به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، گفتمان انقلاب اسلامی در ذات خود، گفتمانی پویا، عدالتمحور و مردمپایه است؛ گفتمانی که قرار بود فاصله میان حاکمیت و جامعه را کاهش دهد و مردم را از تماشاگر به کنشگر تبدیل کند. کردستان نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ استانی با پیشینه انقلابی، مرزی، متکثر و حساس که همواره در متن تحولات ملی حضور داشته است.
اما واقعیت این است که میان «گفتمان انقلاب اسلامی» و «آنچه در زیست روزمره مردم کردستان دیده میشود» شکافی معنادار شکل گرفته است. شکافی که نه محصول مردم، بلکه نتیجه ضعف در ترجمه عملی مفاهیم انقلاب به سیاستگذاری، مدیریت و عمل اجرایی است.
مردم کردستان صرفاً در شعار انقلاب را نمیخواهند بلکه قلباً وفادار و همراه نظام هستند؛ آنها انقلاب را در عدالت، فرصت برابر، توسعه متوازن و کرامت انسانی مطالبه میکنند. هر جا این مؤلفهها محقق شده، مردم پای کار بودهاند و هر جا غایب بوده، فاصله ایجاد شده است.
گفتمان انقلاب اسلامی اگر قرار است در کردستان ماندگار بماند، باید از سطح مراسم، بنر، همایش و سخنرانی عبور کند و به متن تصمیمسازیها، بودجهها، انتصابات و اولویتهای اجرایی وارد شود؛ جایی که مردم نتایج را لمس میکنند.
یکی از آسیبهای جدی، مصادره گفتمان انقلاب توسط برخی مدیران و جریانهاست؛ کسانی که نام انقلاب را یدک میکشند، اما در عمل، فاصلهای عمیق با مطالبات انقلابی مردم دارند. این رفتار، بیش از هر چیز به اعتماد عمومی آسیب میزند.
در کردستان، جوان انقلابی کم نیست؛ مطالبهگر، دغدغهمند و وفادار به کشور. اما سؤال اینجاست: چه سهمی از مدیریت، تصمیمسازی و میدان عمل به این نیروها داده شده است؟ یا همچنان حلقههای بسته مدیریتی، مانع نفسکشیدن گفتمان انقلاباند؟
گفتمان انقلاب اسلامی بدون عدالت اجتماعی، صرفاً یک روایت ناقص است. بیکاری، توسعهنیافتگی برخی مناطق، ضعف زیرساختها و احساس نادیدهگرفتهشدن، چالشهایی هستند که با شعار حل نمیشوند و نیازمند اراده انقلابی در عملاند.
مسئله مهم دیگر، فاصله نهادهای فرهنگی با واقعیتهای اجتماعی استان است. تولید محتوا بدون شناخت میدانی، نه تبیین است و نه ترویج؛ بلکه بازتولید کلیشههایی است که مخاطب را پس میزند.
گفتمان انقلاب اسلامی در کردستان زمانی تقویت میشود که زبان گفتوگو جایگزین برخی نگاهها شود؛ زمانی که شنیدن نقد، تهدید تلقی نشود و مطالبهگری به رسمیت شناخته شود که خوشبختانه این فضا نیز فراهم است.
انقلاب اسلامی از ابتدا با نقد زنده بوده است. حذف نقد، یعنی تحریف انقلاب. کردستان امروز بیش از هر زمان، نیازمند نقد دلسوزانه درونگفتمانی است؛ نقدی که هدفش اصلاح باشد، نه تخریب.
نمیتوان از گفتمان انقلاب سخن گفت، اما سهم کردستان از توسعه ملی را نادیده گرفت. توازن منطقهای، آزمون صداقت در ادعای عدالت انقلابی است. نخبگان بومی، روحانیون آگاه، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و اجتماعی میتوانند پیشران گفتمان انقلاب باشند، اگر بهجای نادیدهگرفتهشدن، به رسمیت شناخته شوند.
یکی از خطرات جدی، تقلیل انقلاب به مناسبتها و سالگردهاست. انقلاب یک «فرایند زنده» است، نه یک «خاطره تاریخی». هر جا این درک تضعیف شود، گفتمان هم کمرنگ میشود.
کردستان ظرفیت تبدیلشدن به الگوی موفق همزیستی، مشارکت و پیشرفت در چارچوب انقلاب اسلامی را دارد، اما این ظرفیت بدون تصمیم شجاعانه و اصلاح رویهها بالفعل نخواهد شد.
مسئولان اگر به گفتمان انقلاب باور دارند، باید پاسخگوی فاصله میان وعده و عمل باشند. مطالبهگری مردم نه تهدید، بلکه سرمایه اجتماعی انقلاب است.
رسانهها در این میان نقش کلیدی دارند؛ نه در بزککردن واقعیت، بلکه در شفافسازی، طرح سؤال و مطالبهگری منصفانه. سکوت رسانهای، خیانت به گفتمان انقلاب است.
نسل جدید کردستان، انقلابیبودن را با کارآمدی میسنجد. اگر گفتمان انقلاب نتواند پاسخ عملی به مسائل معیشتی و اجتماعی بدهد، در ذهن این نسل تضعیف خواهد شد.
انقلاب اسلامی در کردستان نیازمند بازخوانی صادقانه است؛ بازخوانیای که ضعفها را بپذیرد و از نقد نترسد. تنها در این صورت است که میتوان از آیندهای انقلابی سخن گفت.
پرسش اصلی این نیست که آیا مردم کردستان به انقلاب وفادارند یا نه؛ چراکه این مردم در همه صحنههای حساس امتحان خود را پس داده و در راه وفاداری و دفاع از انقلاب اسلامی، 5536 شهید تقدیم کردهاند. پرسش این است که مدیران و تصمیمگیران تا چه اندازه به مردم و آرمانهای انقلاب وفادار ماندهاند؟
اگر گفتمان انقلاب اسلامی قرار است در کردستان ماندگار، مؤثر و الهامبخش بماند، راهی جز بازگشت به مردم، شجاعت در اصلاح، و صداقت در عمل وجود ندارد. انقلاب با مردم آغاز شد و با همراهی همین مردم تمام توطئههای دشمنان یکی پس از دیگری خنثی خواهد شد.
انتهای پیام/481