نهج حیات| برخورد گزینشی با مفسدان اقتصادی ممنوع

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مشروعیت هر دولت و حکومتی وابسته به عدالتی است که در آن سرزمین اجرا می‌شود. جامعه‌ای که در آن عدالت گسترش یابد و مردم احساس کنند تبعیض در ارکان نظام و ارگان‌های وابسته به حکومت وجود ندارد‌، قطعاً با نظام همراهی می‌کنند. تبعیض، آفت عدالت است که سبب بی‌اعتمادی مردم به موجودیت هر حکومتی می‌شود.

یکی از جلوه‌های تبعیض، برخوردهای گزینشی با مفسدان اقتصادی است که از یک سو سبب رکود اقتصادی و رشد تورم می‌شود و از سوی دیگر موجبات خشم مردم را فراهم می‌کند. اهمیت این امر به قدری است که امام علی علیه‌السلام در اولین لحظاتی که حکومت را با اصرار مردم بر عهده گرفت، ندای عدالت و مبارزه با تبعیض سر داد و تا آخرین قطره‌ی خون خویش پای عهد خود ایستاد. تحمل عدالت علوی به قدری برای صحابه‌ی پیامبر اسلام دشوار بود که تاب‌ و تحمل‌شان تمام شد تا جایی که علیه امیر مؤمنان علیه‌السلام عَلَم مبارزه بر افراشتند و جنگ‌های متعددی را به ایشان و جامعه‌ی مسلمین تحمیل کردند و خون‌های بسیاری را بر زمین ریختند.

امیر مؤمنان علیه‌السلام در اجرای عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی، حتی نسبت به خویشاوندان و فرمانداران معتمد خویش ترحم نداشتند و بلکه با آنها با شدت بیشتری برخورد می‌کردند. سند این برخورد در کتاب شریف نهج‌البلاغه به وفور دیده می‌شود؛‌ از جمله‌ی آنها، نامه‌هایی بود که به فرمانداران خویش می‌نوشتند. در یکی از این نامه‌ها وقتی شنیدند فرماندار «اردشیر خُرَّة» یا «فیروزآباد» فعلی واقع در شهر فارس، غنائم مسلمانان را به خویشاوندان خود می‌بخشد، خطاب به او نوشتند:

«گزارشى از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشى، خداى خود را به خشم آورده‌‏اى و امام خویش را نافرمانى کرده‏‌اى، خبر رسید که تو غنیمت مسلمانان را که نیزه‏‌ها و اسب‏های‌شان گرد آورده و با ریخته شدن خون‏‌های‌شان به دست آمده، به اعرابى که خویشاوندان تو هستند و تو را برگزیدند، می‌بخشى. به خدایى که دانه را شکافت، و پدیده‏‌ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک شده است! پس حق پروردگارت را سبک نشمار، و دنیاى خود را با نابودى دین آباد نکن که زیانکارترین انسانى. آگاه باش، حق مسلمانانى که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیت المال مساوى است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.»

بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْ‏ءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ‏ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ‏ فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزَاناً فَلَا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ وَ لَا تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ‏ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هَذَا الْفَیْ‏ءِ سَوَاءٌ یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْه‏

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در قبال این فساد اقتصادی دو تهدید را برای فرماندار خویش در نظر می‌گیرند:

1. اً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً؛ در نزد من خوار شده
2. وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزَاناً؛ و منزلت تو سبک شده است

سپس امام ادامه می‌دهند «حق مسلمانانى که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیت‌المال مساوى است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.»

این جملات بدون شرح و تفسیر گویای حدّ عدالت علوی است؛ عدالتی که به هیچ احدی اجازه‌ی دست‌درازی به بیت المال مسلمین حتی در حد تقسیم ناعادلانه‌ی غنائم را نمی‌داد. ایشان نه در حرف بلکه در عمل اقدام به برخورد با مفسدان اقتصادی می‌کردند و در این مسیر هیچ گونه مسامحه‌ای نداشتند؛ حتی در سخت‌ترین شرایط مثل شرایط جنگی نیز دست از اجرای عدالت نمی‌کشیدند. آن امام بزرگوار عدالت را نه برای بقای حکومت بلکه به دلیل رضایت و خشنودی خداوند اجرا می‌کرد؛‌ وگرنه آن حکومتی که به اجبار و اصرار مردم افسار آن را گرفتند، به تعبیر خودشان به اندازه آب بینی بز نزدشان ارزش نداشت،

انتهای‌پیام/