وقتی غرب تمام‌قد پشت تروریسم و تجزیه ایستاده است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان در یادداشتی که در اختیار تسنیم قرار داده نوشت: تحولات آغازین سال 2026 نشان می‌دهد که اتاق‌های فکر دشمن، نقاب‌های دیپلماتیک را کنار گذاشته و وارد فاز «جنگ عریان» علیه امنیت ملی ایران شده‌اند. آنچه امروز در صحنه می‌بینیم، اجرای یک سناریوی نظامی و امنیتی است که در آن گروهک‌های تجزیه‌طلب و جریان نفاق، با هدایت مستقیم سرویس‌های خارجی، مأموریت یافته‌اند تا خیابان‌ها را به میدان جنگ تبدیل کنند.

حجم بالای عملیات‌های تخریبی، درخواست‌های وقیحانه برای مداخله نظامی خارجی و بمب‌گذاری در مراکز دولتی که با ذوق‌زدگی سیاستمداران آمریکایی و اروپایی همراه شده است، سندی غیرقابل‌انکار است که ثابت می‌کند هدف نهایی این جریان، نه پیگیری مطالبات سیاسی، بلکه نابودی زیرساخت‌های کشور و تکرار پروژه‌های ویرانگر منطقه در خاک ایران است.

در شرایطی که رسانه‌های معاند تلاش می‌کنند تصویر مظلوم‌نمایانه‌ای از اغتشاشات ارائه دهند، گروهک تروریستی نفاق (شورای ملی مقاومت) در بیانیه‌ای که سند رسمی جنایت است، پرده از ماهیت واقعی این حوادث برداشته است. این گروهک در اطلاعیه خود صراحتاً مسئولیت «40 عملیات تروریستی» در تهران و 25 شهر دیگر را بر عهده گرفته است.

آن‌ها با وقاحت تمام اعتراف کرده‌اند که به 17 پایگاه بسیج و سپاه و مراکز دولتی حمله کرده و با افتخار از به آتش کشیدن نمادهای ملی در شهرهایی چون مشهد، اصفهان و کرج سخن می‌گویند. سوال اینجاست: وقتی منافقین رسماً اعلام می‌کنند که «مراکز حکومتی» و «پایگاه‌های نظامی» را هدف قرار داده، آیا نامی جز «تروریسم سازمان‌یافته» می‌توان بر این اقدام نهاد؟

نکته قابل تامل، هماهنگی عجیب میان «میدان ترور» و «تریبون‌های حقوق بشری» است. درست در زمانی که پایگاه‌های بسیج و اموال عمومی توسط عوامل میدانی دشمن در آتش می‌سوزند، «مای ساتو»، گزارشگر ویژه سازمان ملل، با نادیده گرفتن عملیات های مسلحانه و تخریبی در توئیتی مداخله‌جویانه مقامات ایران را از اعمال قانون منع می‌کند. همزمان، اگنس کالامارد، دبیرکل عفو بین‌الملل، نیز بلافاصله وارد میدان شده و با ادبیاتی دستوری، ایران را ملزم به خودداری از اعمال زور می‌کند.

این یک تقسیم کار آشکار است: تروریست‌ها در خیابان آتش می‌زنند و می‌کشند، و دیپلمات‌ها در سازمان ملل دست نیروهای حافظ امنیت را می‌بندند تا تروریست‌ها با خیال راحت به جنایت ادامه دهند.

اما خطرناک‌ترین بخش این سناریو، در مرزهای غربی و در لفاظی‌های تجزیه‌طلبان نهفته است. حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) دیگر حتی تلاشی برای پنهان کردن ماهیت وابسته خود نمی‌کند. این گروهک در توئیت‌های اخیر خود صراحتاً از مواضع دونالد ترامپ استقبال کرده و خواستار اجرای پروژه «منطقه پرواز ممنوع» (No-Fly Zone) بر فراز کردستان شده است.

درخواست برای «مسئولیت حمایت» (R2P) اسم رمز همان سناریویی است که لیبی را ویران کرد. آن‌ها به دنبال دموکراسی نیستند؛ آن‌ها با ذوق‌زدگی از بیگانگان می‌خواهند تا با بمب‌افکن‌هایشان آسمان ایران را ناامن کنند تا زمینه برای تجزیه خاک کشور فراهم شود.

در تکمیل این پازل، مایک پنس، معاون سابق رئیس‌جمهور آمریکا، با ادبیاتی که یادآور دوران جنگ سرد است، ایران را با «اتحاد جماهیر شوروی» مقایسه کرده و وعده فروپاشی می‌دهد همزمان، گروهک تروریستی حزب دموکرات کردستان (حدکا) در بیانیه 12 دی‌ماه خود ضمن اعتراف به نقش داشتن در آشوب‌ها، ملتمسانه از غرب می‌خواهد که «تحریم‌های هدفمند» را علیه ایران گسترش دهد.

این هم‌صدایی میان پنس، حدکا و تروریست‌های خیابانی نشان می‌دهد که اتاق فرماندهی واحدی در کار است. آن‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی «اراده‌ای برای حل بحران ندارد» در حالی که خودشان با تحریم و ترور، بانیان اصلی بحران معیشت و امنیت مردم هستند.

جمهوری اسلامی ایران امروز با معترض روبه‌رو نیست، بلکه با یک «ارتش نیابتی» مواجه است که یک دستش کوکتل مولوتوف است و دست دیگرش قطعنامه‌های سازمان ملل. اما طراحان این بازی باید بدانند که رویای مایک پنس برای «طلوع ایرانی متفاوت در 2026» تنها در صورتی محقق می‌شود که ایرانِ قدرتمند و متحد، ریشه تروریسم و تجزیه‌طلبی را برای همیشه بخشکاند. امنیت مردم و تمامیت ارضی، خط قرمزی است که با هیچ بیانیه و توئیتی معامله نخواهد شد.

انتهای پیام/