جانشین خرازی، فرماندهی به تمام معنا بود


سال ۱۳۶۵ که حاج حسین خرازی به شهادت رسید، حاج علی زاهدی جانشین او در لشکر خط شکن ۱۴ امام حسین (ع) شد. به قول جانباز عبدالمحمود محمودی که نیروی حاج علی در لشکر ۱۴ بود،کسی که جانشین فردی چون خرازی می شود؛ ”یک فرمانده به تمام معنا» است.

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، سال 1365 که حاج حسین خرازی به شهادت رسید، محمدرضا (علی) زاهدی جانشین او در لشکر خط شکن 14 امام حسین (ع) شد و این لشکر را تا پایان دفاع مقدس فرماندهی کرد. به قول جانباز عبدالمحمود محمودی که نیروی حاج علی در لشکر 14 بود، کسی که جانشین فردی چون خرازی می شود؛ ”یک فرمانده به تمام معنا» است.

شهید "حاج علی زاهدی" نامی آشنا برای رزمندگان دفاع مقدس، خصوصا اصفهان و چهار محال و بختیاری است. زاده رهنان اصفهان، از نیروهای کادر فرماندهی لشکر 14 امام حسین (ع) بود که در تشکیل تیپ قمربنی هاشم(ع) نقش عمده ای ایفا کرد و سپس فرماندهی این تیپ را برعهده گرفت. حاج حسین خرازی که به شهادت رسید، حاج علی دوباره به لشکر14 برگشت و فرمانده این لشکر شد.

عبدالمحمود محمودی از نیروهای لشکر 14 امام حسین(ع) در همان مقطعی بود که شهید زاهدی فرماندهی آن را برعهده داشت. حاج علی از سال 1365 تا سال 1370 که همچنان رزمندگان در مناطق عملیاتی دفاع مقدس خط داشتند، لشکر 14 را فرماندهی کرد و سپس برای عهده دار شدن سمت هایی چون فرماندهی نیروی زمینی سپاه (1384 تا 1387) و همزمان فرماندهی قرارگاه ثارالله (1384 تا 1385) به تهران رفت و از سال 1395 تا 1398 نیز عهده دار معاونت عملیات سپاه پاسداران بود.

به گفته جانباز محمودی که سال هاست به عنوان یک کارشناس دفاع مقدس و جبهه مقاومت اسلامی روایتگری می کند، حضور حاج علی زاهدی در سمت فرماندهی نیروی زمینی سپاه و جامع الاشراف بودن او، باعث می شود تا از شهید زاهدی دعوت شود در نیروی قدس سپاه حضور پیدا کند و به این ترتیب او بین سال های 1387 تا 1395 در نیروی قدس فعالیت می کند و فرماندهی سپاه سوریه و لبنان را برعهده می گیرد.

فعالیت حاج علی زاهدی در نیروی قدس به جهت توانمندی هایی که داشت بعدها نیز تکرار می شود و او پس از فراغت از معاونت عملیات سپاه، مجددا در نیروی قدس و جبهه مقاومت اسلامی حضور می یابد. خدمتی ارزشمند که نهایتا به شهادتش ختم می شود.

  • بیشتر بخوانید

           سردار زاهدی از فرماندهان سپاه قدس به شهادت رسید + سوابق

 

محمودی به عنوان یکی از نیروهای شهید زاهدی در لشکر 14 و مقاطع پایانی دفاع مقدس، او را فرماندهی بسیار توانا، پرجذبه و بسیار محبوب بین رزمندگان معرفی می کند که در مراودات رسمی یا غیر رسمی لشکر، بسیار خوش برخورد بود و فرقی بین نیروی عادی و فرماندهان قائل نمی شد.

محمودی می گوید: در نظر بچه های رزمنده، شهید زاهدی شخصیتی معنوی داشت. او آیت الله زاده بود و در دامان پدری روحانی، مادری پاکدامن و در میان خانواده ای مذهبی رشد کرده بود. پدرشان امام جماعت مسجد اسلامی رهنان بود. خصوصیات معنوی شهید زاهدی در کنار توانایی های رزمی و قدرت فرماندهی اش، باعث شده بود تا یک فرمانده به تمام معنا باشد. در اصل کسی که جانشین شخصیت بزرگی چون حاج حسین خرازی می شود، قاعدتا یک رزمنده و یک فرمانده ارزشمند است. کسی که بین رزمنده ها محبوب بود و با دل و جان او را به عنوان جانشین حاج حسین خرازی پذیرفته بودند.

هرچند شهید زاهدی در بخش اعظمی از دفاع مقدس به عنوان یکی از فرماندهان میانی جنگ نقش ایفا کرد، اما آن طور که جانباز محمودی می گوید، او در بسیاری از میادین نبرد در خط مقدم حضور می یافت و همواره به دنبال شهادت بود.

همرزم شهید زاهدی می گوید: نگاه جامع حاج علی هم در میدان جنگ و هم در پشت جبهه ساری و جاری بود. در بینش سیاسی شهید زاهدی تنگ نظری نمی دیدیم. اگر احساس می کرد یکی از چهره ها یا شخصیت ها می توانند در پیشبرد جبهه ها نقش ایفا کنند، ایشان از آن چهره دعوت می کرد تا به میان رزمنده ها بیاید و با سخنرانی یا دیگر برنامه ها، فضای جبهه ها را گرمتر کند.

برخورد حسنه و متواضعانه شهید زاهدی با نیروهایش، همان نکته ای است که محمودی در بیان خاطره ای از شهید زاهدی به آن اشاره کرده و می گوید: در مقطعی که حاج علی فرمانده لشکر 14 بود، یکی از دوستانم به نام علی طیبی منشی گردان موسی بن جعفر(ع) بود. تعدادی از نیروهای این گردان اهل رهنان و هم محلی شهید زاهدی بودند.

این رزمنده دفاع مقدس ادامه می دهد: آقای طیبی یک دوستی داشت به نام شهید ناصرحسینی که اخوی ناصر هم از شهدای دفاع مقدس است. ناصر 16 یا 17 سال داشت. اما بسیار معنوی و با تقوا بود، طوری که رزمنده های دیگر پشت سر ایشان نماز می خواندند. برادر طیبی و شهید حسینی بسیار با هم دوست و رفیق بودند. تا آنجا که حتی وقتی به خط مقدم می رفتند، کوله شان مشترک بود و همه وسایل شان را به صورت اشتراکی استفاده می کردند.

وی می افزاید: برادر طیبی برایم روایت می کرد که شهید ناصر حسینی یک دفترچه یادداشت داشت که آن را از من مخفی می کرد. حتی با من هم شرط کرده بود که اگر یک روز این دفترچه را داخل کوله گذاشتم، تو نباید آن را برداری و بخوانی. طیبی می گفت همیشه برایم سوال بود که چرا ناصر همه وسایلش را با من سهیم شده اما این دفترچه را از من مخفی می کند.

نیروی شهید زاهدی در لشکر 14 امام حسین(ع) اظهار می دارد:  همیشه کنجکاو بودم ببینم ناصر چه مطالبی در این دفترچه دارد که گاه با نوشتن در آن به گریه می افتد و اشک می ریزد. وقتی که به خط فاو رفتیم و ناصر در آنجا به شهادت رسید، پیکرش را به عقب منتقل کردیم. موقع جمع کردن وسایلش، دیدم دفترچه ناصر در کوله اش است. وقتی آن را خواندم متوجه شدم این دفترچه نامه اعمال شهید حسینی است.

محمودی می گوید: شهید زاهدی اهل رهنان بود و شهید ناصر حسینی هم یک نیروی ساده اهل همین شهر. از آنجا که حاج علی بسیار به نیروهایش توجه داشت، در مراسم تشییع پیکر این بسیجی گمنام هم شرکت کرده بود و وقتی که آقای طیبی دفترچه (نامه اعمال) شهید حسینی را به حاج علی زاهدی می رساند، این شهید بزرگوار بخش هایی از یادداشت های شهید حسینی را در مراسم تشییع اش برای حضار می خواند و بسیار به حال این شهید نوجوان غبطه می خورد. حاج علی زاهدی (به گفته خودش) بیش از چهار دهه به دنبال شهادت بود و عاقبت نیز به دست شقی ترین دشمنان که صهیونیست ها هستند، به شهادت رسید و به دوستان شهیدش پیوست.

منبع: ایران آنلاین

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط