نقد پیمایش ملی زیست مجازی ایرانیان؛ از روششناسی تا حکمرانی رسانهای
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 18 دی 1404 - 10:57
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، یکی از نیازهای اساسی در عرصه سیاستگذاری و مدیریت فضای مجازی، ارائه روایت دقیق و مبتنی بر دادههای معتبر از الگوهای مصرف کاربران است. در همین راستا، مرکز ملی فضای مجازی با انتشار گزارش «زیست مجازی ایرانیان» در شهریور 1404، گامی ارزشمند در جهت شناخت وضعیت مصرف فضای مجازی در ایران برداشته است. این اقدام، نه تنها به درک بهتر چالشها و فرصتهای دیجیتال کمک میکند، بلکه مبنایی برای تصمیمگیریهای کلان فراهم میآورد. از این رو، از دغدغه و تلاش مرکز ملی فضای مجازی برای انجام این پیمایش ملی قدردانی میکنیم.
با این حال، برای ارتقای کیفیت گزارشهای آینده و افزایش اعتبار علمی و کاربردی آنها، لازم است نقاط قوت و ضعف روششناسی و محتوای گزارش به طور منصفانه بررسی شود. هدف از این بررسی، نه تخریب، بلکه کمک به بهبود است تا گزارشهای مشابه در آینده، با دقت و جامعیت بیشتری به سیاستگذاران یاری رسانند.
این نقد در چهار محور اصلی «روششناسی»، «تناقضات و تحلیل داده»، «سیاستگذاری زیرساخت» و «حکمرانی رسانهای» دستهبندی شده است.
نقد و بررسی تخصصی پیمایش ملی «زیست مجازی ایرانیان»
1. نقد روششناسی
اولین و بنیادیترین گام در اعتبار سنجی هر پیمایشی، بررسی متدولوژی آن است. در این گزارش، ضعفهای جدی در طراحی تحقیق مشاهده میشود که روایی و پایایی دادهها را مخدوش میکند.
سوگیری در نمونهگیری و روش اجرا:
برخی پیمایشهای ملی معتبر داخلی، مانند پیمایش بنیاد ملی بازیهای رایانهای و پیمایش ملی مصرف کالاهای فرهنگی (موج سوم، 1398)، نادیده گرفته شدهاند. این غفلت، فرصت مقایسه با دادههای فرهنگی-رفتاری مرتبط را از دست میدهد.
محدودیت پیمایش تلفنی: پیمایش به روش تلفنی با حجم نمونه 2500 نفر انجام شده است. در ایران، ضریب نفوذ تلفن ثابت (که مبنای اصلی اینگونه پیمایشهاست) در میان همه اقشار یکسان نیست و عمدتاً شامل افراد مسنتر میشود. این روش، بخش بزرگی از نسل نوجوان و جوان را که صرفاً از موبایل استفاده میکنند را نادیده میگیرد.
حجم نمونه ناکافی برای جامعه ناهمگن: برخلاف کشورهایی نظیر ژاپن یا انگلستان که همگنی اطلاعات پایه دقیق دولتی دارند، جامعه ایران از چنین دادههایی بهرهمند نیست (حتی دهک بندی اقتصادی). نمونه 2500 نفری برای تعمیم به کل کشور (با ضریب اطمینان بالا) ناکافی است (نمونه آماری باید حدود 20 هزار نفر باشد)، بهویژه وقتی هدف «سیاستگذاری ملی» باشد.
خستگی پاسخگو: پرسشنامه شامل 142 سوال است. در یک مصاحبه تلفنی، پرسیدن میانگین 90 سوال از هر نفر، قطعاً منجر به خستگی پاسخگو و کاهش دقت در پاسخهای انتهایی میشود (که با 48 سوال بیجواب مانده در میانگین، تایید میشود).
ضعف در متغیرهای جمعیتشناختی:
دستهبندی سنی غیردقیق: گزارش جمعیت را به سه دسته کلی (زیر 35، 35 تا 55، و بالای 55) تقسیم کرده است. این تقسیمبندی، گروه حساس «کودک و نوجوان» را که الگوی مصرف کاملاً متفاوتی دارند، در دل بزرگسالان پنهان کرده و عملاً تحلیل رفتار نسل جدید را غیرممکن میسازد.
ابهام در سواد: تفکیک دقیقی بین «کمسواد» و «فاقد تحصیلات دانشگاهی» در تحلیلها دیده نمیشود که با توجه به پیچیدگی سواد دیجیتال، یک نقص آماری است.
اعتبار مجری طرح:
سپردن چنین طرح کلانی به موسسهای که سابقه چالشبرانگیزی در نظرسنجیهای انتخاباتی اخیر داشته است، نیازمند راستیآزمایی دقیقتر دادهها با سایر منابع معتبر است که در گزارش مسکوت مانده است.
2. تناقضات در تحلیل دادهها و عدم کنترل متغیرهای مداخلهگر
گزارش در بخشهایی دچار تناقض درونی است و همبستگی را با علیت اشتباه گرفته است.
پارادوکس اعتیاد و رفاه:
گزارش در صفحه 22 با استناد به منابع خارجی (چنگ و پن) ادعا میکند که «فقر و نارضایتی از زندگی» عامل اعتیاد به اینترنت است. اما دادههای خود پیمایش در صفحه 9 نشان میدهد که «ثلث ثروتمند» جامعه دسترسی بسیار بیشتری (%83.4) نسبت به «ثلث فقیر» (%45.4) دارند. همچنین گزارش مصرف فرهنگی ایرانیان که توسط وزارت ارشاد با جامعه آماری بسیار خوب انجام شده اثبات میکند هرچه موقعیت اقتصادی و رفاه افراد افزایش پیدا میکند، دسترسی و میزان استفاده (از نظر زمانی) افزایش مییابد.
نقد: تحلیلگر متغیر مداخلهگر، «قیمت دسترسی» و «فراغت» را نادیده گرفته است. کشورهای فقیر (مثل آفریقا) میانگین سنی پایینی دارند و جوانان طبیعتاً مصرف بالاتری دارند. اما کشورهای صنعتی با فراغت کم و قیمت بالای دسترسی به رسانههای مجازی مواجه هستند که تاثیر زیادی بر کاهش مصرف این رسانهها دارد.
غفلت از نقش سن در الگوی مصرف:
آمارهای جهانی نشان میدهد که با افزایش سن، مصرف اینترنت به شدت کاهش مییابد. این گزارش بدون نرمالسازی دادهها بر اساس سن، آمارهای ایران را با میانگینهای جهانی مقایسه میکند که از نظر آماری صحیح نیست.
3. نقد زیرساختی: شکست سیاستگذاری اینترنت همراه
یکی از مهمترین یافتههای گزارش که نیازمند نقد جدی مدیریتی است، نحوه دسترسی کاربران است.
توسعه نامتوازن:
گزارش نشان میدهد که %58.6 مردم صرفاً از طریق اینترنت سیمکارت متصل میشوند و هیچ روش دیگری ندارند. تنها %11.6 از ADSL خانگی استفاده میکنند.
تحلیل: این آمار نشاندهنده شکست سیاست توسعه اینترنت همراه در کشور است. در کشورهای توسعهیافته، اینترنت موبایل مکمل است، نه اصلی. تکیه بر اینترنت موبایل یعنی:
1. هزینه بالا برای کاربر: که منجر به شکاف دیجیتال میشود.
2. پایداری کم و اختلال بالا: که رضایت کاربر را کاهش میدهد (طبق ص 11، حدود 40% ناراضی هستند).
3. کاهش تولید محتوا: اینترنت موبایل الگوی «مصرفکننده» را تشویق میکند، در حالی که تولید محتوا و کارهای حرفهای نیازمند اینترنت ثابت پایدار است.
4. نقد حکمرانی رسانهای و اقتصاد دیجیتال
اقتصاد محتوا و سهم مردم:
تنها %14 کاربران تولید محتوا میکنند. این نرخ پایین ناشی از مدل اقتصادی معیوب اینترنت در ایران است. در حالی که ترافیک داخلی برای پلتفرمها (VODها و...) درآمدزا است، کاربر نهایی (تولیدکننده خرد) سهمی از این درآمد ترافیک ندارد. سیاستهای حمایتی باید به سمت «تسهیم درآمد ترافیک» با کاربران حرکت کند تا انگیزه تولید ایجاد شود.
واقعیت مصرف شبکههای اجتماعی (فیلترینگ ناکارآمد):
به دلیل اجرای فیلترینگ ناقص، اینستاگرام و تلگرام همچنان در سبد مصرف اصلی مردم هستند. نکته مهم در صفحه 38 است: «کاربران روی اولویت اول خود 3 برابر بیشتر وقت صرف میکنند». وقتی اولویت اول بخش از جامعه پلتفرم خارجی است، یعنی سیاستگذار باید در سیاستهای خود در دسترسی دادن به مردم به ابزارهای دور زدن فیلترینگ (به بهانه های مختلف مانند اشراف اطلاعاتی و ...) تجدید نظر کند.
نکته مثبت: حضور «ایتا» در میان گزینههای اصلی نشان میدهد اگر سکوی پیامرسانه و شبکه اجتماعی داخلی کیفیت مناسب ارائه دهد، مردم، برخلاف تبلیغات سنگین رسانههای معاند، بدون دغدغه در خصوص «نقض حریم خصوصی» از آن استفاده خواهند کرد.
نواقص آماری: آمارهای این بخش مربوط به 1403 است. حال آنکه با رفع فیلتر واتساپ، این سکو به رتیه نخست مصرف سعود کرده است. همچنین بعد از جنگ 12 روزه، مصرف سکوهای داخلی بویژه ایتا، افزایش داشته و حدود 50 میلیون کار فعال ماهانه دارد.
هوش مصنوعی و رمزارز:
آمار نگرانکننده 22.1 درصدی خرید رمزارز (ترکیبی از داخلی و خارجی) و استفاده رو به رشد از هوش مصنوعی، نشاندهنده عقبماندگی رگولاتوری و سیاستگذاری نادرست است (چین، روسیه و حتی آمریکا در این خصوص بسیار جدی عمل کردهاند و مصرف رمزارز در این کشورها کم و بسیار قاعدهمند است). مصرف سکوهای رمزارزی و هوشمند غیربومی، ریسکهای امنیت ملی و اقتصادی را به شدت افزایش میدهد.
مرجعیت خبری:
کاهش مرجعیت صداوسیما و روزنامهها و جایگزینی آن با «فضای مجازی»، زنگ خطری جدی برای روایتگری رسمی است. برخلاف کشورهایی مثل آمریکا که تلویزیون همچنان مرجع خبری است، در ایران تغییر کانالهای خبری به سمت پلتفرمهای غیررسمی (که اخبار را مغرضانه منتشر میکنند) حرکت کرده است. مهمترین دلیل عدم اقبال مردم آمریکا به پیامرسانها برای دسترسی به اخبار، سیاستهای متنوعی است که کاربران را به دسترسی به اخبار از طریق روزنامه، رادیو و تلویزیون تشویق میکند؛ حال آنکه در ایران، سیاستگذاران و برخی چهرههای سیاسی، فضای مجازی را به رقیب تلویزیون تبدیل کردهاند.
یادداشت از: حجتالاسلامو المسلمین محمد کهوند، دبیر ستاد راهبری فضای مجازی حوزههای علمیه
انتهای پیام/