آقای تلویزیون؛ «تک ماده» را فراموش کن!
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 21 دی 1404 - 11:26
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کسبه و بازار چراغِ اعتراضات به نوسانات قیمت ارز را روشن کردند. همزمان تغییرات و به نوعی دلجوییِ اقتصادی هم در سطح رئیسجمهور و مسئولان آغاز شد. اما رفته رفته، فضایِ اعتراضات رنگ و بویی دیگر گرفت تا صحنههایی در برخی از شهرهای کشور به نمایش درآمد و دیگر این اعتراض نبود.
حالا دیگر آشوبگران در لباس معترضین با اسلحه در برخی از شهرها خصوصاً شهرهای مرزی حاضر میشدند و این به تعبیرِ برخی از کارشناسان که همان روزها میگفتند، فاز دیگری از جنگ اسرائیل با ایران به حساب میآمد. تا پنجشنبه شب (18 دیماه) اتفاقات بسیار تلخی را ایرانیها در برخی شهرهای کشور شاهد بودند.
در میانِ این اتفاقات برخی چهرهها سعی میکردند همراه و همزبانِ رسانههای معاند و اپوزیسیون خارجنشین باشند. به اصطلاحِ خودشان همچون مردم معترض به فضای اقتصادی و اجتماعی باشند اما در واقع، میداندار اغتشاشات شدهاند.
با بسیاری از هنرمندان تماس گرفتیم؛ برخی از آنها همچون داریوش ارجمند و هوشنگ توکلی از همان روزهای نخست جریان اغتشاش در کشور را صریحاً محکوم کردند و از مردم خواستند پیاده نظامِ «موساد» نشوند. در واقع همان روزها بود که این بار خیلی علنی نتانیاهو و ترامپ با رمزِ حضور افسران موساد در میانِ معترضان، حمایت خودشان را تمام و کمال اعلام کردند.
در ادامه، احمد نجفی و نفیسه روشن و برخی از هنرمندان دیگر در عرصههای مختلف، شاعران و اهالی فرهنگ در پیامهایی اعلام کردند خط اعتراض از اغتشاش جداست. البته در این میان برخی از چهرهها کماکان با استوریها و پیامهایی بدون توجه به فضای آشوبطلبی و اغتشاشگری، به ادامه اعتراضات اصرار داشتند.
نکته قابل توجه درباره سلبریتیها و برخی از چهرههای هنری این است در بزنگاههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی در کشور، این قشر برای کشورشان و حفظ منافع مردم انجام نمیدهند بیشتر، به دنبال حفظِ اعتبار خودشان در میانِ اپوزیسیون و فضاهای بینالمللی هستند. چرا که عمده سلبریتیها و چهرههای ما دو تابعیتیاند و در برابر جنایت آمریکاییها و اسرائیلیها هیچ واکنشی ندارند.
همچنان که اکثرِ آنها هیچ واکنشی در برابر جنایت رژیم صهیونیستی در غزه و حتی جنگ 12 روزه نداشتند و حالا در این روزها هم انتظار میرفت آدرسِ درستی به مردم بدهند نه اینکه محرکِ آنها برای رفتن به خیابانها و پیوستن به جمع اغتشاشگرها باشند.
در کنار مردم بودن، انتشار یک استوری و پستِ انتقادی نسبت به مسئولین نیست. در کنار مردم بودن زمانی است که بیتوجه به فالوورها و طرفدارانِ خارجنشین، جنایات پنجشنبه شب (18 دیماه) را محکوم کنیم. نه اینکه با برخی از هنرمندان تماس بگیریم و ترجیح بدهند بگویند بیطرف هستیم!
یا به برنامههای تلویزیونی دعوت شوند و ترجیحشان حضور در زمانی دیگر باشد. چرا؟ چون معمولاً این ترفند و شیوهی چهرههاست. به وقتِ عافیت پیدایشان میشود و در بزنگاهها به یک تماشاگرِ اپوزیسیون تبدیل میشوند. به قول خودشان، چیزی نگویند و بیطرف بمانند و منافع اقتصادی شان در حزب باد بودن است.
واقعاً ماجرای 18 دیماه و شهادت هموطنانمان توسط گروههای تروریستی، هیچ ربطی به حکومت ندارد. یا دفاع از کیان مملکت ربطی به حکومت ندارد؛ پس وطندوستی و وطنپرستی به چه کار میآید؟ چه موقع باید پای مردم و وطنمان بمانیم. ناگفته نماند که برخی از این چهرهها بارها در همین گفتوگوهای رسانهای، به این نکته اشاره کردهاند حلقههایی هستند اجازه نمیدهند چهرهها (سلبریتیها) پشت وطنشان باشند و باید همیشه ژست اپوزیسیون بگیرند و گرنه از کارهای خوب و درآمد خوب خبری نیست. همچنان که بارها دیدهایم برخیها که همیشه در بزنگاهها مدافع بودهاند و هستند، بایکوت شده و میشوند.
اما در مورد عدهای که نه تنهاه بیطرف نیستند بلکه در مواردی خودشان بنزین بر آتش آشوب طلبان میریزند باید دور از دهن نداشت که هم مردم و هم تلویزیون و رسانهها باید این چهرهها را تحریم کنند. نباید فراموش کرد چهرهای که به یک مراسم، رویداد و برنامه تلویزیونی دعوت میشود، کاری به مردم ندارد و تا ریالِ آخر دستمزد خودش را نگیرد نمیآید! اما درست در موقعی که باید مسایل را تبیین کند، بی طرفی پیشه میکند!
به نظر میرسد تلویزیون هم باید در زمان عافیت هم در مورد این چهرهها «بیطرفی» را پیشه کند و به برنامههایی که هدایایی هم رد و بدل میشود که بارها در موردِ آن صحبت شده که به خاطر چند دقیقه حضور در یک برنامه، آن هم با سؤالات و اتفاقات تکراری و کلیشهای، حتی بعضاً شده دستمزدهای میلیاردی پرداخت میشود؛ رسانه سراغ افرادی برود که در جنگ روایتها خاموش نباشند.
در مجموع هر چند برخی چهرهها در فتنههای سابق بر این صرفا نظارهگر بودند و موبایلهایشان از دسترس خارج میشد و زمانی که آبها از آسیاب میافتاد از پستوهای خود خارج میشدند و سراغی از تهیه کنندهها و مدیر شبکهها را میگرفتند تا بلکه برای برنامههای مناسبتی دوباره روی آنتن ملی کشور بروند و سیاستگذاران صدا و سیما هم سعی میکردند با رافت و با تبصره «تک ماده» شتر دیدی؛ ندیدی پیشه کنند، اما در این جنگِ شناختی که این بار آشکارتر از هر فتنه دیگر دشمنان ایران سعی کردند خود را کاملا پشت آشوب طلبان عیان کنند، باید توجه داشت برخی چهرهها کاملاً «رفوزه» شدند و این مردودی صرفا با تک ماده تبدیل به قبولی نمیشود.
انتهای پیام/