به گزارش خبرگزاری تسنیم، 25 فوریه 1994، «باروخ گلدشتاین» صهیونیست افراطی وارد حرم ابراهیمی در شهر الخلیل (جنوی کرانه باختری) شد و به مدت یک دقیقه و نیم، با مسلسل به سمت نمازگزاران شلیک کرد. او چهاربار خشاب خود را عوض کرد و 29 نفر نمازگزار را کُشت و بیش از 100 نفر را زخمی کرد تا اینکه نهایتاً با ضربه یکی از فلسطینیان که کپسول آتشنشانی را به سرش کوبید، به زمین خورد. مردم خشمگین آنقدر او را زدند تا کشته شد.
40 روز بعد از این جنایت، «یحیی عیاش» عملیات انتقام خود را آغاز کرد؛ عملیاتی که قرار بود انتقام نیم قرن جنایت صهیونیستها علیه فلسطینیان را بگیرد.

فرمانده شهید یحیی عیاش که به «مهندس اول» در حماس شهرت دارد
«یحیی عبداللطیف عیاش» فرزند کشاورزی مومن از اهالی روستای رافات از توابع طولکرم بود. مطابق با اطلاعات نوشته شده توسط خودش در فرم ثبت نام مجمع مهندسین اردن، وی در تاریخی مطابق با 16 اسفند 45 شمسی به دنیا آمده است.
یحیی پیش از ورود به دبستان روخوانی قرآن را فرا گرفت و از شش سالگی تحصیلات خود را آغاز کرد و درنهایت مدرک کارشناسی او در رشته شیمی از دانشگاه بیرزیت صادر شد.
وی با بکارگیری تخصص خود در راستای مبارزه با اشغالگران قدس شریف، در مدت کوتاهی به موفقیت های چشمگیری در طراحی و ساخت مواد منفجره رسید و با تشکیل شاخه نظامی حماس موسوم به گردانهای شهید عزالدین قسام، نبرد جدی خود را آغاز کرد و طی 5 سال خود را تا سطح دشمن شماره یک دولت صهیونیستی بالا کشید و مسئولیت کشته و زخمی شدن بیش از 500 تن از صهیونیستها را عهده دار شد.
او مانند ماهی از چنگال دستگاههای امنیتی عریض و طویل اسراییل میلغزید و چون شبحی، خود و همکارانش را از زیر چشم دستگاههای امنیتی اسراییل میرهانید و به اهداف مورد نظرش میرساند.
یحیی هرروز گریم و پوشش خود را به نحوی تعویض می کرد که قابل شناسایی نبود و براحتی مواد منفجره را در سرزمین های اشغالی جابجا می کرد.

پرترهای از شهید یحیی عیاش
مهندس عیاش طی 5 سال، چونان صاعقه بر ستونهای امنیتی اشغالگران فرود آمد و تبدیل به اسطوره ای فراموش نشدنی و سرداری افسانه ای شد. به گونه ای که هنوز هم پس از گذشت سالها از ترور او، هیچ نامی در تاریخ این رژیم، ترسناکتر از یحیی عیاش نیست و سرانجام نیز این تیر مسموم خیانت بود که مهندس شهادت طلبان را از پای درآورد.
اندکی بعد از جنایت گلدشتاین در حرم ابراهیمی، یعنی درست در 6 آوریل، یک مجاهد شهادت طلب (رائد زکارنه)، با انفجار در یکی از مناطق «عفوله»، 8 نفر را به کام مرگ کشاند. یک هفته بعد، شهادت طلب دیگری (عمار عمارنه)، 5 صهیونیست را در شهر الخضیره کُشت.

باروخ گلدشتاین یک پزشک صهیونیست افراطی از جنبش کاهانا (یکی از تندروترین گروههای تروریستی اسرائیل) بود و امروز هم افرادی نظیر بن گویر و اسموتریج وزرای کابینه نتانیاهو پرورش یافتگان همان جنبش تروریستی هستند.
19 اکتبر، عیاش مرکز تل آویو را هدف گرفت و یک شهادت طلب (صالح حسن صوی) دست به عملیات در خیابان دیزنکوف زد که به مرگ 29 نفر انجامید. عملیاتهای شهادتطلبانه اوج گرفته بود.

تصویری از شهید صالح حسن صوی
11 نوامبر 1994 یکی از اعضای جهاد سلامی فلسطین در چهارراه نتساریم با عملیات در یک پست نظامی، 3 افسر ذخیره را کُشت. 22 ژانویه 95، ضربه ویران کننده دیگری وارد شد. یک شهادت طلب از جهاد اسلامی (انور سکر)، درحالیکه یونیفرم نظامی اسرائیلی پوشیده بود، وارد جمع سربازان در ایستگاه «بیت لید» شد و مواد منفجره همراه خود را فعال کرد. وقتی بقیه نیروها برای کمک به سمت آن محل آمدند، شهادت طلب دوم (صلاح شاکر) خودش را در میان آنها منفجر کرد.22 نفر کشته و 66 نفر زخمی شدند.
اسحاق رابین (نخست وزیر و وزیر دفاع)، درحالی خودش را به محل رساند که مردم عصبانی که از روند بمب گذاریها به غایت ترسیده بودند، علیهش شعار میدادند و میگفتند: «برو به جهنم» خون رابین به جوش آمده بود و درخواست جلسه فوری با سران ارتش را داد.او در این جلسه گفت: « این دیوانگی باید تمام شود. برگههای قرمز را بیاورید تا امضا کنم.»

اسحاق رابین
برگههای قرمز، تاییدنامههای ترور اشخاص بود.او دستور داد بیشترین تمرکز روی یحیی عیاش باشد. (اگرچه دکتر فتحی شقاقی رهبر جهاد اسلامی هم بعد از همین عملیات بود که ترور شد).
«عزائیل حسون» با تجربهترین مامور «شینبت» (شاباک) مسئول پرونده شد. او گفت: "راه دستگیری عیاش این است که تک تک اعضای سازمان هر روز صبح از خود بپرسند امروز برای دستگیری عیاش چه باید بکنیم؟" اطلاعات از عیاش کم بود و جز یک گزارش چیزی از او نمیدانستند.
از تلفن ثابت استفاده نمیکرد و دائم مکان خود را تغییر میداد. از همه مهمتر آنکه به هیچ کس هم اعتماد نداشت.

شهید یحیی عیاش
حسون برای عیاش اسم رمز «کریستال» را انتخاب کرد و همه شین بت(شاباک) را پای کار آورد. فشار رابین برای ضربه به یحیی بیش از حد تحمل بود.همه عجله داشتند و میگفتند اول او را بکُشید بعد ببینیم چه اتفاقی میافتد. اواخر اوت 95، شینبت فهمید که عیاش در اقدامی نادر، از منزل «اسامه حماد» دوست قدیمیاش چند تماس گرفته است.
شینبت دنبال یک همکار میگشت. این همکار، عموی اسامه (کمال حماد) بود که ساختمانساز ثروتمندی بود و با اسرائیلیها هم مراوده داشت. شین بت از او خواست یک دستگاه تلفن همراه را به هر بهانهای به برادرزادهاش هدیه بدهد. آنها مطمئن بودند که عیاش از این تلفن استفاده خواهد کرد. آنها به کمال گفتند در این تلفن یک فرستنده کوچک پنهان کردند تا مکالمات را شنود کنند
شین بت دروغ گفته بود. داخل تلفن 50 گرم مواد منفجره با قابلیت کنترل از راه دور قرار داشت.
28 اکتبر 95، عیاش به منزل دوستش رفت و اسامه تلفن را به او داد. همزمان متخصص شین بت به امواج گوش میداد تا اصالت صدای مهندس را تایید کند. همه منتظر انفجار بودند ولی مکالمه عیاش همچنان ادامه داشت. پیغام دوباره ارسال شد ولی اتفاقی نیفتاد. انفجار بمب کوچک با شکست مواجه شده بود.
شین بت از «کمال حماد» خواست تا به بهانهای، موبایل را از برادرزادهاش بگیرد تا مشکل را برطرف کنند. همه منتظر بودند تا موبایل دوباره به دست یحیی برسد.
2 نوامبر، رابین که مشغول توافق با فلسطینیان بود، در مقابل چشم صدها نفر در میدان اصلی تل آویو به دست یک یهودی تندرو (ایگال عمیر) ترور شد و به قتل رسید ولی یحیی هنوز زنده بود. شیمون پرز نخست وزیر جدید اسرائیل هم برگه قرمز مهندس حماس را امضا کرد. بمب کوچک همچنان در تلفن همراه آماده بود. صبح روز جمعه 5 ژانویه 1996، یحیی بار دیگر به خانه اسامه برگشت.
ساعت 9 صبح پدرش با او تماس گرفت و گفت که چقدر او را دوست دارد و دلش برای پسرش تنگ شده است.
همین مقدار برای کارشناس شین بت کافی بود تا علامت بدهد. این بار سیگنال از بالگرد به موبایل رسید و انفجار رخ داد. بمب کوچک آسیب زیادی به سر مهندس وارکرد و او را کُشت.

تصاویر شهید یحیی عیاش در دست تشییع کنندگان. تصویری که در قالب در دست پیرزنی قرار دارد، عکس شهید «عماد عقل» است
عیاش را هزاران نفر در غزه تشییع کردند و همزمان حماس مشغول سازماندهی شهادت طلبان خود شد. یکی از سخنگویان حماس گفت: «دروازه های جهنم به روی اسرائیل باز شده است.»

انتهای پیام/