سخنی با پژوهشگران حوزه دین

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، جهان اسلام امروز در میانه میدانی گسترده از بحران‌ها ایستاده است؛ بحران هویت در مواجهه با تمدن‌های رقیب، چالش‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و عدالت اجتماعی، پرسش‌های نوپدید در فلسفه، الهیات، علوم انسانی، زیست‌ اخلاق و فناوری، گسست نسل‌ها، فرسایش معنویت و آسیب‌های سیاسی و مدیریتی که موجودیت جوامع اسلامی را تهدید می‌کند.

با این همه، واکنش ما در برابر این طوفان سهمگین چیست؟ اغلب، به جای چاره‌جویی، به نقشه‌کشی جزیره‌هایی خیالی بر عرشه کشتی در حال غرق مشغولیم.

بخش مهمی از مشتغلان به علوم دینی ما گرفتار تولید مسائل ساختگی شده‌اند. گویی برخی حوزه‌های فکری به کارگاه‌هایی تبدیل شده‌اند که پیوسته پرسش‌های انتزاعی و ذهنی می‌سازند؛ پرسش‌هایی که نسبت مستقیمی با دردهای واقعی امت ندارند.

صدها پایان‌نامه، مقاله و کتاب درباره جزئیات فلسفی، کلامی یا فقهی نوشته می‌شود، بی‌آنکه اثری محسوس در حل فقر فرهنگی، بحران خانواده، انحطاط اخلاقی، دین‌گریزی یا استحاله هویتی داشته باشد.

خطر و خطای بزرگ‌ اینجاست که مسائل فرعی به جای مسائل اصلی می‌نشینند و مسائل اصلی به حاشیه فراموشی رانده می‌شوند. انرژی فکری جامعه علمی صرف مناقشات انتزاعی یا اختلافات فرقه‌ای بی ثمر یا کم‌ثمر می‌شود، در حالی که دشمن واقعی، پوچی، بی‌هدفی، فروپاشی اخلاق و بحران معنا، امنیت، و اقتصاد است که قلب و ذهن نسل جوان و زندگی عامه مردم را نشانه گرفته است.

به نظر می‌رسد نخستین گام، شناسایی درست مسائل در سطوح مختلف است: در سطح فرد، بحران معنویت و اخلاق؛ در سطح خانواده، گسست روابط و فروپاشی ارزش‌ها؛ در سطح جامعه، ناامنی، بی‌عدالتی، بحران اقتصادی و فرهنگی؛ در سطح امت، استضعاف و عقبماندگی و بی عدالتی؛ و در سطح تعامل جهانی، ذلت و سلطه پذیری و ناتوانی در تعامل و تقابل و دفاع مؤثر از حقوق مسلمانان.

زمانه‌شناسی یعنی نقشه‌برداری دقیق از رنج‌ها و دردهای واقعی مردم. این امر نیازمند نظامی پویا برای رصد مستمر مسائل، پرسش‌ها و اولویت‌های جامعه است.

همچنین مستلزم درک روح عصر حاضر است؛ عصری که با شتاب تغییرات، جهانی‌شدن، رسانه‌ای‌شدن زندگی، غلبه عقلانیت ابزاری و عطش عمیق انسان معاصر برای معنا شناخته می‌شود. هر زمانه‌ای تهدیدها و فرصتهایی با خود دارد، و زمانه‌شناسی یعنی کشف پنجره‌های امکان برای عرضه پیام جاودان به زبانی زنده و قابل فهم.

از دل این شناخت، علم نافع زاده می‌شود. علمی که نه در تقلید خشک از میراث متوقف می‌ماند و نه آن را طرد می‌کند، بلکه با اجتهادی عقلانی و مسئله‌محور، پاسخ‌هایی زنده برای مسائل زنده می‌آفریند. اگر ندانیم در زمانه ما چه می‌گذرد و مردم از چه رنج می‌برند، علم ما هرچند عمیق و پیچیده، به علمی بی‌فایده تبدیل خواهد شد. تاریخ پر است از عالمانی که در حساس‌ترین لحظات، سرگرم مناقشات انتزاعی و بی حاصل بودند و تندباد حوادث، بنیان جامعه را درهم کوبید.

امروز نیز انتخاب با ماست. می‌توان در حاشیه امن علم بی‌مسئولیت ماند، یا پا به میدان واقعی گذاشت و با علمی سودمند، مرهمی بر زخم‌های امت شد. بارها قصد نگارش این سخنان را داشتم، اما امروز دیدن اطلاعیه نشستی علمی در این روزگار پربحران، درباره مسئله‌ای صرفاً ذهنی و کم‌اثر که قرن‌هاست محل بحث بوده، مرا واداشت به نوشتن.

تأسف‌آور است که استعدادهای پژوهشگران ما چنین هدر می‌رود. مجلات علمی ما مملو است از مقالات بی‌ربط و بی‌خاصیت، در حالی که امت اسلامی با بحران‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی، روانی، اخلاقی و اعتقادی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

معمولاً در پاسخ به این نقدها، همیشه یک پاسخ کلیشه ای آماده است و آن اینکه گفته می‌شود این مباحث بنیادی‌اند و بدون حل آن‌ها، مسائل دیگر حل نخواهد شد. حال آنکه اولاً بسیاری از این مباحث قرن‌هاست کاویده شده‌اند، ثانیاً یا بنیادی نیستند یا دست‌کم به اندازه کافی بررسی شده‌اند، ثالثاً مسائل بنیادی واقعی دیگری وجود دارد که هرگز طرح نمی‌شود، و رابعاً حتی اگر این مباحث مهم باشند، در شرایط کنونی اولویت ندارند.

تهدیدهایی وجود دارد که موجودیت ما را نشانه گرفته‌اند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. هر گفتن و نوشتنی ارزشمند نیست، مهم این است که با گفتار و نوشتار ما چه گرهی باز می شود.

پایان سخن آنکه راه رهایی در این عصر، نه در انباشت بی‌پایان اطلاعات، بلکه در عقلانیت عمیق، خرد عملی و تعهد اجتماعی است. عالم زمان‌آگاه تنها متفکر نیست، مصلح است؛ تنها دانا نیست، دل‌آگاه است. رسالت عالم دین خدمت به انسان‌ها و برافراشتن پرچم هدایت در تاریک‌ترین گردنه‌های تاریخ است.

 اعوذبالله من علم لاینفع.
یادداشت از : محمد فنایی‌اشکوری، استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
انتهای پیام/