شوک مثبت میخواهیم
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 17 دی 1404 - 08:52
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، ایران در موقعیت فعلی و بهخصوص در حوزههای اقتصادی و سیاسی، نیازمند شوک مثبت است. اقدامی که بتواند در وهله اول اثر مثبتی روی معیشت مردم داشته باشد و در گام دوم نیز حس تبعیض را از میان ببرد و از همه مهمتر آنکه این نگاه را ایجاد نکند که وضعیت ملتهب اقتصادی در یک بنبست قرار دارد. در چند روز گذشته اقداماتی از جانب دولت انجام شد که بهنوعی مصادیق اعمال شوک مثبت به شمار میرود. اقداماتی که البته در کنار مدیریت بازار ملتهب میتواند اثرات مثبتی برجامعه بگذارد. در شرایطی که دشمنان ایران به دنبال القای بنبست در تمام سطوح حکمرانی ایران هستند، اجرای این سیاست در تمامی حوزهها میتواند شرایط مواجهه با این جنگ اقتصادی را سهلتر کند و احتمال شکنندگی و ناآرامی اجتماعی را هم بسیار کم کند.
در کنار این موارد و در بلندمدت نیز باید به این گزاره اساسی توجه کرد که ایجاد حس بیعدالتی، در افزایش نارضایتیهای اجتماعی نقشی تعیینکننده دارد که میبایست در کنار سیاستهای کمکمعیشتی بهعنوان اصل اساسی در دستور کار قرار گیرد. در گفتوگو با مصطفیزمانیان، استاد حکمرانی دانشگاه تهران و بیژن عبدالکریمی جامعهشناس به این سوال پاسخ دادیم که شوک مثبت مصداق چه اقداماتی است و برای برقراری عدالت میتوان چه کارهایی انجام داد؟
بیژن عبدالکریمی: برای تحقق عدالت نیروهای انقلاب جلوی اولیگارشها بایستند
بیژن عبدالکریمی، جامعهشناس سیاسی معتقد است برای عبور از وضعیت فعلی باید به سمت اقتصاد مقاومتی حرکت کنیم. او البته در حوزه عدالت به این موضوع اشاره میکند که ما فاقد ایده و استراتژی برای ایجاد عدالت در جامعه هستیم. در ادامه مشروح این گفتوگو را از نظر میگذرانید.
ناظر به شرایط ملتهب اقتصادی کنونی، یکی از راهکارهایی که از جانب دولت مطرح میشود، ایجاد شوک مثبت در جامعه است. مصادیق این شوک چه میتواند باشد؟ ریشه بخشی از اعتراضات، وجود حس تبعیض و فاصله طبقاتی قابلتوجه است. برای کمرنگ کردن این حس تبعیض، شوک مثبت چقدر میتواند اثرگذار باشد؟
این کلمه «شوک مثبت» آدم را یاد تعبیر «شوکدرمانی» میاندازد که در روانشناسی به کار میرود. همانطور که خانم نائومی، خبرنگار مشهور کانادایی در کتاب «شوک» نشان میدهد، این کلمه شوکدرمانی ایدهای بود که از روانشناسی به حوزه اقتصاد آمد. این ایدهای بود که پارهای از پژوهشگران سازمان سیا روی آن کار میکردند که چگونه بتوانند ذهن زندانی را با هیپنوتیزم و بعد با شوک الکترونیکی پاک کنند و هر چیزی را که خواستند، القا کنند.
بر اساس چنین بستری، آنچنان که خانم نائومی در کتاب «شوکدرمانی» توضیح میدهد، شوکدرمانی در واقع در حوزه اقتصاد نیست.
پارهای از اقتصاددانها این ایده را گرفتند که ما میتوانیم با شوکدرمانی مشکلات را حل کنیم و این، به اعتقاد من، سیاستهایی بود که در نظام بهاصطلاح جهانیسازی و بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی یا سازمان جهانی پول، به کشورهای دیگر بر اساس ارزشهای لیبرالی دیکته شد. خیلی از روشنفکران و دولتمردان ما، اینها را بدون هیچگونه تأملی، تکرار میکنند. این سیاستها هیچوقت به نفع ملتها نبوده، بهخصوص که ما یک کشور خاورمیانهای هستیم. خود کشورهای لیبرالی و غربی، یعنی کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا، هیچوقت این سیاستها را به تمامی اجرا نکردند. بهخصوص که ما در شرایط جنگی هستیم؛ در شرایط تحریم هستیم؛ در شرایط مقاومت هستیم و ساختارهای اقتصادی ما بههیچوجه با ساختارهای اقتصادی اروپا و بازار آزاد اروپا سازگار نیست.
این فرمولها در واقع در جامعه ما، آنچنان که از زمان آقای رفسنجانی تا امروز نشان داده، همواره نتایج زیانباری داشته؛ با تورم دورقمی مواجه بوده، سفره مردم کوچکتر شده و امروز با یک شرایط بحرانی مواجه هستیم. نمیدانم چرا حاکمیت و دولت هر دو نمیخواهند تجدیدنظر بکنند.
بیعدالتی در ایجاد نارضایتیهای اجتماعی بیتأثیر نبوده است. عدالت در فضای اقتصادی یا سیاسی همچنان گمشده ماست. برای جبران این بیعدالتیها و ناعدالتیهایی که وجود دارد، روی چه حوزههایی باید بایستیم و اصلاً چهکار میتوان کرد که حداقل حس بیعدالتی از بین برود؟
هیچکس در طول تاریخ نگفته من طرفدار بیعدالتی هستم. همه انسانها از عدالت صحبت میکنند، اما مسئله اینجاست که عدالت چیست و چگونه میتوان عدالت را در روزگار ما محقق کرد؟ دیگر عدالت یک دعوت اخلاقی نیست. ما نیاز به نهاد داریم و نیاز به فلسفه اقتصاد سیاسی و نیاز به استراتژی داریم. متأسفانه مفهوم عدالت صرفاً در سطح یک آرمان و یک ایدئال اخلاقی باقی مانده است.
اما روشهای ما بههیچوجه برای ایجاد یک ساختار مناسب برای تحقق عدالت در جامعه مناسب نبوده است. ما مشکلات بنیادینی در این زمینه داریم؛ مشکلات بنیادین اجتماعی داریم، مشکلات تمدنی داریم، مشکل فلسفه سیاسی داریم. به همین دلیل فقدان تئوری مناسب، ما ساختارهای نظارتی مناسب هم نداریم، قوانین مناسب هم نداریم و در واقع وضعیت اقتصاد به دست کسانی افتاده که میتوانند با تعبیر غربزده از آن استفاده کنند، فقط بر اساس فرمولهای اقتصادی که مثل بچهمدرسهایها، هر کسی که چهار واحد اقتصاد پاس کرده، اینها را بلغور میکند، بیآنکه بتواند این فرمولها را در مورد جامعه و شرایط بومی، محلی و تاریخی خودمان محقق کند.
اینها شعار میدهند که «اقتصاد علم است»؛ مثل دودوتاچهارتا، و ما با گوگل میتوانیم مثلاً فرمول توسعه را پیدا کنیم. همه جای جهان روشن است، اما واقعیتش این است که در خاورمیانه و در ایران، شرایط ما چنین نیست. ما در شرایط تحریم هستیم، در شرایط جنگی هستیم، در شرایط سرکوب توسط قدرتهای جهانی هستیم؛ ما نیازمند یک اقتصاد مقاومتی هستیم و متأسفانه غیر از حوزه نظامی و دفاعی و موشکی، هیچ بخش از جامعهمان مقاومت ندارد و کسانی مدعی فرهنگ مقاومتی شدهاند که درکی از مقوله فرهنگ ندارند و در حوزه اقتصاد هم ما اقتصاد مقاومتی نداشتیم. به همین دلیل، امروز مقاومت ضداستعماری ملت ما با شرایط بسیار بسیار سختی، هم از بیرون و هم از درون مواجه شده است.
لذا گفتمان انقلاب و نیروهای اصیل انقلاب باید در برابر بخش غیرانقلابی و بخش اولیگارشی مالی حاکمیت طغیان کنند و در واقع خیزش اعتراضی مردم را باید اینها رهبری کنند. در غیر این صورت، رهبری این اعتراضات به دست نیروهای بیگانه میافتد که امنیت ملی ما را به خطر میاندازد.
مصطفی زمانیان: اقدامات مثبت دولت در حوزه ارز و ناترازی انرژی میتواند جهشی به سمت عدالت پایدار ایجاد کند
مصطفی زمانیان، استاد دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، معتقد است مشکل اصلی جامعه کنونی این است که اساساً دورنمای روشنی از آینده ندارد و ابتدا باید این مشکل را حل کرد. زمانیان به این موضوع هم اشاره کرد که یکی از مصادیقی که میتواند در حوزه عدالت اثر مثبت داشته باشد، مسئله حذف ارز ترجیحی است. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
گفته میشود جامعه برای از میان برداشتن حس تبعیض، نیاز به شوک مثبت دارد. در این مقوله میتوان چه اقداماتی انجام داد؟
مهمترین مسئله امروز جامعه ایرانی را این میدانم که جامعه ایرانی امروز مشکل دارد، اما مسئلهاش رنج امروزش نیست؛ این است که امیدی برای حل مسئله در فردا هم نمیبیند. بله، شما وقتی یک مریض دارید، این مریض روی تخت بیمارستان افتاده، ولی امید دارید. عمل جراحی، نه یکی، ده تا عمل هم بکنید، نهایتاً خرج آن درمیآید، پایش میایستید، پول خرجش میکنید، چون میدانید که این جراحی نتیجه میدهد. همه گرفتاریها از جایی شروع میشود که ناامید میشویم از اینکه این بیماری دیگر درستشدنی نیست. آنموقع این فکر سراغ شما میآید که حالا که این درستشدنی نیست، چرا اصلاً من باید خرجش کنم؟ ولو این آدم عزیز من باشد. اساساً منطق محاسباتمان در موضوعی به نام تحمل شرایط، در شرایط فقدان آینده روشن، با شرایطی که به آینده روشنی اعتقاد داریم و به آن باور داریم، متفاوت میشود.
امروز مردم واقعاً مشکل اقتصادی دارند، ولی آن چیزی که امکان تحمل این مشکل اقتصادی را برای مردم فراهم میکند، این است که پشت این چالش و مشکل، یک فردای روشنی وجود داشته باشد.
یک موضوع بسیار مهم وجود دارد و آن این است که امید به یک آینده روشن نهتنها حال امروزت را خوب میکند، بلکه تفسیر و روایت از گذشته را هم تغییر میدهد. برعکس، ناامیدی از آینده یا اعتقاد به آیندهای تاریک و ترسناک، نهتنها حال امروز شما را خراب میکند، بلکه از گذشته هم پشیمانت میکند. شما قصه کارآفرینها را بخوانید. با قدرت و با افتخار از گذشته سخت خودشان یاد میکنند. میگویی چرا؟ چرا آدم موفقی شدی؟ میگوید: «بهخاطر اینکه بچهیتیم بودم، مادرم هیچی نداشت، من مجبور بودم خرج زندگیام را بدهم. از کوچکی رفتم پادویی کردم.» میگویی از کجا شروع کردی که مالک این برند بزرگ شدی؟ میگوید: «من از یک چرخدستی شروع کردم و امروز مالک 10 کارخانهام.» ولی آن چرخدستی را شیشه کشیده دورش، با افتخار گذاشته در ورودی تالار مهمانهای ویژهاش. هر کسی میخواهد بیاید، این گذشته کوچک خودش را بهعنوان افتخار به همه نشان میدهد.
مسئله ما الان دقیقاً همین است؛ اتفاقی که دارند برای ما رقم میزنند، گفتوگوهایی که ترامپ با ایران میکند، نتانیاهو با مردم ایران حرف میزند این است که مردم ایران، شما با این ماشین جمهوری اسلامی آیندهای ندارید؛ پس از حالتان بترسید و از گذشتهتان هم پشیمان باشید. این آن مسئله مهمی است که باید برایش فکری کرد و برایش یک روایت جایگزین ساخت؛ روایتی باورپذیر از آینده که «ما درستش میکنیم» و مردم باید باورشان شود که ما در این درستکردن، خودمان عاملیت داریم. هیچکس نمیتواند این را از بیرون بیاید برای ما درست کند. این آن حرف مهمی است که باید به آن باور داشته باشیم.
در مقوله عدالت نیز کمکاریهای زیادی وجود داشته است. اگر مصداقی بخواهیم به کمکاریها اشاره کنیم، به چه موضوعاتی میبایست توجه کرد که حداقل دورنمای مثبتی ایجاد شود که عدالت بهتماممعنا محقق خواهد شد؟
مصادیق عدالت خیلی متعدد و متنوع است و خیلی هم به آن پرداختهاند. مثلاً همین اتفاقی که دولت رقم زد، در موضوع حذف ارز ترجیحی، یکی از اقدامات برای ایجاد یک عدالت در حوزه اقتصاد به شمار میرود. حتماً باید تبعات ناشی از این یکسانسازی ارز را جبران کنیم، تدبیر کنیم، بسته ترمیمی برایش بگذاریم، ولی یکی از اتفاقهای بزرگ بود. یکی دیگر از اتفاقهای بزرگی که انشاءالله رقم میخورد، حل مسئله ناترازی انرژی است.
مردم باید از این منبع انرژی آنگونه بهرهمند شوند که حقشان است، نه اینکه به تعداد بخاریها و به تعداد استخرهایشان از مصرف منابع انرژی بهرهمند شوند. همین دو سه مصداق؛ کاری که الان دولت عزم کرده که درستش کند، مستقل از قضاوت در مورد اینکه الان وقتش بود یا نه، مستقل از اینکه آیا بستههای حمایتی از اقشار مستضعف درست تدبیر شده یا نه، جهشی به سمت ایجاد یک عدالت پایدار در جامعه خواهد بود.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/