به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، تقارن خجسته میلاد مولای متقیان حضرت علی (ع) با ایام شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی، فراتر از یک اتفاق تقویمی، فرصتی استراتژیک برای بازخوانی الگوی مردانگی در تمدن اسلامی است.
این نوشتار به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه سردار دلها توانست آموزههای نهجالبلاغه را از بطن تاریخ به متنِ میدانهای نبرد معاصر منتقل کرده و «مردانگی عملی» را در تراز انقلاب اسلامی تعریف کند.
از محراب کوفه تا میدانهای منطقه
حضرت علی (ع) در تاریخ معارف بشری، تلاقی شگفتانگیز شجاعت در جنگ و شفقت در برابر مظلومان است؛ پیر طریقت عدالت که در محراب عبادت میگریست و در میدان نبرد، لرزه بر اندام ستمگران میانداخت. حاج قاسم سلیمانی دقیقاً در امتداد همین مسیر، واژه مردانگی را از حصار کلمات خارج و در جغرافیای وسیع مقاومت ترسیم کرد.
این سردار بزرگ اسلام آموخت که میتوان فرماندهی مقتدر در برابر استکبار جهانی بود و همزمان با تواضعی مثالزدنی، خود را سرباز وطن و خادم مردم نامید. این همان اصالت مکتب علوی است که در آن، قدرت نه برای سلطه، بلکه برای استقرار امنیت ستمدیدگان به کار گرفته میشود.در نگاه شهید سلیمانی، جبهه مقاومت محدود به یک منطقه خاص نبود، بلکه او جبههای به وسعت تمام آزادگان جهان گشود. او با درک عمیق از رسالت جهانی تمدن اسلامی، نشان داد که دفاع از حرم، دفاع از حریم حقیقت و انسانیت در برابر توحش مدرن است.
این تفکر که ریشه در جهانشمولی نام علی (ع) دارد، امروز به الگویی برای تمامی ملتهای تحت ستم تبدیل شده تا دریابند که با اتحاد و ایستادگی، میتوان نظمهای تحمیلیِ ناعادلانه را در هم شکست و به سوی افقهای روشن آزادی و استقلال گام برداشت.
مکتب سلیمانی؛ هندسه جدید قدرت و معنویت
آنچه شهید سلیمانی را فراتر از یک نابغه نظامی در تاریخ ثبت کرد، رویکرد او در ترکیب عقلانیت راهبردی با ایمان قلبی بود.وی در تحلیلهای خود بر پایه حکمت علوی، ثابت کرد که هزینه سازش با نظام سلطه به مراتب سنگینتر از ایستادگی است.
حاج قاسم با شبکهسازی از نیروهای مردمی در سراسر جهان اسلام، نشان داد که مقاومت یک مذهب یا جناح نیست، بلکه یک آرمان انسانی برای بازپسگیری کرامت است. وی با تاسی به سیره حضرت امیر (ع)، دیپلماسی را به جایگاه اصلی خود یعنی دیپلماسی عزتمدار بازگرداند و ثابت کرد که در میدان حق، بنبستی وجود ندارد.
شهید سلیمانی نشان داد که پیرو واقعی مکتب علی (ع) کسی است که در کنار شجاعت، از بالاترین سطح تدبیر و عقلانیت برخوردار باشد. او در میدانهای پیچیده دیپلماسی و نبرد، با تکیه بر بصیرت علوی، چنان هندسه قدرت را تغییر داد که بزرگترین اتاقهای فکر استکبار در برابر اراده او به زانو درآمدند. این الگو به ما میآموزد که اقتدار حقیقی، از پیوند میان دانش راهبردی و معنویت اصیل پدید میآید؛ مسیری که در آن، هر تصمیمی بر پایه عزت ملی و حکمت اسلامی بنا شده است.
استمرار ولایت الهی در تراز تمدنسازی
اگر ولایت را نوری واحد بدانیم که در طول تاریخ تداوم یافته، شخصیتهایی چون شهید سلیمانی و متفکرانی همچون آیتالله مصباح یزدی، هر کدام بخشی از این پازل عظیم را در عرصههای میدان و تبیین کامل کردند. این تقارن به ما یادآوری میکند که مکتب سلیمانی یک جرقه تصادفی نبود، بلکه میوه درختی است که ریشه در توحید و شاخههایش در ایثار گسترده شده است.
حاج قاسم با خون خود امضا کرد که دفاع از مظلوم مرز نمیشناسد و مکتب او، دستاورد تمدنی انقلاب اسلامی است که در آن اخلاق و سیاست، و معنویت و قدرت با یکدیگر پیوند خوردهاند.وی ثابت کرد که قدرت واقعی یک نظام، نه در ابزارهای سخت، بلکه در میزان پیوند قلبی با تودههای مردم نهفته است و با تاسی به سیره امیرالمؤمنین (ع) در مردمداری، توانست سرمایه اجتماعی عظیمی را حول محور مقاومت شکل دهد که هیچ فتنه و تحریمی قادر به گسستن آن نیست.
امروز پایداری ملی ما در گرو تداوم همین نگاه است؛ نگاهی که مسئول را خدمتگزار مردم میبیند و با صداقت در عمل، امید را در کالبد جامعه تزریق میکند تا میان حاکمیت و مردم، پیوندی ناگسستنی و پولادین ایجاد شود.
چگونه سلیمانی بمانیم؛ رسالت نسل نو
تداوم راه حاج قاسم در دوران کنونی، بیش از آنکه به سوگواری نیاز داشته باشد، به تکثیر الگوهای عملی نیازمند است. برای سلیمانی ماندن در تلاطم فتنههای معاصر، باید مدیریت را با اخلاص و مسئولیتپذیری را با فداکاری گره زد.
راه این سردار رشید اسلام از مسیر خدمت بیمنت به مردم و ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی میگذرد. هر جوانی که امروز با بصیرت علوی در برابر استیلای فرهنگی و اقتصادی دشمن ایستادگی میکند، در واقع در حال بازتولید مکتب سلیمانی است. ما وظیفه داریم این نگاه بنبستشکن را در تمامی ارکان اجرایی کشور نهادینه کنیم تا الهامبخش آیندهای باشیم که در آن، عدالت علوی نه یک آرزو، بلکه یک واقعیت ملموس اجتماعی باشد.
شهادت حاج قاسم، آغاز جهانی شدن یک تفکر بود که اکنون از شرق تا غرب عالم، آزادگان را به ایستادگی فرا میخواند. نام او امروز مترادف با حریت است؛ چرا که او فرزند خلف مکتبی است که مرگ در راه حق را «فُزتُ و ربِّ الکعبه» میداند.
این میراث علوی، سپری نفوذناپذیر است که ایران و جبهه مقاومت را در مسیر تمدنسازی نوین اسلامی، تا تحقق نهایی آرمانهای والای انسانی، سربلند و استوار نگاه خواهد داشت.
انتهای پیام/7558