به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، حسن غلامپور فعال رسانه طی یادداشتی نوشت: ایران این روزها در مرحلهای قرار دارد که میتوان آن را «دوره حساس بازنگری در حکمرانی و بازتعریف رابطه با مردم» یا «دوران انباشت فشار» نامید، دورهای که در آن مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روی هم انباشته شده و فضای ذهنی جامعه را متأثر کرده است. جامعه نه منفعل است و نه آرام؛ بلکه جامعهای حساس، واکنشپذیر و بهشدت درگیر با واقعیت روزمره زندگی خود است.
این جامعه پویاست، حساس است و مطالبهگر؛ و این مطالبهگری برخلاف آنچه گاهی القا میشود نه الزاماً نشانه سستی مشروعیت، بلکه نشانه زنده بودن ملتی است که انقلاب اسلامی آن را به «مردمبودن و مردمخواستن» عادت داده است.
ساختار جمهوری اسلامی همچنان ستون اصلی ثبات کشور است و تردیدی نیست که تجربه تاریخی نشان داده ملت ایران در بزنگاهها از اصل انقلاب و تمامیت کشور خود دفاع کرده است؛ اما این حقیقت مهم نیز نباید نادیده گرفته شود که اقتدار حقیقی نظام از رضایت مردم، عدالت، شفافیت و کارآمدی سرچشمه میگیرد.
اگر انقلاب اسلامی با شعار عدالت، کرامت انسانی و مبارزه با فساد متولد شده، امروز هم راه پیشرو چیزی جز بازگشت جدیتر و صادقانهتر به همین اصول نیست، گرچه در کنار این مشروعیت حق مردم توسط دولت، باید به فشارها روانی دشمن و ایجاد اختلال در روند مطالبه و همچنین موج سواری بر مطالبات قانونی مردم، توجه ویژه داشت و لزوم توجه به این مهم، تاریخ 4 دهه گذشته ایران و انقلاب اسلامی است که هربار مردم خواهان شنیده شدن مطالبات قانونی آنان را داشتند دشمن با موج سواری و انحراف مسیر مردم، جریان را به آشوب علیه خود مردم تبدیل کرده و این قطعا در حافظه تاریخی ملت ایران است و باید از آن درس گرفته و هوشیارتر از گذشته باشند.
واقعیت اقتصادی امروز کشور، مهمترین میدان آزمون نظام حکمرانی است، فشار تورمی، کاهش قدرت خرید مردم، ناپایداری بازارها و مشکلات معیشتی اگرچه نتیجه مجموعهای پیچیده از عوامل داخلی و خارجی است، اما اثر اجتماعی مستقیم دارد و به شکل طبیعی خود را در رفتار، گفتار و حتی اعتراضات اجتماعی نشان میدهد، نمیتوان از مردم خواست صبور باشند اما نشانههای جدی اراده برای اصلاح، مبارزه واقعی با فساد، شفافسازی تصمیمات و بهبود مدیریت اقتصادی را نبینند و این موضوع توسط دولت باید تدبیر و مدیریت شود و دولت نیز باید تلاش کند تا در واکنش به مطالبات به حق و قانونی مردم، واکنش و اقدام به موقع و درست نیز انجام دهد تا مردم اثر مشهود آن را در زندگی خود حتی در کوتاه مدت و بازهای مشخص لمس کنند.
ایران نیازمند گفتوگویی صادقانه میان حاکمیت و مردم است؛ گفتوگویی که به جای امنیتی دیدن همه نقدها، میان اعتراض دلسوزانه و پروژههای دشمنان خارجی تفاوت بگذارد که در طول سالهای گذشته همواره چنین بوده است ولی بعضا این مهم در ادامه روند ممکن است توسط دولت مردان نادیده گرفته شود که خود دولت باید نسبت به این موضوع، حساسیت داشته و آن را در اولویت کارهای خود قرار دهد و در واقع نگذارد حرفهای مردم بر زمین مانده و همه را از چشم حاکمیت و انقلاب اسلامی که در زمینه تصمیم گیری دولتی، موثر نیست بنویسند.
تجربه انقلاب اسلامی نشان داده هرگاه در مسیر اصلاح درونی حرکت شده، کشور قدرتمندتر، جامعه آرامتر و اعتماد عمومی تقویت شده است، در مقابل، تعلل در اصلاح و بیتوجهی به مطالبات طبیعی مردم میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود؛ سرمایهای که همواره بزرگترین پشتوانه انقلاب اسلامی بوده است و این مهمترین چیزی است که دشمن هیچگاه نتوانسته و نمیتواند از آن به نفع خود سواستفاده و بهره برداری کند و مصداق این در تقویم این سرزمین و دوران انقلاب اسلامی بسیار است که شاید 9 دی را به عنوان یکی از آن روزها که ملت در دفاع در انقلاب به میدان آمدند نام برد. .
تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، ناپایداری قیمتها و نبود چشمانداز روشن اقتصادی تنها معضل معیشتی نیست، بلکه به انرژی اجتماعی تبدیل شده و رفتار جمعی مردم را شکل میدهد. هر تصمیم اقتصادی، هر سیاستگذاری مالی و حتی هر خبر اقتصادی به سرعت به مسئله اجتماعی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی میتوان چند مسیر محتمل برای آینده را تصور کرد. اگر وضعیت اقتصادی بهبود نسبی نیابد و اعتماد عمومی ترمیم نشود، کشور با ادامه اعتراضات دورهای و موجی مواجه خواهد بود؛ اعتراضاتی که لزوماً به انقلاب منجر نمیشوند اما جامعه و حکومت را درگیر یک فرسایش متقابل میکنند. در مقابل، همچنان ظرفیت اصلاح، گفتوگو و بازسازی اعتماد وجود دارد؛ هرچند تأخیر در این مسیر، هزینهها را بیشتر خواهد کرد. بیتوجهی به مطالبات عمومی نیز میتواند جامعه را به سمت ترکیب خطرناک «بیاعتمادی عمیقتر و ناامیدی بیشتر» سوق دهد و این وضعیت شاید از هر اعتراض خیابانی خطرناکتر باشد.
با وجود همه چالشها، امید همچنان زنده است، ایران کشوری است که بارها در سختترین شرایط، راهی متفاوت و مبتنی بر عقلانیت و اتکای به مردم انتخاب کرده است، انقلاب اسلامی هنوز ظرفیتهای بزرگی برای اصلاح، بازسازی اعتماد، ارتقای حکمرانی و افزایش عدالت اجتماعی دارد، حتی در الگوسازی در استفاده از ظرفیتهای مردمی در طول تاریخ انقلاب اسلامی الگوی کشورهای دیگر نیز شده است ولی با این حال شرط فعال شدن این ظرفیتها، تصمیمهای شجاعانه، شنیدن صدای مردم و جدی گرفتن کرامت و معیشت آنهاست.
ایران امروز در آستانه یک انتخاب مهم ایستاده است: آینده هنوز بسته نشده است و همین «باز بودن افق»، بزرگترین نشانه زنده بودن این جامعه است، ادامه مسیر نه با انکار مشکلات، بلکه با شنیدن، فهمیدن و تصمیمهای شجاعانه رقم خواهد خورد.
ادامه مسیر با تقویت حکمرانی عادلانه، شفاف و پاسخگو در چارچوب انقلاب اسلامی، یا گرفتار شدن در چرخه فرسایشی بیاعتمادی، آینده را میتوان بهتر ساخت، اگر به روح واقعی انقلاب – مردممحوری، عدالتخواهی، عقلانیت و امید – بازگردیم، مسیر پیشرو هنوز باز است و این بزرگترین نشانه زنده بودن ایران و انقلاب است.
انتهای پیام/