به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، اعتراض صنفی، ریشه در مطالبات واقعی مردم دارد؛ مطالبهای که اگر شنیده نشود، به نارضایتی تبدیل میشود و اگر تحریف شود، به بحران. این مرز باریک، سالهاست محل کمین جریانهایی است که نه درد مردم را دارند و نه دلنگران آینده کشورند.
آنچه در روزهای اخیر در برخی نقاط کشور رخ داد، بار دیگر این واقعیت را عریان کرد که هر اعتراض صنفی، لزوماً در مسیر صنفی باقی نمیماند. کافی است یک هسته کوچک اما سازمانیافته وارد میدان شود تا با فضاسازی و تبلیغات دروغین دشمنان, مطالبه به آشوب، و اعتراض به خشونت آلوده شود.
تجربه تکرارشونده سالهای اخیر نشان میدهد سناریو تغییر نکرده است؛ تنها سوژهها عوض میشوند. یک مطالبه واقعی، یک موج رسانهای، چند تصویر گزینشی و بعد تلاش برای القای «کشور ناامن».
دشمنان ایران خوب میدانند که ناامنی واقعی هزینهبر است؛ بنابراین به ناامنی ذهنی پناه میبرند. آنها بهدنبال فروپاشی خیالیاند، نه از مسیر تانک، بلکه با جنگ روایتها.
در این میان، برخی جریانهای فرصتطلب داخلی نیز یا آگاهانه یا از سر سادهانگاری، در زمین همان سناریو بازی میکنند؛ با بزرگنمایی خشونت و نادیدهگرفتن بدنه آرام و مطالبهگر جامعه.
اما واقعیت میدان، همیشه با روایت اتاقهای فکر بیرونی همخوان نیست؛ نمونه روشن آن، کردستان است که علیرغم تلاش شبانهروزی دشمنان و رسانههای معاند، این مردم هوشیار و با بصیرت هیچ همراهی با آنان ندارند.
اعتراض صنفی، زمانی اصالت دارد که از سوی مردم، برای مردم و با هدف اصلاح شکل بگیرد. اما آنجا که سنگ، آتش و تخریب جای مطالبه را میگیرد، دیگر نمیتوان نام آن را «اعتراض» گذاشت.
در اعتراضات اخیر، شواهد میدانی و حتی اعترافات رسانهای معاندان نشان داد که گروهی اندک، اما آموزشدیده و هدایتشده، تلاش کردند فضا را از مسیر عقلانیت خارج کنند.
هدف روشن بود: القای ناامنی، کشاندن کشور به دور باطل تنش و فشار بر حاکمیت از بیرون. پروژهای که بدون همراهی مردم، محکوم به شکست است و خوشبختانه همینطور نیز شد.
درست در همین نقطه، تفاوت «مردم» و «پروژه» آشکار میشود. مردم مطالبه معیشتی دارند و اگر مشکلی هم دارند در کشور قابل حل است و نیازی به بیگانگان و جیرهخواران مزدور نیست؛ اما، پروژهسازان آشوب میخواهند.
کردستان، برخلاف تصورسازیهای رسانهای دشمن، اینبار نیز معادله را بههم زد. استانی که سالهاست هدف مستقیم جنگ روانی است، آرام، هوشمند و مسئولانه رفتار کرد.
نهتنها همراهی با جریانهای خشونتطلب صورت نگرفت، بلکه بدنه اجتماعی کردستان، مرز خود را با آشوبطلبان شفاف کرد؛ مرزی که برای دشمن، غیرقابلتحمل است.
البته این آرامش، تصادفی نیست. محصول بلوغ اجتماعی و همراهی مردم با نظام، تجربه تاریخی و درک دقیق مردم از تفاوت «حقخواهی» با «بازی خوردن» است.
دشمن روی هیجان حساب کرده بود؛ مردم روی عقل. روی خشم سرمایهگذاری کرده بود؛ جامعه روی فهم. نتیجه، از پیش معلوم بود.
گرچه اعتراض صنفی باید شنیده شود، پیش از آنکه تحریف شود. این یک مسئولیت جدی برای مدیران و سیاستگذاران است و تعلل در پاسخ، بهترین سوخت برای پروژههای بیثباتسازی است اما همزمان، جامعه باید هوشیار بماند که هر فریادی از جنس مطالبه نیست و هر دعوتی به خیابان، الزاماً صدای مردم نیست.
مردم نشان دادند که میتوان منتقد بود، مطالبه داشت و در عین حال، اجازه نداد امنیت و آرامش قربانی سناریوهای وارداتی شود. اینبار، دشمن نه در خیابان که در روایت شکست خورد؛ کیش و مات، مقابل مردمی که بازی را خوب میشناسند.
انتهای پبام/481