به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، دهها سال است که ایران و برخی کشورهای اسلامی دیگر، گرفتار روشنفکرانی هستند که گرایش به غرب، هویت شخصیتی و محتوای تفکرشان است.
همواره در کلاسهای درسی و در مقالاتم سعی کردهام با غربگروی به عنوان یک اندیشه مواجه شوم و نقد کنم.
اما این روزها و ماههای اخیر ، سبب شده است که نگاه من به روشنفکران غربگرا متفاوت شود.
صهیونیستها دو سال غزه و مردم بیدفاعش را کوبیدند.
دولت آمریکا به بهانه توقف انرژی هستهای، به میان کوچه و خیابان کشورم حمله کرد و بمب ریخت.
دیروز هم به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر به ونزوئلا حمله کرد و رئیس جمهور قانونی آن کشور را که منتخب مردم بود، در روز روشن دزدید!
اما دریغ! حتی از یک صدای ضعیف که از حلقوم این روشنفکران، بر ضد رفتار غرب و آمریکا در بیاید.
ظاهراً جنایات غرب، نه تناقضی با عقلانیت عملی ملکیان دارد و نه با الگوی صراطهای مستقیم دکتر سروش تنافی پیدا میکند!
زیباکلام با اینکه دکتر علوم سیاسی است، همواره بر بیارتباط بودن مسایل دنیا با ایرانیها تأکید کرده!! و او و سریعالقلم مشکل را در خود ما ایرانیها جستجو میکنند که مثلاً انتخاب مسئولان ارشد ایرانی از میان طبقه فقرا، یکی از این مشکلات است!!
نمیدانم نظر شما چیست؟!
چرا ملکیان و ملکیانها، زیباکلام و زیباکلامها همچنان در برابر مدرنیته و غرب خاضع و متواضع و طرفدار هستند؟ مگر این آشفتگی در جهان، مطابق با نظریه اراده معطوف به قدرت نیچه نیست؟! مگر اگزیستانسیالیستها نگفتند انسان دسترسی به حقیقت ندارد؟ و مگر نه این است که برای لگدکوب کردن ارزشهای انسانی، ابتدا باید دسترسی به حقیقت را نفی کرد؟!
نکته جالب اینکه شاگردان و مقلّدان این روشنفکران نیز، به احترام استادشان در برابر جنایت غرب در ایران و کشورهای دیگر، سکوت کردهاند، ولی تا دلتان بخواهد، برای غربیشدن هویت زن و مرد ایران و ایرانی تلاش میکنند، حتی پس از دوسال کشتار مردم مظلوم غزه و حتی پس از جنگ دوازده روزه!
مگر دموکراسی مدل انتخاب غربی نیست؟ پس چگونه میتوان همزمان هم از دموکراسی دفاع کرد و هم در برابر دزدیده شدن مادورو رئیسجمهور قانونی ونزوئلا توسط کشور دیگر سکوت کرد؟
با یقین می گویم که این طیف روشنفکران، صرفاً از اختلال هویتی و روحی رنج میبرند. وگرنه انباشت این حجم از فکر و گرایش کج در یک شخص، بطور طبیعی ناممکن است.
پینوشت 1: غربگروی را یک رویکرد علمی میدانم؛ ولی آنچه امروز در شبه روشنفکران ایرانی رایج است، غربگرایی است نه غربگروی.
پینوشت 2: به نظرم امروز و پس از دزدیدن رییسجمهور مادارو، قانون جنگل در مواجهه با قانون سازمان ملل، «ده-هیچ» جلو افتاده!
نویسنده: حجتالاسلام سید احمد غفاریقرهباغ، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
انتهای پیام/