به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، محمد ایمانی در یادداشتی که برای روزنامه کیهان نوشته آمده است:
1) ایران، چون قدرتمند بود، دستخوش جنگ نیابتی اسرائیل و آمریکا در پوشش اغتشاش و آشوب شد. تصویرسازی «ایران ضعیف»، راهبرد دشمن برخلاف واقعیتهای جاری است تا با انگارهسازی بتواند از سد استوار ملت ایران عبور کند. این ادعا را که «ایران، قدرتمند و خار چشم دشمن است» در پایان همین یادداشت با استناد به ارزیابی محافل عبری و غربی اثبات خواهیم کرد. تحولات میدانی را باید در مقیاس واقعی خود دید و اسیر عملیات روانی حریف نشد. نظم جهانی به ضرر مستکبران در حال رقم خوردن است. آنها در حمله به ایران، به عنوان گلوگاه قدرت منطقه و جهان، شکست بزرگی خوردهاند که پس از جنگ جهانی دوم بیسابقه است و اگر روایت آن تثبیت شود، دیگر کلاهی به پشمشان نخواهد ماند. البته این واقعیت مهم، نباید مانع از دیدن نقاط آسیب خود و معابر شبیخون دشمن شود.
2) کشور در ماجرای اغتشاشات، از مجاری متعددی شبیخون خورد:
- برخی بیتدبیریهای اقتصادی و خوشخیالی درباره مذاکره با دشمن عهدشکن/ کوتاهی در تدابیر اقتصادی مانند مطالبه بازگشت 100 میلیارد دلار ارز صادراتی، و ولنگاری در واگذاری منابع محدود ارزی.
- کوتاهی در حفر خندق در مقابل جبهه همراه دشمن/ کمرنگ شدن مرز برخی محافل سیاسی و مدیریتی با نفوذیها و پایوران دشمنان ملت ایران.
- کوتاهی در حراست از مرزهای فرهنگی و رسانهای/ فقدان شبکههای مجازی قانونمند و بازگذاشتن معبر پیامرسانهای بیگانه برای هر نوع شبیخون و دستکاری در افکار عمومی.
- مشغولشدن بخشی از مدیران و سیاستمداران با حاشیههای فرساینده، و غفلت از تحرکات مباشران دشمن.
3) تصاویری که از جنایت اشرار تروریست در کف خیابان منتشر شده، ناظران را به یاد جنایات سازمانیافتهای میاندازد که در گذشته با پیمانکاری گروهکهای تروریستی منافقین، داعش، کومله، پژاک و جیشالظلم در ادوار مختلف انجام شده است. پیمانکاران بدنام، اینبار مامور بودند به جای رویارویی، جنایت و شرارت را از طریق استتار میان مردم انجام دهند و انتقامی نیابتی را از ملت ایران بگیرند. حمله به مساجد و امامزادهها، آتش زدن قرآنکریم و پرچم ملی، حمله به مجسمه یا تصاویر شهید سلیمانی، شعار «موشکها را رها کن»، «نه غزه نه لبنان»، «امسال سال خونِ» و...، سلاخی کردن مردم و مدافعان امنیت و رهگذران و آتش زدن خودروها و موتورسیکلت آنها، آتش زدن کاملا سازمانیافته دهها بانک و مغازه و فروشگاه و اتوبوس و آمبولانس و ماشین آتشنشانی، و اِرعاب کسبه و تعطیلی کسبوکارها، بخش کوچکی از سیاهه جنایات شبکههای تروریستی است و پاسخ این سؤال را روشن میکند که جوخههای ترور، مامور انتقامگیری و عقدهگشایی به نیابت از چه کسانی بودهاند؟ علت شکست پروژه آشوب و جنگ داخلی را باید در فهم دقیق تودههای مردم از ماجرا دانست.
4) اشرار سازمانیافته که اغتشاش را در پوشش «اعتراض بازار» استارت زده بودند، پس از عدم همراهی مردم، نقاب از چهره برداشتند، تا با آتشافروزی و جنایت و شرارت، جای خالی مردم را در پروژهای که سفارش گرفته بودند، پر کنند! قاطبه مردم با وجود گلایههای اقتصادی بهحق، حاضر نشدند به دشمن پهلو و کوچه بدهند؛ چراکه زخم تحریم اقتصادی ظالمانه و حمله جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل، همچنان تازه است.
5) نباید سازمان تدارک اغتشاش را محدود در گروهکهای جنایتکار دید. تقلای همیشگی برخی محافل در اعتراضنمایی شرارت و جنایت و اغتشاش، آنها را در مظان اتهام جدی قرار داده است. محافلی که با سوءمدیریت یا دادن آدرسهای گمراهکننده به مدیران، زمینه تولید نارضایتی را فراهم کردند، اگر ریگی به کفششان نباشد، باید اظهار شرمندگی و عذرخواهی کنند؛ اما اگر اقدامات تروریستی دواعش و منافقین محارب را اعتراض جا زدند، در مظان این اتهام قرار میگیرند که مسله آنها فقط بیکفایتی نیست، بلکه بخشی از پازل فاز دوم جنگ علیه ملت ایران هستند.
6) سردبیر شبکه صهیونیستی اینترنشنال که شبانهروز به آشوبگران خط میداد، نه یک صهیونیست یا سلطنتطلب سابقهدار است و نه از عضو رسمی سازمان منافقین و کومله، بلکه معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در دولت خاتمی بوده است! این وطنفروشی در حالی است که دو خبرنگار صهیونیست، به وابستگی شبکه مذکور به سرویس جاسوسی موساد اذعان کردهاند: یکی، «باراک راوید» خبرنگار وبگاه عبری «واللا» و وبگاه آمریکایی آکسیوس که نوشت: «موساد برای جنگ اطلاعاتی علیه ایران، به طور منظم از شبکه ایران اینترنشنال استفاده میکند». و دیگری،
«یوسی میلمان» تحلیلگر اطلاعاتی هاآرتص که تصریح کرد: «ایران اینترنشنال، متعلق به موساد است. موساد اطلاعات و مطالبی را که نمیخواهد به نام خود منتشر کند، از طریق این شبکه منتشر میکند».
7) سند دیگر، یادداشت «اکبر گنجی» (نویسنده نشریات اصلاحطلب در دوره خاتمی/ عضو «اتاق فکر جنبش سبز در لندن» به ریاست مهاجرانی) است. وی، اواسط اسفند 1398، ضمن بررسی کارکرد رسانههای مزدور نوشت: «ما کارمند بخش پروپاگاندای دولت ترامپ، بوریس جانسون، نتانیاهو و سعودی هستیم. وظیفه ما وحشتافکنی پیرامون شیوع کرونا در ایران است تا با فرو پاشاندن سازمان اجتماعی، مردم را به خشونت جمعی بکشانیم... گمان باطل نکنید که ما مخالف سیاسی، مدافع حقوق بشر، و... هستیم؛ نه، فقط کارمند پروپاگاندای دولتهای راست افراطی هستیم... ما تشنه مرگ و خون مردم ایرانیم. کاری را که شدیدترین تحریمها نتوانست با ایران انجام دهد، ما موظف هستیم با کروناهراسی انجام دهیم».
8) دهها جاسوس- خبرنگار (فراری یا هنوز مقیم ایران) در حالی برای شبکه اینترنشنال، بیبیسی، رادیو فردا و... تولید محتوا میکنند که وانمود میکردهاند اصلاحطلبند. البته بسیاری از اصلاحطلبان، از این خیانت مبرا هستند. آنها باید در مقابل پروژه نتانیاهو- ترامپ مرزبندی قاطع داشته باشند و اجازه ندهند که کسانی، هم معیشت مردم را زخمی کنند و هم به تعمیق زخم از طریق حمایت از آشوب (در پوشش اعتراض) بپردازند. به لجن کشیدن واژه انتقاد و اعتراض، و به حاشیه انداختن مشکلات واقعی، ظلم بزرگی در حق مردم است. ناراضی کردن مردم با تصمیمات غلط، و سپس ادعای حمایت از اعتراض(!) نهایت بیصداقتی است. این در حالی است که هر آشوب، تحریم و رکود و تورم بیشتر را در پی داشته است.
9) هر وقت پیادهنظام دشمن از معبر فضای رسانهای بیدر و پیکر، شبیخون زد و امنیت ملی ما را به خطر انداخت، همه باور کردند که این فضای عاریهای، ناامن است و باید برای شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات چارهاندیشی کرد. اما وقتی شرایط (پس از تحمیل انبوهی از خسارتها) آرام شده، مجدداً برخی محافل، همین موضوع بدیهی امنیت ملی را به دستایزی برای دوقطبیسازی و منازعات قبیلهای تبدیل کردند تا نیاز زیرساختی کشور تامین نشود. مقصران ایراد خسارت به کسبوکار مردم، هنگام اجبار امنیتی و توقف اینترنت، برای کسبوکار مردم در فضای مجازی هم اشک تمساح میریزند؛ هم میکُشند و هم تعزیه میدارند!
10) دشمن برخلاف محتوای جنگ شناختی، در مقابل ایران قوی احساس ناتوانی میکند. عقدهگشایی در قالب شرارت سازمانیافته را باید برآمده از آن حس درماندگی دید. 20 سال برنامهریزی به عنوان مقدمه جنگ 12روزه، بسیار دقیق بود؛ اما محاسبات اساسی آن درباره مردم، نظام و رهبری، و نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، اشتباه از آب درآمد. آنها 6 ماه بعد، و پس از ناکامی در ارعاب ایران از طریق آژانس و مکانیسم ماشه، فاز دوم جنگ را کلید زدند.
11) از اینجا به بعد ماجرا و ریشه و خاستگاه آن را باید به نقل از محافل صهیونیستی و غربی مطالعه کرد:
- ری تکیه عضو شورای روابط خارجی آمریکا: پزشکیان اخیراً گفت که کشورش در جنگ تمامعیار با آمریکا و اسرائیل است. ایران حق دارد اغتشاش را ادامه جنگ ترامپ و نتانیاهو بییند.
- روزنامه هاآرتص: راهبرد ترامپ، خیلی خام و محکوم به شکست است. ایران، کشوری با عمق راهبردی و ساختار درونی مستحکم است. نهتنها با خلأ قدرت روبهرو نیست، بلکه ساختار دفاعی و سیاسی آن درهمتنیده است. قدرت بلامنازع سپاه پاسداران و ارتش، به عنوان سدی نفوذناپذیر در برابر براندازی، هرگونه مداخله را به انتحار راهبردی برای غرب تبدیل میکند.
- سیما شاین، مدیر بخش ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل: اصلاً برای من روشن نیست که چرا بعضی محافل در اسرائیل نوشتهاند: «ما مردم ایران را تشویق میکنیم، ادامه دهید». داریم خودمان را لو میدهیم و داریم این روایت را تقویت میکنیم که سیا و موساد، عامل تحریک هستند و اعتراضات، واقعی نیست.
- روزنامه یدیعوت آحارونوت: جنگ و آشوب علیه ایران جواب نمیدهد. اغتشاشات، پا نگرفت. جنگ ایران و اسرائیل هم که در افق دیده نمیشود، میتواند مردم ایران را متحدتر کند.
- مؤسسه یهودی امنیت ملی در آمریکا: موشکهای ایران، فاصله هزار کیلومتری تا اسرائیل را به 9 دقیقه کاهش دادهاند. اسرائیلیها از این واقعیت که محدودیتهای آنان را آشکار کرد، نگرانند.
- جروزالمپست: موشکهای ایران، قلب زیرساختهای اسرائیل را شکافتند. ماتانیاهو انگلمن بازرس کابینه، وزارت دفاع و شورای امنیت ملی را متهم کرد که در تأمین دفاع از زیرساختهای حیاتی ناکام ماندهاند. سایتهای حیاتی، هدف موشکهای بالستیک ایران قرار گرفتند.
- بوعاز لوی، مدیر صنایع هوائی اسرائیل: بزرگترین غافلگیری اسرائیل در جنگ، فناوری نبود؛ شجاعت و جسارتی بود که ایرانیها نشان دادند. هرگز باور نمیکردیم کسی جرأت کند حجم عظیمی از موشکها را به مرکز اسرائیل شلیک کند. این در دنیا بیسابقه است. ایرانیها، میدانی کاملاً جدید را باز کردند که میتواند به شکل موشکباران باشد.
- اسرائیل هیوم: ضربات موشکی ایران، غیرقابل سانسور بود. مقامات نظامی تلاش کردند از انتشار موقعیت خسارات سنگین جلوگیری کنند اما پخش تصاویر مشخص کرد که پنهانسازی ممکن نیست. موشکهای ایرانی، درس آشکاری از شکنندگی زیرساختهای ما بودند. موشکی که به پالایشگاه بازان اصابت کرد، نشان داد هیچ مصونیتی وجود ندارد؛ همینطور گلوگاههای حساس که میتواند موجب فاجعهای بزرگ و فلجشدن نظم عمومی شود.
- جان مرشایمر، نظریهپرداز آمریکایی: ایران، ضربات خیلی سنگینی زد. جنگ، فقط 12 روز طول کشید، اما در روزهای پایانی، در حالی که موشکهای پدافندی اسرائیل رو به اتمام بود، ایرانیها در شلیک موشکهای بالستیک، کروز و پهپاد، هر روز ماهرتر شدند. براساس تمام شواهد، اسرائیلیها تمایل بسیار زیادی به توقف جنگ داشتند، چرا که دریافتند ایران، انبار عظیمی از موشکها را دارد. ایرانیان درسهای زیادی آموختند و دوباره میتوانند اسرائیل را در هم بکوبند. یکی از دلایل دستپاچگی دولت ترامپ برای خاتمه جنگ، مطرحشدن گزینه بستن خلیجفارس و تنگههرمز مطرح بود.
- شبکه انگلیسی اسکاینیوز: اگر آمریکا در جنگ دخالت نمیکرد، اسرائیل از دست رفته بود. ایران، کشوری پهناور با مساحت یکمیلیون و 650هزار کیلومترمربع است و توان تحمل ضربات را دارد. اما اسرائیل، موجودیت کوچکی با مساحت 15هزار کیلومترمربع و سریعاً آسیبپذیر است. نظام ایران، با ترور سران و فرماندهان از بین نمیرود؛ کشوری بسیار پیچیده که پنج نسل را پرورش داده. اما اسرائیل چه؟! اگر در 12 روز، نیممیلیون نفر از اسرائیل رفتند، در صورتی که جنگ 3 ماه ادامه پیدا میکرد، بقیه کجا میرفتند؟ من طرفدار ایران نیستم. اما کوچک شمردن کشوری با بیش از پنجهزار سال سابقه سیاستورزی، سادهانگاری است. ایران، کشوری ریشهدار به معنای کامل کلمه است.
- الجزیره: جریان ضدایرانی القا میکند ایران تضعیف شد؛ اما خود اسرائیلیها اعتراف میکنند که اگر جنگ فقط دو هفته دیگر ادامه مییافت، اسرائیل از درون فرو میپاشید.
- دنی سیترینوویچ (رئیس اسبق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل): موفقیتهای عملیاتی در جنگ، به یک دستاورد استراتژیک تبدیل نشد و اسرائیل، با پیروزی توخالی به خانه اول بازگشت. ایران، خود را برای رویارویی آماده میکند تا درسهایی را که از جنگ گرفته، به کار گیرد. هیچ اپوزیسیونی وجود ندارد که آینده ایران را تهدید کند. تواناییهای ایران اثبات شد و این سؤال مطرح است که در جنگ با این کشور، واقعاً چه چیزی میتوان به دست آورد؟ امید و آرزو، استراتژی نیست.
- اسرائیل هیوم: اعتماد به نفس ایران بالاست و هراسی از غرب ندارد. ایران در دفاع از منافع خود، از برنامه هستهای عقبنشینی نکرده، و در حال بازسازی سریع سامانههای موشکی است. این، نشانه اعتماد به نفسی جدید است. ایران به وضوح نشان داد که از مواضع اصولی عقبنشینی نخواهد کرد. اگر باید درسی گرفت، این است که ایران بسیار نیرومندتر از آن چیزی است که بسیاری گمان میکردند. آنها فقط طی 24ساعت بعد از حمله اسرائیل، موفق شدند ضمن تعیین مسئولان جدید، زمام امور را به دست بگیرند. آنها احساس پیروزی میکنند و نباید این احساس دستکم گرفته شود. تهران در حال تقویت توان نظامی است و اگر جنگ فرسایشی رخ دهد، اسرائیل متضرر میشود؛ چرا که ایران از لحاظ جغرافیایی وسیع، و هم از لحاظ تجربه نظامی، برتر است.
- رز زیمت پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت اسرائیل: انسجام ملی در ایران، بزرگترین تهدید علیه اسرائیل است. تجربه جنگ نشان داده که ایران، ظرفیت بازسازی توان راهبردی هستهای و موشکی را دارد. تهدید نظامی اسرائیل باید همچنان فعال باقی بماند تا از تثبیت این تصور در محاسبات ایرانیها ممانعت کند که تقابل نظامی تمام شده است. ایران، از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برنامه هستهای برخوردار است. اسرائیل باید مستمراً، در این بازسازی اخلال کند و ایران را در وضعیت ابهام، فرسایش و تردید راهبردی فرو برد. باید دائماً از شکافهای داخلی در سطح ادراکی، رسانهای و غیرمستقیم استفاده کرد، به نحوی که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود. خطر اصلی، لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود. راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایتها و رقابت درون نخبگانی قرار گیرد؛ و انرژی کشور به جای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقهای و راهبردی، صرف مدیریت بحرانهای داخلی شود. اسرائیل باید بر اعتراضات تمرکز کرده و آن را در محاسبات امنیتی در نظر بگیرد. هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد در داخل است، نه تبدیل اعتراضات به مواجهه میان ایران و دشمن خارجی. حفظ فشار مستمر و فرسایشی، مطلوبتر از جنگ است که خطر انسجام در ایران و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی اسرائیل را در پی دارد. حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی (بدون ارتقای تقابل به سطح جنگ) امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامهریزی بلندمدت را مختل میکند.
- فارنافرز: اینکه اسرائیل و آمریکا گمان کنند میتوانند نظم جدیدی در خاورمیانه بسازند، توهم است. پدافند اسرائیل، در برابر حملات موشکی ایران، با کمبود شدید روبهرو شد. اسرائیل بهتر است از لبه پرتگاه عقبنشینی کند. درگیری طولانیمدت، کاستیهای اسرائیل را آشکار کرده: دفاع موشکیاش ناامن است، اقتصادش نمیتواند جنگ بی پایان را تحمل کند، و سیاست داخلیاش دچار آشفتگی است. اسرائیل پس از جنگ غزه، و روز بهروز منزویتر شده است.
- ژنرال تامیر هایمن (رئیس سابق اداره اطلاعات نظامی ارتش/ رئیس مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل): تسلیم ایران، توهم است. ایرانیها خود را بازیگر جهانی مشروع، با تاریخی طولانی و وارث یک امپراتوری بزرگ میدانند که بر اثر مداخلات غرب، شکوه گذشتهشان ربوده، و دولتی دست نشانده و پادشاهی به جایش گذاشته شده بود. اکنون دوره تازهای از احیای ایران است: احیای نقش جهانی و بازپسگیری رهبری، نه فقط در خاورمیانه، بلکه در سطح جهانی. تا آنجا که اطلاع دارم، ایرانیها هرگز تسلیم نمیشوند و در برابر فشار خارجی، سر فرود نمیآورند. ندیدهام که کنار بکشند و رها کنند. مدام خود را بازآفرینی میکنند و ستونهای پیشین امنیت ملی را بازتعریف میکنند و شکل میدهند. اگر یکی از ستونهای پیشین، از بین برود یا تضعیف شود، آنها راهی جایگزین پیدا خواهند کرد.
منبع: کیهان
انتهای پیام/