به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در جهانی که زرقوبرق مادی، زن را یا به کالایی برای مصرف تبدیل میکند یا به ابزاری برای پروژههای فکری و سیاسی، این پرسش همچنان زنده است: زنی که نمیخواهد در جهل و حماقت زندگی کند، راه درست زیستن را از کجا باید بیاموزد؟ آیا در دل این دنیای پرهیاهو، الگویی اصیل وجود دارد که زن را از افتادن در دام دنیاپرستان، هوسرانان و استعمارگران نجات دهد؟
پاسخ، نه در نسخههای مدرنِ بزکشده و نه در الگوهای تحمیلی شرق و غرب است؛ پاسخ را باید در قرآن و تاریخ زندهی اسلام جستوجو کرد. قرآن، زنانی را معرفی میکند که نه قربانی شرایط شدند و نه تسلیم قدرت؛ زنانی چون آسیه، همسر فرعون، و مریم، مادر مسیح. و در تاریخ اسلام، نامی میدرخشد که فراتر از زمان ایستاده است: زینب کبری(س).
حضرت زینب(س) در خانهای رشد کرد که مدرسهی انسانسازی بود. پدرش علی(ع)، نماد عدالت، زهد و شجاعت بود؛ انسانی که دنیا را میشناخت اما اسیرش نشد. ساده میزیست، سختی را انتخاب میکرد و در عبادت و اخلاق بینظیر بود. مادرش حضرت فاطمه(س)، الگویی کامل از زنِ مؤمنِ مسئول بود؛ زنی که عبادت، کار، تربیت فرزند و دفاع از حق را با هم جمع کرده بود. حضرت زینب در چنین فضایی آموخت که دینداری یعنی مسئولیت، نه انزوا.
دانش حضرت زینب(س)، دانشی عادی و آموختهشده در کلاس نبود. امام سجاد(ع) دربارهاش میفرماید: «عالِمهای هستی که معلم ندیدهای.» او مفسر قرآن بود، معارف الهی را میشناخت و در زمانی که علی(ع) در کوفه بود، برای زنان تفسیر قرآن میگفت. خطبههای او در کوفه و شام، گواه روشنی بر تسلط علمی، قدرت تحلیل و شناخت عمیقش از قرآن و تاریخ است. حضرت زینب(س) خوب میدانست کجا، کدام آیه را بخواند تا پایههای دروغ را فرو بریزد.
اما علم، اگر با عبادت و اتصال به خدا همراه نباشد، به قدرتطلبی میرسد. حضرت زینب(س) در عبادت، همپای بزرگترین اولیای الهی بود. حتی در سختترین لحظات اسارت، نماز شب را ترک نکرد. امام حسین(ع) که مقام معنوی خواهرش را میشناخت، در آخرین وداع از او خواست که در نماز شب، دعاگویش باشد. این نشان میدهد حضرت زینب(س) نه فقط راوی عاشورا، که صاحب مقام قرب الهی بود.
زهد حصرت زینب(س)، زهد ناتوانی نبود؛ زهد انتخاب بود. همسرش عبدالله بن جعفر از ثروتمندان و کریمان زمانه بود، اما حضرت زینب دل به دنیا نبست. با دست خالی به کربلا رفت، اسارت را بر رفاه ترجیح داد و حتی دو فرزندش را در این مسیر تقدیم کرد، بیآنکه ایمانش بلرزد. او نشان داد که زن میتواند مادر باشد، همسر باشد، و در عین حال، در بزنگاه تاریخ، انتخابی بزرگ انجام دهد.
اوج شخصیت حضرت زینب(س) در مقام «رضا و تسلیم» نمایان میشود. آنجا که در برابر ابنزیاد میایستد و میگوید: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»؛ این جمله، عصارهی یک جهانبینی است. حضرت زینب(س) شهادت را شکست نمیبیند، بلکه اوج زیبایی میداند، چون پایانش را میشناسد. چنین نگاهی، انسان را از فروپاشی نجات میدهد.
صبر حضرت زینب(س)، صبری افسانهای نیست؛ صبری آگاهانه و فعال است. او مصیبتهایی دید که کوه را خم میکند: شهادت مادر، پدر، دو برادر، فرزندان و اسارت. اما در هیچکدام، از مسیر حق خارج نشد. صبرش، سکوت نبود؛ ایستادگی بود.
شجاعت حضرت زینب(س) نیز تنها در میدان کربلا معنا نمیشود؛ شجاعت واقعی او در کوفه و شام ظهور کرد. در روزگاری که همه از حکومت اموی میترسیدند، حضرت زینب ایستاد و با کلمه، امپراتوری دروغ را لرزاند. در برابر ابنزیاد و یزید، بدون لکنت و ترس، حقیقت را فریاد زد و آنها را از تخت قدرت به جایگاه متهم تاریخ کشاند.
او گریه هم کرد؛ اما گریهای آگاهانه. گریهای که هم تسکین دل بود و هم ابزار حفظ پیام عاشورا. زینب نشان داد که گریه با شجاعت تناقض ندارد؛ بلکه مکمل آن است.
حضرت زینب(س) فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ یک «الگوی زیستن» است. الگویی برای زنی که میخواهد در جهان امروز، هم مؤمن بماند، هم آزاد، هم آگاه و هم مسئول. او ثابت کرد زن، اگر به ایمان و معرفت تکیه کند، میتواند تاریخ را تغییر دهد.
نویسنده: حسین مهر از پژوهشگران حوزه معارف اسلامی
انتهای پیام/