تفاوت اعتراض و اغتشاش چیست؟
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 20 دی 1404 - 11:26
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، تجمعاتی که روز گذشته در تهران به وقوع پیوست تحلیلهای مختلفی را سبب شد.
برخی محافل تحلیلی صاحب کارنامه بر این باورند که این تجمعات که نمونه مشابه آن در سال 91 و در دولت محمود احمدینژاد نیز بهوقوع پیوست صرفا یک رفتار هیجانی در قبال گرانی بیقاعده نرخ دلار است و ریشه مردمی ندارد. ضمن اینکه کمکی هم به رفع مشکلات نمیکند و بلکه بر عمق آنها میافزاید.
محافل مذکور بر همین اساس از همان روزهای ابتدایی اعتراضات تأکید داشتند که این اغتشاشات نقطهای هرگز بهصورت تأثیرگذار ادامه پیدا نخواهد کرد و رویداد مهم و فراگیری در پی آن نیست.
در عین حال اما عدهای از خواص و تحلیلگران در قبال این اغتشاشات مرتکب اشتباهاتی سهمگین شدهاند که باید حتما در ابعاد مختلف به آن پرداخته شود.
مثلا، حمیدرضا جلاییپور، از تئوریسینهای اصلاحطلب اخیراً در بخشی از یک مصاحبه با خبرآنلاین بدون حتی یک جمله محکوم کردن این اغتشاش گفته است: حاکمیت دو دهه است دنبال توسعه نیست، تحریمها تشدید شده و فقر به 36 درصد جامعه رسیده است. حدود ٩ میلیون طبقه متوسط فقیر و دو نیم میلیون جوان معطل و معلق داریم. وقوع اعتراض با چنین زمینهای عجیب نیست. دوم این که جنس اعتراض که محرک معترضین بود، معیشتی و اخلال در دخل و خرج مغازهدارها است.
او آشوبگران را "معترض مضطر" نامیده و همچنین تصریح میکند: -در اغتشاش اخیر- نطفه اعتراضات کسبه زیاندیده میدان شوش بود یعنی حساسترین مرکز خرید ایران. در حالی که مغازهدار اجاره سنگین میدهد ولی خرید و فروش نداشت. لذا اعتراضشان خیلی طبیعی بود.
جلاییپور با بیان اینکه افق اعتراضات در روزهای آینده هم معلوم نیست(!)، میافزاید: حدس میزنم در مقایسه با ١4٠١، مردم عادی سایه جنگ را بالای سر ایران جدی میگیرند و در پیوستن به ایجاد اختلالات شهری فعال نیستند. البته من ممکن است اشتباه کنم و باید روزهای آینده را دید.
او که در سرتاسر مصاحبه خود از لفظ "اعتراض" به جای آشوب استفاده کرده همچنین بیان میکند: متاسفانه عدهای فرصتطلبانه علاقه دارند از فرصت اعتراضات استفاده کنند و مهمترین چالش کشور را بصورت تک علتبینانه چالش کل مردم را در یک طرف و حاکمیت را در طرف دیگر قرار دهند. در حالی که ایران در شرایط جنگی با دشمن خبیث و تجاوزکاری بنام نتانیاهو است و رهبری فرمانده قوای نظامی کشور و قوای نظامی ستون کشور برابر دشمنان خارجی است. لذا الان به نظر من، اصلیترین آرایش سیاسی کشور در واقع میان حافظان کشور ایران (اعم از حاکمیت، دولت و شهروندان ایرانی) در برابر دشمنان ایران (اعم از نتانیاهو و سرنگونیطلبان و مشوقان شورش در کشور) هست.
*اینکه چرا عمده تحلیلگران اصلاحطلب هرگز حاضر نیستند بهصورت یکصدا؛ آشوب و اغتشاش را محکوم و از بلواگران انتقاد کنند از تأملات و البته از افسوسهای زمانه ماست.
گویا آنها نمیدانند که با این کار در ظنّ تحلیلی مشغول دلگرمی دادن به آشوبگران هستند و از حیث امنیتی میتوانند به عنوان "بانیان آشوب" تلقی شوند!
اظهارات جلاییپور مبنی بر مضطر نامیدن آشوبگران نیز جدای از ضد امنیتی بودن اساسا صحیح هم نیست.
کسی که از پاساژ و مراکز خرید مرکز شهر به خیابان میآید مضطر نیست. مشکل او هم مثل مردم مشکل معیشتی نیست. کما اینکه او اگر مضطرّ بود به دنبال کار دیگری میرفت و اگر مثل مردم بود روشهای قانونی را برای اعتراض خویش برمیگزید.
در ادبیات اقتصادی و امنیتی مضطرّ به کسی گفته میشود که "محتاج نان شب" باشد و یا کاری برای تأمین معاش خود پیدا نکند!
و حکما آقای جلاییپور در جریان هستند که ایران امروز حتی با کمبود کارگر مواجه است، مشاغلی مثل اسنپ و... به وفور در دسترس بسیاری از شهروندان قرار دارد و قیمت نان و سوخت هم در ایران ارزان است.
در بحث مشکل اقتصادی همچنین باید به یک نکته بسیار مهم اشاره کرد و آن اینکه مشکل اقتصادی هرچقدر بزرگ باشد اما "گزینه خیابان" آنرا بغرنجتر خواهد کرد.
دقت شود که ما حتی به شرایط نه جنگ نه صلح در کشور و خطرات اسرائیل هم اشاره نمیکنیم چون محرز است که انتخاب گزینه خیابان و اغتشاش به جای راه حلهایی مثل تجمع قانونی، رأی خوب، حمایت از نخبگان، اعلام موضع به رسانهها و... حتما به شدیدتر شدن مشکلات مطالبهکنندگان خواهد انجامید چون اغتشاش یعنی اغتشاش و بههم ریختگی!
و طبعا کسی نباید در بههم ریختگی به دنبال آسایش باشد.
از تمام اینها گذشته اما گناه جلاییپور آنجا پررنگتر است که اغتشاش را با لفظ محترم "اعتراض" خطاب قرار میدهد!
این یک ظلم به ساحت اعتراض بود زیرا "اعتراض" قانونی است، پرچم کشور را بر سر دست دارد، برای پلیس و مردم ایجاد زحمت نمیکند، به مأمور امنیتی نمیگوید بیشرف و با طراحی دشمن نیز همراستا نمیشود.
و عجیب اینکه انتظار بود جلاییپور به عنوان یک رجل سیاسی و استاد دانشگاه این مفاهیم اصولی را به جامعه یاد بدهد اما شاهدیم که مشتی اغتشاشگر به معلمان جلاییپور تبدیل شدهاند و اینچنین سادهلوحانه او را راهبری میکنند!
در عین حال و علیرغم تمام انتقادات جدی که به اظهارات جلاییپور وارد بود لکن باید جملات پایانی او را مغتنم دانست که آرایش اصلی کشور را در مقابل دشمن ترسیم کرده است.
قبل از جلاییپور، سعید معیدفر، از جامعهشناسان اصلاحطلب نیز طی اظهاراتی به استقبال اغتشاشات مذکور رفته و با طرح این حرف غیر عقلانی که التزام جامعه انسانی به نظم تا یک زمان خاصّ است، گفته بود: حقیقت آن است که اگر شرایط کنونی ایران در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در هر جامعه دیگری وجود داشت، آن جامعه احتمالاً با فروپاشی مواجه میشد!
منبع: مشرق
انتهای پیام/