به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، تفرقه مسلمانان خسارتها و لطمات مادی و معنوی جبرانناپذیری بر پیکر امّت اسلامی وارد ساخته است. این زخم خونین در چهره زیبای امّت اسلامی از دید مصلحان امّت پنهان نمانده و نگرانی آنان را برانگیخته است. از این رو، مصلحانی درصدد ایجاد وحدت بین مسلمانان برآمده اند تا به گونه ای التیامبخش این دردِ جان گداز قلب امت اسلامی باشند.
حضرت علی(ع) از چهره های شاخص مصلحان وحدتطلب پس از رسول اکرم(ص) است. آن حضرت را به حق میتوان بزرگترین منادی وحدت امت اسلام نامید. ایشان پیامدهای تفرقه را به خوبی شناخته بودند و میدانستند که تفرقه در میان امت اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی، اثرات منفی بسیاری بر جای میگذارد که اگر رفع آن غیرممکن نباشد، مشکل است.
وحدت از دیدگاه حضرت علی(ع) دامنه وسیعی داشت و علاوه بر مسلمانان و مستضعفان امت همه انسانهای روی زمین را نیز شامل میشد. هدف آن حضرت در وحدتخواهی، پیشبرد اهداف اسلام، تحقق عدالت اجتماعی و اقامه عدل بود. در بیشتر خطبهها، حکمتها و نامههای آن حضرت میتوان پژواک وحدتخواهی را شنید.
حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به مسلمانان میفرمایند: «موجهای فتنه را با کشتیهای نجات بشکافید، از ایجاد اختلاف و دودستگی دوری گزینید، و نشانههای فخرفروشی را از سر بردارید. اگر سخن بگویم، میگویند: بر فرمانروایی حریص است، و اگر خاموش بنشینم، میگویند: از مرگ میترسد. به خدا سوگند، علاقه فرزند ابوطالب به مرگ بیش از علاقه کودک به سینه مادر است. اگر سکوت میکنم، به سبب علم و آگاهی خاصی است که در آن فرو رفته ام، و اگر شما مثل من آگاه بودید، بسان ریسمان چاه، مضطرب و لرزان میشدید.»
علمی که امام از آن سخن میگویند، همان آگاهی از نتایج وحشتآور اختلاف و دودستگی است. ایشان میدانستند که تفرقه و جنگ داخلی به بهای محو اسلام و بازگشت مردم به عقاید جاهلی تمام میشود.
در اینجا، کلام و سخن حضرت علی(ع) درباره ریشه، ماهیت و آثار وحدت در قالب هفت عنوان ذکر میشود:
1. اتحاد ارمغان بعثت
حضرت علی(ع) وحدت را هدیه و ارمغان بعثت رسول اکرم(ص) میدانند; نعمتی که خداوند به بشریت ارزانی داشته است. آن حضرت با تشریح وضعیت مردم پیش از اسلام، آثار و برکات دین اسلام و بعثت رسول اکرم(ص) را در خطبهای اینگونه بیان میکنند: «در روزگاری که زمینیان، ملتهایی بودند گسیخته، با گرایشهای ناهمسو و روشهای پراکنده در هر سو، کسانی در شناخت خدا به قیاس آویخته، و در دیگر سو، قومی با نام خدا در دام الحاد فرو افتاده و گروهی دیگر بتپرستی را پیشه خود ساخته، پس به دست پیامبر، آنان را از گمراهی برهانید و با جایگاه او از نادانیشان برکشید.»
آن حضرت از جمله آثار بعثت پیامبر اکرم(ص) را دفن کینهها و پیوند برادری امّت میدانند و در ضمن خطبهای میفرمایند: ««خداوند به وسیله او، کینه ها را دفن و آتشها را خاموش کرد، بیگانگانی را پیوند برادری داد و خویشاوندانی را پراکند.»
حضرت علی(ع) بعثت رسول اکرم(ص) را نعمتی عظیم میدانستند که با متحد ساختن امت اسلام، آرامش را بر همه ارزانی داشت. آن حضرت در تبیین جایگاه و اهمیت فوقالعاده وحدت خطاب به مردم میفرمایند: «خداوند سبحان با وحدت و برادری، بر این امت منت گذارده است تا در سایه این رشته همبستگی آرام گیرند، نعمتی که هیچ ارزشی را همانند آن نمیتوان تصور کرد و هیچ آفریدهای بهایش را درنمییابد; زیرا از هر ارزشی پربهاتر است و از هر سترگی سترگتر.»
2. اتحاد زمینه نزول فیض الهی
حضرت علی(ع) اتحاد امت اسلامی را زمینه نزول فیض الهی میدانند. ایشان فیض و برکات الهی را در همه مقاطع اسلام با چشم خود دیدهاند و میدانند اسلام چه رعب عجیبی را در دل امپراتوران جهان و قدرتهای ستمگر به وجود آورده است. آن حضرت با تمام وجود میدانند این موهبتها در اثر وحدت امت اسلام به وجود آمده است و از این رو، مردم را از تفرقه بر حذر میدارند و در ضمن خطبهای میفرمایند: «بیگمان، در تاریخ گذشته و آینده بشر، هرگز خداوند با اختلاف، خیری را به کسی ارزانی نداشته است و نمیدارد.»
آن حضرت ضمن بیان آثار اختلاف، مردم متفرق زمان خود را سرزنش میکنند و در اینباره میفرمایند: «شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند که چنین وضعی قلب انسان را میمیراند و از هر سو، غم و اندوه را برمیانگیزد که این قوم بر باطل خویش، متحد و هم داستانند و شما از محور حقتان پراکندهاید.»
آن حضرت جمعیت زیاد را با وجود تفرقه بیثمر میدانند و میفرماید: «بیشک تا وقتی قلبهایتان هماهنگ نباشد، بسیاری شمارتان به کار نیاید.»
حضرت علی(ع) از جمله آثار نیک وحدت را پیروزی امتهای متحد میدانند، حتی اگر این افراد از اهل باطل باشند. در همین باره، ضمن سرزنش اهل کوفه میفرمایند: «به خدا سوگند، با چنین اوضاع و احوالی، به گمان خویش، آینده را چنین میبینم که آنان با استفاده از نقطههای ضعف شما، دولت را در اختیار میگیرند; چراکه آنان بر محور باطل خویش فراهماند و شما از محور حقتان پراکندهاید.»
حضرت علی(ع) ویرانی اندیشه و تفکر صحیح را از آثار مخرب اختلاف و تفرقه میدانند، چرا که با نبود اندیشه و تفکر صحیح، هیچ پیشرفت و اصلاحی در جامعه به وجود نمیآید. آن حضرت در اینباره میفرمایند: «اختلاف، ویرانگر اندیشه است.»
3. تأکید حضرت علی(ع) بر وحدت در همه مواضع
حضرت علی(ع) در تمام مقاطع زندگی خود، چه در دوران رسالت پیامبر یا در دوران سکوت و خانهنشینی و یا در دوران خلافت، همه امت اسلام را به وحدت و انسجام دعوت مینمودند حتی در بستر شهادت، فرزندان خود را، که هادیان و امامان بشریت پس از اویند، به وحدت و دوری از تفرقه سفارش میکردند.
ایشان در وصیت خود به امام حسن و امام حسین(ع) میفرمایند: «و بر شما باد به همبستگی و فداکاری متقابل، و زنهار از گسستگی و پشت کردن به همدیگر!»
آن حضرت برای تحقق وحدت، رفتار ناپسند برخی از علما را در صدور فتاوای متضاد، نکوهش میکنند و آنها را به این امر مهم توجه میدهند که خدا، پیامبر و کتابشان یکی است.
حضرت علی(ع) درباره اهمیت وحدت در امور نظامی و ویرانگری تفرقه در اینباره به سربازان و فرماندهان سپاه اسلام به اتحاد و پرهیز از تفرقه سفارش میکنند: «زنهار از پراکندگی! بکوشید که در فرود و کوچ، هماهنگ باشید.»
4. امت مطلوب از دیدگاه حضرت علی(ع)
حضرت علی(ع) دنیای مطلوب و آرمانی خود را که تمایل دارد بشریت با تمسک به اسلام حقیقی به آن برسد، دنیای فرشتگان و عالم ملکوت معرفی میکنند و در توصیف چنین موجوداتی، در ضمن خطبهای میفرمایند: «ملائکه هرگز به اسارت ابلیس درنیایند و به دام اختلاف درنیفتند، رابطههای پلید و پلشت به وجود آمده از حسدورزیها بر آنها چیره نگردد، صفوفشان با انواع تردیدها در هم نریزد، و با تصمیمگیریهای پنهان، در پس پردهها گروه گروه نشوند و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشاند.»
بهراستی، اگر تمام بشریت به هدف اصلی خلقت، که همان قرب به خدا و ر سیدن به سعادت همهجانبه است، توجه کنند و بدانند وسیله رسیدن به این هدف متعالی پیروی از قوانین خدا همراه با زدودن رذایل نفسانی از خود و آراستن درون به فضایل اخلاقی و نفسانی است و بر طبق آن عمل کنند، نه تنها همانند فرشتگان، بلکه برتر از آنان هم میشوند.
5. مرز بین سنت و بدعت
از جمله اموری که وحدت و همبستگی امتها را حفظ میکند و موجب قوام جامعه میشود، سنتهای پسندیده جامعه است. یک حاکم اسلامی باید این سنتها را حفظ کند و از آنها پاسداری نماید، اما حاکمی که به این ارزشها و سنتها بیاعتنا باشد و حفظ آن را بر خود لازم نداند جامعه را دچار تفرقه میکند و پایههای حکومت را سست مینماید.
حضرت علی(ع) در اینباره، به کارگزارانشان مینویسند: «آیین و سنت پسندیدهای را که بزرگان این امت بدان عمل کردهاند و مردم به سبب آن به هم پیوسته و الفت یافتهاند و براساس آن، رعیت با یکدیگر سازش و سامان پیدا کردهاند، بر هم مریز و آیین و سنتی ایجاد مکن که به سنتهای نیک گذشته زیان رساند.»
حضرت علی(ع) در همین باره، راه شناخت صحیح از باطل را در مواضع تنازع و اختلاف، رجوع به کلام خدا و سنت رسول اکرم(ص) میدانند. در این باره میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا و رسول و اولیالامر اطاعت نمایید، و هرگاه در امری دچار اختلاف و تنازع شدید آن را به خدا و رسول خدا ارجاع دهید.» و ارجاع به خدا، اخذ به آیات محکم الهی است، و ارجاع به پیامبرش یعنی: چنگ زدن به سنت او که وحدتبخش است، نه پراکندهساز.
6. اتحاد شرط اجرای عدالت
حضرت علی(ع) عدالت را یک تکلیف و وظیفه الهی، بلکه یک ناموس الهی میدانند و هرگز روا نمیشمارند که یک مسلمان تماشاچی تبعیض و بیعدالتی باشد. اسلام اجازه نمیدهد آنجا که اجتماع به دو طبقه ستمگر و ستمکش، یکی پرخور و ناراحت از پرخوری، و دیگری گرسنه و ناراحت از گرسنگی تقسیم میشود، مسلمان دست روی دست بگذارد و تماشاچی صحنه باشد. ایشان خود به همین دلیل، وظیفه سنگین خلافت را پذیرفتند.
در این باره فرمودند: «سوگند به کسی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر جمع مردم نبود و اگر پیمان خدا از دانشمندان نبود که در مقابل پرخوری ستمگر و گرسنگی ستمکش ساکت ننشینند، قطعاً افسار خلافت را بر گُردهاش میانداختم و مانند روز اول کنار مینشستم.»
هدف اصلی حضرت علی(ع) اجرای عدالت بود و با به دست گرفتن حکومت، میخواستند مردم را به سنت پیامبر(ص) بازگردانند و امتیازات طبقاتی را از میان بردارند و غنایم را بالسویه تقسیم کنند. ایشان در تحقق این هدف، قهراً با مشکلاتی مواجه بودند و این طبیعی بود که سودجویان و دنیا طلبان با تحمیل جنگ و ایجاد تفرقه، جلوی روش عدالت منشانه آن حضرت را بگیرند.
حضرت علی(ع) با درک لزوم وحدت و انسجام امت اسلام برای اقامه عدالت، از جنگطلبان دنیا دوست میخواستند آتش جنگ را خاموش سازند تا زمینه ایجاد عدالت فراهم آید.
در اینباره میفرمودند: «پیشنهاد کردیم که بیایید با خاموشی آتش جنگ و آرام کردن انبوه مردم، به چارهجویی و درمان بنشینیم تا کار مسلمانان قوام یابد و ما برای اجرای حق و عدالت، نیرومند شویم.»
امیرالمؤمنین(ع) وحدت و عدالت را یک رابطه دوسویه میدانند و معتقدند؛ «اگر در جامعهای عدالت وجود نداشته باشد، اتحاد هم نخواهد بود. از این رو، در دوران خلافت خویش، چون ظلم حاکمان را زمینه تفرقه و جدایی مردم از حکومت میدیدند، کارگزاران خود را تحت نظر داشتند و از راههای گوناگون، آنان را بررسی میکردند، چنانچه فردی مرتکب خلافی میشد، وی را نصیحت و در صورتی که لازم بود، برکنار میکردند.»
این نظارت تنها به کارگزاران بلندمرتبه ختم نمیشد، بلکه به کارگزارانشان دستور میدادند برای افراد زیردست خود هم مراقبانی مطمئن بگمارند و عمل آنها را زیر نظر بگیرند. در اینباره، خطاب به مالک اشتر نخعی میفرمایند: «از آن پس، کارهای آنان را زیر نظر بگیر و بررسی نما و چشمهای (جاسوسان و ناظران نهانی) راستگو و وفا پیشه برایشان بگمار، زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مهربانی بر رعیت وامیدارد.»
حضرت در ادامه به آنها فرمان میدهند: «اگر یکی از آنها خیانت ورزید و این خیانت از طریق جاسوسان تو تأیید شد، او را علاوه بر تنبیه بدنی، نزد مردم خوار بدار و آنچه را به دست آورده است بستان و بر او علامت خیانت بگذار تا همیشه بدنام بماند.»
از دیدگاه حضرت علی(ع)، دستگاه قضاوت در اسلام، برای حل مشکلات سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، مالی و رفع اختلافات بین افراد قرار داده شده است. در این رکن نظام، حق مظلوم از ظالم گرفته میشود و ضعیف در پناه آن احساس امنیت و ظالم در مقابل آن احساس خطر میکند.
آن حضرت در معرفی قوه قضاییه خطاب به کارگزاران خود مینویسند: «در قضاوت میان مردم، با نیت نیک بنگر زیرا قضاوت برای گرفتن حق مظلوم از ظالم و دریافت حق ضعیف از قوی و اقامه حدود خدا به روش و برنامهای است که وسیله اصلاح بندگان خدا و شهرهای او گردد.»
با توجه به این جایگاه عظیم قضاوت برای ایجاد عدالت بود که آن حضرت دستگاه قضا را به گونهای که با شرایط و قوانین اسلام مطابقت داشته باشد، در حکومت کوتاه خود شکل دادند و در اجرای قوانین اسلامی در دستگاه قضا، هیچ گذشتی اعمال ننمودند و حاضر نشدند در اجرای احکام، بین قوی و ضعیف، حاکم و رعیت، دوست و دشمن تفاوت باشد.
حضرت علی(ع) در انتخاب قضات بسیار سختگیر بودند و افرادی را برای قضاوت انتخاب میکردند که دارای شرایط خاص باشند.
7. وحدتهای نامقدس و ضد ارزش در دیدگاه حضرت علی(ع)
حضرت علی(ع) در تبیین ماهیت وحدت، بعضی وحدتها را نامقدس و ضدارزش میدانند، همچون وحدت اوباش و بیفرهنگها و کسانی که به باطل گرایش دارند. آن حضرت در توصیف حال این افراد فرمودهاند: «اینان از قشری برآمدهاند که اگر هم داستان شوند چیره خواهند شد، و چون پراکنده شوند شناخته نگردند.»
به روایتی دیگر، امام فرمودند: «این افراد کسانی هستند که هرگاه متحد شوند ضرر میزنند، و هرگاه متفرق میشوند نفع میرسانند.» برخی افراد گفتند: ما مضرت اجتماع آنها را میشناسیم، اما منفعت افتراق آنها چیست؟ حضرت فرمودند: «اینان وقتی متفرق میشوند صاحبان حرفه و مشاغل به کار خود مشغول میشوند و در نتیجه، مردم از عمل آنها نفع میبرند، همان گونه که مردم از عمل بنا، بافنده و نانوا، نفع میبرند.»
حضرت علی(ع) در ضمن دعایی از خداوند میخواهند چنین اتحادهایی را متفرق سازد: «بار خدایا، سرانجام، اگر این قوم پذیرای حق نشدند جماعتشان را پراکنده و شعارهایشان را گونهگونساز و خطاهاشان را دست و پا پیچ خودشان کن.»
نویسنده: کاظم میرجلیل، پژوهشگر حوزه تاریخ
انتهای پیام/