به گزارش خبرگزاری تسنیم از سقز، در زمستان، برف پدیدهای غافلگیرکننده نیست؛ آنچه غافلگیرکننده است، تکرار ناتوانی مدیریتی در مواجهه با آن است. مسدود شدن چندروزه مسیر ارتباطی روستاهای سلیمانکندی، گاوشله، قبلهبلاغی و موکه در شهرستان سقز، بار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرده است: آیا مدیریت بحران فقط بعد از بحران فعال میشود؟
در روزهایی که کولاک و یخبندان، ارتباط چندین روستا را بهطور کامل قطع کرده بود، پیامهای مکرر شهروندان از منطقه خورخوره و مسیر درهقبله تا سرخموسی، از وضعیت نگرانکنندهای حکایت داشت؛ وضعیتی که نه فقط تردد، بلکه حتی امکان اطلاع از سلامت خانوادهها را مختل کرده بود.
قطع ارتباط در شرایط سرمای شدید، صرفاً یک «مشکل ترافیکی» نیست؛ تهدید مستقیم جان مردم است. در چنین شرایطی، انتظار افکار عمومی نه بازدید میدانی پس از فروکش بحران، بلکه پیشگیری، آمادگی و اقدام بهموقع است.
پس از گذشت چند روز از انسداد کامل مسیرها، فرماندار سقز با حضور در محورهای برفروبیشده، از عملیات انجامشده بازدید کرد و با مردم دیدار چهرهبهچهره داشت؛ حضوری که بیش از آنکه پاسخگوی مطالبه مردم باشد، شائبه نمایش مدیریتی پس از تأخیر را تقویت کرد.
فرماندار، در توجیه این تأخیر، مجموعهای از دلایل تکراری را ردیف کرد: حجم سنگین برف، همزمانی کولاک و بارش مجدد، سختگذر بودن مسیرها، گستردگی راههای روستایی و کمبود ماشینآلات. اما سؤال اساسی اینجاست: آیا این واقعیتها تازه کشف شدهاند؟!
شهرستان سقز سالهاست با همین شرایط اقلیمی، همین مسیرهای سختگذر و همین شبکه گسترده راههای روستایی زندگی میکند. اگر کمبود ماشینآلات وجود دارد، چرا پیش از بحران چارهاندیشی نشده؟ اگر مسیرها سختگذرند، چرا تجهیزات متناسب تأمین نشده؟ اگر بارش سنگین محتمل است، چرا آمادگی عملیاتی وجود نداشته است؟
مدیریت بحران، هنر توجیه بعد از حادثه نیست؛ هنر پیشبینی و پیشگیری است. فرماندار بهعنوان رئیس ستاد مدیریت بحران شهرستان، پیش از بارشها باید پاسخگوی این پرسش میبود که با چه امکاناتی، در چه زمانی و با چه اولویتی قرار است راههای حیاتی روستایی بازگشایی شود.
اظهارات سرپرست بخشداری مرکزی سقز مبنی بر اینکه «بهجز یک روستا، تمام مسیرها بازگشایی شدهاند»، در تضاد آشکار با روایت شهروندانی است که تا چند روز پیش از قطع کامل ارتباط سخن میگفتند. این فاصله میان گزارش رسمی و واقعیت میدانی، خود نشانهای از ضعف در نظام پایش و اطلاعرسانی است.
آنچه در ماجرای انسداد راههای روستایی سقز رخ داد، صرفاً یک تأخیر فنی نبود؛ شکست در مدیریت، برنامهریزی و پاسخگویی بود. بازدیدهای میدانی پس از فروکش بحران، نه درد مردم را درمان میکند و نه مسئولیتها را سبکتر.
فرماندار سقز باید بهصورت شفاف اعلام کند: چرا تجهیزات و ماشینآلات متناسب با شرایط منطقه تأمین نشدهاند؟ چرا سناریوی عملیاتی مشخص برای بارشهای سنگین وجود نداشته است؟ چه زمانی این ضعفها برطرف خواهد شد و چه نهادی پاسخگوی تکرار آن خواهد بود؟
مردم روستاهای سقز، مدیریت نمایشی نمیخواهند؛ راه باز، ارتباط پایدار و مدیریتی مسئولانه میخواهند. اکنون نوبت پاسخگویی صریح فرماندار و ستاد مدیریت بحران شهرستان است، نه تکرار توجیههایی که سالهاست برف آنها را آب کرده است.
انتهای پیام/481