خبرگزاری تسنیم ـ حجت الاسلام بهروز دلاور؛ به لامپهایی که در ویترین مغازه بود، خیره شد. با تعجب پرسید: بابا! چرا این لامپها نور ندارند؟ چرا روشنایی ایجاد نمیکنند؟ معلوم است پسر گلم؛ زیرا به جریان الکتریسیته وصل نیست. صدها نورافکن هم اگر در کنار یکدیگر قرار گیرند، اما به برق اتصالی نداشته باشد، به اندازه یک نقطه هم روشنایی و نورانیت ایجاد نمیکنند.
غرب با همه هیاهو و سروصدایی که در جهان ایجاد کرده، به جریان الکتریسیته متصل نیست. ابرسازهها، خودروهای خودران، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی، پیوند علوم زیستی و علوم الکترونیک و رایانه، کشف جهان بسیار کوچکها، کشف جهان بسیار بزرگترها، کشف ستاره وای یو اسکاتی و دهها اکتشاف دیگر نتوانسته در محیط او نورافشانی کند.
انسان غربی، با همه دبدبه و کبکبهاش بدیهیترین موجود آفرینش را پیدا نکرده است. خدا و خودش را زیر خروارها ابتکار و اختراع پنهان کرده، در حالی که پیوسته در جستجوی توسعه و روشنایی برای تعالی خود و جامعه است.
هر روز یک عرصه جدید علمی و دانشی را فتح میکند؛ اما لایههای وجودی خودش را نمیشکافد. به وسیله ربات جراحی از راه دور، دقیقترین جراحیهای فوقتخصصی را از فاصله هزاران کیلومتر با استفاده از ابزارهایی با قطر تنها، نیم میلی متر انجام میدهد؛ اما با گذشت قرنهای طولانی، تیغ جراحی را بر واضحترین خرافات فکر و ذهنش نکشیده است.
در حوزه مهندسی، برجی با ارتفاع بیش از 800 متر و 200 طبقه ساخته که فراتر از ابرها رفته؛ با این وجود، هویت و استعداد بیپایان خودش را در لابلای 50 هزار تُن فولاد به کار رفته در این برج، به فراموشی سپرده است.
چراغها، نورافکنها و لامپهای دنیای غرب به خوبی کار میکند، اما فطرت و سرشت جامعه غرب، در مدار الکتریسیته قرار ندارد. از مدار خارج گشته و روز به روز بر تاریکی و جهالتش فزونی میبخشد. کار به اندازهای رسیده که به جای بتپرستیهای دوران جاهلیت عصر پیامبر، امروز در تاج و تخت کاخ سفید، اسناد بالادستی برای انسانپرستی و شیطانپرستی به صورت شیک و مجلسی، تصویب میکنند.
انسان امروز، غرق در مطالعات، درباره دانههای تسبیح میاندیشد و مینویسد: تاریخ و زمان، تکنولوژی و فناوری، خواب و رؤیا، پول و ثروت، سرعت و پیشرفت، جنگ و صلح، سبک زندگی و معاشرت، اجتماع و سیاست، فرهنگ و اقتصاد، تمدن و زیستجمعی، و دهها موضوع حیاتی دیگر. با این همه، او نخ تسبیح را گم کرده است. نخ، نگهدارنده و هویت بخش تسبیح است. دانههای تسبیح به تنهایی چه ارزشی دارند؟ جز سردرگمی و حیرت هیچ ارمغانی ندارند.
نخ تسبیح عالم، خداست. اساس عالم، توحید است. بصیرت حقیقی، نه آگاهی از اطلاعات روزانهای است که هر روز در خبرگزاریها و رسانهها منتشر میشود؛ که هست. بلکه جستجوکردن خدا و تحقق توحید در سرشت انسانها و نهاد جامعه است.
امپراتوری غرب، سالهاست همه دادههای جهان را واکاوی کرده و آنها را به بهترین شکل صورتبندی کرده، حال کدام سعادت را به انسان ارزانی داشته است؟ جز قتل و غارت، گسترش خوی وحشیگری، انتشار بیحیایی، فروپاشی حقوقبشر، متلاشیشدن نهاد خانواده، نابودی روان انسان از طریق مواد مخدر، ترویج همجنس بازی، از بین بردن هویت زنان و... چه ثمرهای برای بشریت داشته است؟!
تمدن غرب، نمونه تجربه زیسته بیخدایی در تاریخ معاصر است. بصیرت، عبرتگیری از این تجربه زیسته تاریخی بشر است. بصیرت نه دیدن کنشگریهای سطحی در کوچه و خیابان است؛ بلکه چشم بازکردن به روی خیانتها و جنایتهای تاریخی غرب بر علیه انسانیت و حقیقت است. بصیرت یعنی دیدن خدا و کوشش برای استقرار توحید در جامعه.
*مدرس و پژوهشگر معارف انقلاب اسلامی
انتهای پیام/