حریمِ مذهب، بر قله تقریب ایستاد و به سرنوشت کلان امت اندیشید. او نشان داد که ولایتمداری اصیل، ملازم با انزوا نیست، بلکه عین سعه صدر و تعامل با جهان است؛ و این همان کیمیایی است که مس تعصب را به طلایِ الفت مبدل میسازد.
یادداشت از: آیتالله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری
انتهای پیام/