به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، اعتراض این روزها یکدست نیست. یک بخشش واقعی است، یک بخشش ساخته میشود. مشکل از جایی شروع میشود که این دو را یکی فرض کنیم.
اعتراض واقعی از زندگی میآید؛ از قیمتها، از فشار معیشت، از نااطمینانی. بازار تعطیل میشود، مردم جمع میشوند، نارضایتی گفته میشود.
نه رییس دارد، نه پرچم سیاسی مشخص، نه دستور براندازی. مطالبهمحور است.
اما همزمان، روایت اعتراض فعال میشود.
گروههای آشنا وارد صحنه میشوند، نمادهای مصرفشده دوباره بالا میآید، اعتراض اقتصادی به پروژه سیاسی وصل میشود. اعتراض از خیابان کمکم به رسانه منتقل میشود.
حمایتهای خارجی دقیقاً همینجا معنا دارد. این پیامها قرار نیست کمکی به مردم بکند؛ کارشان این است که بگویند «این مسیر دیگر دست شما نیست». این همان جنگ شناختی است؛ گرفتن اختیار از ذهنها.
خطر اصلی وقتی است که اعتراض با آشوب یکی شود، یا مطالبه مردم با براندازی. این اشتباه، هم اعتراض را میسوزاند، هم جامعه را وارد بازی دیگران میکند.
بلوغ جامعه یعنی همین تفکیک:
چه کسی معترض است؟
چه کسی موجسوار است؟
چه کسی از دور سناریو مینویسد؟
پاسخ درست نه هیجان است، نه انکار.
آرامش فعال، نه سکوت.
مطالبهگری، نه آشوب.
مدیریت معنا، نه افتادن در روایتهای آماده.
امروز مهمترین خط دفاعی ما همین است:
تشخیص درد واقعی از سناریوی تحمیلی.
یادداشت از سارا صمدی، پژوهشگر جنگشناختی
انتهای پیام/