اکونومیست: وقاحت ترامپ نقاب را از چهره آمریکا برداشت

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خودآورده است" نشریه اروپایی اکونومیست می‌گوید؛ اکونومیست نوشت: اگرچه دونالد ترامپ (حتی با معیارهای رؤسای‌جمهور آمریکا) زیاد دروغ می‌گوید اما نوعی سادگی تیره و هنجارشکن دارد. بعد از حمله آمریکا به ونزوئلا و انتقال مادورو به ایالات‌متحده، دونالد ترامپ قصد دارد نقشه نفتی خود را در این کشور پیاده کند. او قصد گسترش دموکراسی را ندارد. در واقع، به نظر می‌رسد به تثبیت رژیم رضایت می‌دهد، به شرط آن‌که رژیم بپذیرد آمریکا «دست برتر» را داشته باشد؛ زیرا آنچه بیش از همه می‌خواهد نفت است. ترامپ پس از آن‌که نیکلاس مادورو را ربودند گفت: «ما مقدار عظیمی ثروت را از دل زمین بیرون می‌کشیم.»

دموکرات‌ها شاید همچنان شکایت کنند که او با تصاحب اختیار کنگره برای اعلام جنگ، قانون اساسی را نقض کرده است؛ اما چه اهمیتی دارد؟ رؤسای‌جمهور بیش از یک قرن است که چنین می‌کنند. کنگره‌ای که نتوانست خود را به زحمت بیندازد تا ترامپ را از اعدام مظنونان ناشناسِ قاچاق مواد مخدر- بی‌آن‌ که مدرکی ارائه شود- بازدارد، بعید است او را به‌خاطر چنین اقداماتی در ونزوئلا تحت تعقیب استیضاح کند (هرچند این تاکتیک‌ها محل مناقشه‌اند. ترامپ پیش‌تر یک قاچاقچی مواد مخدرِ محکوم، رئیس‌جمهور سابق هندوراس، را به‌خاطر قاچاق کوکائین از ونزوئلا عفو کرده بود).

توسل به حقوق بین‌الملل حتی رقت‌انگیزتر به نظر می‌رسد. بله، منشور سازمان ملل نقض حاکمیت یک کشور دیگر از طریق زور را مگر با تصویب شورای امنیت ممنوع می‌کند. اما چه کسی می‌تواند امیدوار باشد چنین قانونی را علیه آمریکا اجرا کند؟

در داخل و خارج، منتقدان دیرینه سیاست‌خارجی آمریکا شاید حتی از صراحت ترامپ قدری رضایت‌خاطر بگیرند. آمریکا در ده‌ها مداخله در آمریکای‌لاتین طی جنگ سرد، چندان معصوم نبوده است؛ زمانی که منافع تجاری و کنترل آمریکا در میان بود، نگرانی درباره حقوق بشر یا دموکراسی کنار گذاشته می‌شد. دولت ترامپ دکترین مونرو را احیا کرد بلکه در «راهبرد امنیت ملی 2025» خود، یک «تبصره ترامپ» نیز به آن افزوده است که بعدها- به شکلی ناشیانه- به «دکترین دونرو» تغییر نام یافت. فراتر از ممنوعیت قدیمی استعمار اروپایی در نیم‌کره، این تبصره بر ضرورت برتری تجاری آمریکا تأکید می‌کند. ترویج دموکراسی یا حقوق بشر حتی ذکری هم به خود نمی‌بیند. ترامپ در کنفرانس خبری گفت: «دیگر هرگز برتری آمریکا در نیم‌کره غربی زیر سؤال نخواهد رفت.»

حقوق بین‌الملل به‌ندرت از طریق اجرا و اجبار عمل کرده، بلکه بیشتر از راه پایبندی داوطلبانه؛ و آمریکا، با همه کاستی‌هایش، پرچمدار آن بوده است. وقتی رذیلت دیگر خود را ملزم به ادای احترام به فضیلت نداند، چه رخ می‌دهد؟ اندیشیدن به این‌که نه‌فقط روسیه و چین، بلکه کشورهای کوچک‌تر چگونه رفتار خواهند کرد، به‌راستی نگران‌کننده است، آن‌گاه که آمریکا صریحا نقش شکارچی رأس هرم را می‌پذیرد.

این روزها، دفاع از اصول حقوق بین‌الملل آن‌قدر بی‌ثمر به نظر می‌رسد که حتی با حال هم نیست. ترامپ هر روز نشان می‌دهد که آنچه در دنیای واقعی اهمیت دارد، قدرت است. با این حال، ادعای این‌که چنین رویکردی در درازمدت آمریکا را امن‌تر و مرفه‌تر می‌کند، بزرگ‌ترین توهم اوست. آمریکایی‌هایی که پس از جنگ جهانی دوم جهان را به وضع آن قواعد رهبری کردند، رمانتیک‌های خیال‌باف نبودند. آنان واقع‌گرایان سخت‌جانى چون آرتور وندنبرگ بودند؛ سناتور جمهوری‌خواه میشیگان و انزواطلب سابقی که دریافت در عصر جهانی‌شدن «اقیانوس‌های ما دیگر خندق نیستند» و تنها «خودمنافعِ روشنگرانه» جدیدی می‌تواند از آشوب جلوگیری کند. این رهبران، درس‌های برخاسته از وحشت‌هایی را عصاره‌گیری می‌کردند که نسل‌های بعدی آمریکایی‌ها- و بخش بزرگی از جهان- از آن‌ها در امان مانده‌اند؛ و احتمالاً نه از سر تصادف.

منبع: کیهان

انتهای پیام/